عشق سالهای وبا – LitToCh

خرید بک لینک
عشق سال‌های وباعشق سالهای وبا

عشق سالهای وبا نام رمانی است- نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که اولین بار در سال ۱۹۸۵ به زبان اسپانیایی منتشر گردید و در سال ۱۹۸۸ ترجمه آن به زبان انگلیسی و در سال ۲۰۰۷ نیز فیلمی با اقتباس از آن ساخته و روانه بازار شده است- کتاب عشق سالهای وبا بعد از کتاب صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز- از نظر شهرت و محبوبیت جایگاه خاصی دارد

معرفی نویسنده

گابریل خوزه گارسیا مارکز -زاده ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکده آرکاتاکا درمنطقه سانتامارادر کلمبیا – درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴- رماننویس- نویسنده- روزنامهنگار- ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو -برای تحبیب- مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی میکرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ میشناسند که یکی از پرفروشترین کتابهای جهان است. گارسیا مارکز که به شدت تحت تاثیر ویلیام فالکنر- نویسنده آمریکایی- بود- نخستین کتاب خود را در ۲۳ سالگی منتشر کرد که از سوی منتقدان با واکنش مثبتی روبرو شد.

گارسیا مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی ریالیسم جادویی بود- اگرچه تمام آثارش را نمیتوان در این سبک طبقهبندی کرد. او در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال تنهایی کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند. صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیده اکثر منتقدان شاهکار او به شمار میرود. او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان- برنده جایزه نوبل ادبیات شد. بنیاد نوبل در بیانه خود او را -شعبده باز کلام و بصیرت- توصیف کرد. آخرین اثری که از او منتشر شد- کتابی است به عنوان -نیامدم که سخنرانی کنم- که ۲۲ سخنرانی او را که به مناسبتهای گوناگون در سراسر جهان ایراد کرده- در بر میگیرد.

گابریل گارسیا مارکز- در روز پنجشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ -۲۸ فروردین ۱۳۹۳- در سن ۸۷ سالگی- در خانهاش در مکزیکو سیتی درگذشت. دو سال پیش از مرگ- برادر گابریل گارسیا مارکز اعلام کرد او از بیماری فراموشی -دمانس- رنج میبرد و دیگر نمینویسد. جسد وی فردای آن روز در روز آدینه در مکزیکوسیتی سوزانده شد- بخشی از خاکستر جسد وی به کلمبیا زادگاهش منتقل شد.

عشق سال‌های وباگابریل گارسیا مارکز

معرفی کتاب عشق سالهای وبا

عشق سالهای وبا نام رمانی است- نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات که اولین بار در سال ۱۹۸۵ به زبان اسپانیایی منتشر گردید و در سال ۱۹۸۸ ترجمه آن به زبان انگلیسی و در سال ۲۰۰۷ نیز فیلمی با اقتباس از آن ساخته و روانه بازار شده است.

محور اصلی کتاب روایت داستان عشق یک پسر به نام فلورنتینو به فرمینا دازا است که علیرغم مخالفتهای پدر فرمینا و دوری این دو از هم برای مدت چند سال باقی میماند. اما فرمینا در ادامه داستان با مردی به نام اوبرینو که پزشکی محقق و به دنبال ریشه کن کردن وبا میبوده ازدواج میکند. فلورنتینو پس از ازدواج معشوقهاش به خود قول میدهد تا عشق او را در درون خود تا ابد زنده نگه داشته و به آن وفادار بماند.

سالها میگذرد و فلورنتینو با وجود روابط دوستی متعددی که با زنان بر قرار میکند به عقیده خود هنوز به عشق فرمینا احترام میگذارد و ازدواج نمیکند و تمام تلاش خود را انجام میدهد تا معشوقهاش از این آشناییها بویی نبرد. یک روز اوبرینو که برای پایین آوردن سگ از روی درخت بر بالای نبردبان رفتهبود سقوط کرده و فوت میکند و فلورنتینو بعد از مراسم خاکسپاری عشق خود به فرمینا را مجددا ابراز کرده و فرمینا به این عشق پاسخ مثبت میدهد.

بهمن فرزانه مترجم این کتاب سالهاست که در ایتالیا سکونت دارد. وی -عشق سالهای وبا- را از شاهکارهای گابریل گارسیا مارکز میداند و میگوید: -من این کتاب را خیلی دوست دارم. چرا که از آثار ماندگار این نویسنده است.- فرزانه این کتاب را از زبان ایتالیایی به فارسی برگردانده است و در این کار- ترجمه فارسی را با متن اسپانیایی و انگلیسی تطبیق داده است.

عشق سال‌های وباعشق سالهای وبا

خلاصه کتاب عشق سالهای وبا

عشق سالهای وبا- یکی از عاشقانه های معروف جهان رمان است. فلورنتینو- جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط است. او فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است. او در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و ووقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود- با دیدن دختر خانواده -فرمینا- عاشق او می شود. فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند. پدرش ثروتمند است اما پیشینه شغلی مشکوکی دارد- از خانواده اشراف نیست اما خیال های خاصی برای ازدواج دخترش با خانواده ای با اصل و نسب دارد و او را به مدرسه غیر انتفاعی! می فرستد:

مدرسه ای که بیش از دویست سال بود دختران خانواده های محترم هنر کدبانوگری و در ضمن توسری خوردن را در آن می آموختند- دو مسیله ای که برای همسر بودن از واجبات محسوب می شد.
فلورنتینو اهل مطالعه و صاحب قلم است – کتابخوانی که در طی سال های سال کتاب خوانی – هرگز نفهمید چه کتابی خوب است و چه کتابی بد – و قبل از اظهار عشق به اندازه یک کتاب نامه عاشقانه ارسال نشده- به معشوقش نوشته است. اما بالاخره به کمک دیگران ابراز عشق صورت می پذیرد و جوانه هایی از عشق دوطرفه پدید می آید- عشقی مکاتبه ای و بی آلایش. پس از اطلاع پدر از عشق دخترش- او سعی می کند با دور کردن آن دو – آتش این عشق را خاموش کندلذا به مسافرتی طولانی می رود. در طول مدت این مسافرت 2 ساله ارتباطات به صورت تلگرافی ادامه پیدا می کند اما پس از بازگشت و مواجهه دو عاشق- فرمینا ناگهان احساس می کند که عشقی نسبت به فلورنتینو ندارد لذا قضیه را کات می نماید!

پس از این ماجرا- سر و کله ضلع سوم داستان یعنی دکتر خوونال اوربینو پیدا می شود. دکتر اوربینو جوانی است از خانوادهای اشراف زاده که برای تحصیل علم طب به اروپا رفته و با کوله باری از علم و کلاس و انگیزه به شهر خود بازگشته است:
… همان شهر سوزان و خشک با خطرهای شبانه اش- همان لذت های یک نفره پسران تازه بالغ شده. شهری که گل ها مثل فلزات در آن زنگ می زدند و نمک نیز می گندید…

فلورنتینو پس از این شکست عشقی تبدیل به سایه ای از یک مرد می شود -مردی که حریصانه عشق می خواست و در عین حال چیزی را هم از خود عرضه نمی داشت- هیچ چیز نمی داد و همه چیز می خواست- سایه ای که پایداری خود در عشق را – در وفاداری و پرهیز از هرگونه ارتباطی با زنان می بیند. هرچند بعدها تبصره هایی اندک! بر این عقیده زده می شود ولی همانگونه که در فصل اول و در صفحات ابتدایی داستان می بینیم او پس از گذشت نیم قرن همچنان بر عشق خود پایدار است.-همه مطالبی که نوشتم تقریبا در فصل اول بیان می شود لذا کسانی که نخوانده اند زیاد نگران نباشند –
این رمان در نگاه اول شاید رمانی است در ستایش عشق اما به نظر من رمانی است در اثبات جاودانگی زندگی.

عشق سال‌های وباعشق سالهای وبا

نقد کتاب

برخی از منتقدین به این موضوع اشاره کردهاند که مارکز در کتاب عشق سالهای وبا به بیان داستانی تکراری و مرسوم پرداخته در حالی که خود وی در خصوص کتابش به خوانندگان اینگونه هشدار میدهد که: -شما باید مراقب باشید- تا در دام من گرفتار نشوید.-

بنظر منتقدان ادبی- مارکز در رمان عشق سالهای وبا به دنبال این است که بیماری عشق را توصیف نماید. وی عشق را به مانند بیماری میداند که میتواند همانند وبا گریبانگیر قربانیانش بشود. مارکز این موضوع را در این رمان به خوبی توصیف کرده است. سوال اصلی کتاب این است که- آیا میل و اشتیاق زیاد به عشق کمک میکند یا تبدیل به مانعی در راه عشق میشود؟ فلورنتینو و اوبرینو نمایندگان شخصیت هایی هستند که در دو سر طیف هوسورزی و اشتیاق قرار دارند و فرمینا شخصی است که پاسخش به این سوال به مهمترین انتخاب زندگیش و دلیل اصلی نوشتن این کتاب تبدیل میگردد.

عشق سال‌های وباعشق سالهای وبا

قسمت هایی از کتاب:

عقل زمانی به سراغ انسان می آید که دیگر کاری از پیش نمی برد .
تنها در صورتی در لحظه مرگ افسوس خواهم خورد که مرگم به خاطر عشق نباشد.
هر چه در مورد یک عشق اتفاق بیافتد بر همه عشق ها در سراسر جهان اثر خواهد گذاشت.

اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است- ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود ولی تنها چیزی که یاد گرفته بودند این بود که عقل موقعی به سراغ آدم می آید که دیگر خیلی دیر شده است.
ترس او- ترس از مرگ نبود. نه- ترس از مرگ سال های سال بود که در قلبش وجود داشت و همراهش زندگی می کرد. سایه ای بود که به سایه خود او اضافه شده بود.

در هشتاد و یک سالگی هنوز عقلش می رسید که فقط با چند نخ نازک و پوسیده با این جهان پیوند دارد- نخ هایی که ممکن بود بدون هیچ گونه احساس درد پاره شوند. خیلی ساده- با یک غلت زدن عوضی در هنگام خواب. تمام سعی و کوشش خود را به کار می برد تا آن نخ ها پاره نشوند چون می ترسید که در ظلمت مرگ- خدا را جلوی چشم خود نبیند.

مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه- یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود. لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.

فلورنتینو آریثا بدون این که به خود رحم کند هر شب نامه می نوشت. نامه ای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی- و هر چه سعی می کرد نامه هایش بیش تر به مجموعه اشعار شعرای مورد علاقه اش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد می رسیدند- شباهت پیدا کنند- نامه ها طولانی تر و دیوانه وارتر می شدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود- رفته رفته نگران سلامتی او می شد. وقتی از اتاق خواب صدای بانگ اولین خروس ها را می شنید به طرف او فریاد می کشید: ” داری عقلت را از دست می دهی- مغزت معیوب می شود- هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت این همه عشق را داشته باشد.

عشق سال‌های وباعشق سالهای وبا

در زبان فارسی

ترجمههای زیادی از این کتاب وجود دارد.

کیومرث پارسای- انتشارات آریابان
اسماعیل قهرمانی پور- انتشارات روزگار
مهناز سیف طلوعی- انتشارات مدبر
بهمن فرزانه- انتشارات ققنوس

منبع :

کتابناک

کتابیسم

ویکی پدیا

کافه کتاب

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 14:21

صفحه بندی