نان و شراب – Bread and Wine

خرید بک لینک
نان و شرابنان و شراب

نان و شراب – رمانی اثر اینیاتسیو سیلونه – نویسنده ایتالیایی است- این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر میبرد- کتاب اولین بار در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی چاپ و در سوییس منتشر شد و در همان سال ترجمه انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید- نسخه ایتالیایی کتاب تا سال ۱۹۳۷ ظاهر نشد- بعداز جنگ سیلونه نسخه کاملا متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد

معرفی نویسنده

اینیاتسیو سیلونه -زاده ۱ مهی ۱۹۰۰ – درگذشته ۲۲ اوت ۱۹۷۸- از نویسندگان معاصر ایتالیا است که در روستای -پشینا- از بخش -اَبروتزو- به دنیا آمد.
سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت- چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیت های سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند -نان و شراب- و -فانتامارا- و -دانه زیر برف- و -یک مشت تمشک- و -رازلوک- و -روباه و گلهای کاملیا- را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی ضد فاشیسم علیه حکومت موسولینی مبارزه کرد.

در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای داریو بیوکا و مایورو کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود- و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.

نان و شراباینیاتسیو سیلونه

معرفی کتاب نان و شراب

نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه نویسنده ایتالیایی- رمانی فوق العاده زیباست.
این رمان زمانی نوشته شد که سیلونه در تبعید دولت بنیتو موسولینی به سر می برد.کتاب اولین بار و در سال ۱۹۳۶ و به زبان آلمانی و چاپ شده در سویس منتشر شد و در همان سال ترجمه انگلیسی آن در لندن نیز منتشر گردید.نسخه ایتالیایی کتاب تا سال 1937 ظاهر نشد.بعد از جنگ سیلونه نسخه کاملا متفاوتی از کتاب به زبان ایتالیایی در سال ۱۹۵۵ منتشر کرد.
این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد.
نان و شراب 472 صفحه دارد و در سال 1388 به چاپ هفدهم رسید.

نان و شرابنان و شراب

خلاصه کتاب نان و شراب

در این رمان- که سهم حسب حال سیلونه در آن بسیار زیاد است- او از انقلابی دلزدهای سخن میگوید که احساس میکرد در وجودش سربرمیآورد. در واقع- در گفتگوهای این کتاب بعضی از دلایل تصمیم نویسنده به ترک حزب کمونیست در 1930 دیده میشود. رمانی است به معنای آنچه استاندال رمان میپنداشت- یعنی آینهای که انسان را در طول راهی به گردش درمیآورد. سیلونه بازگشت غیرقانونی پیترواسپینای مهاجر را به ایتالیا ترسیم میکند که برای بهتر مخفی کردن خود به لباس کشیشی درآمده و نام دون پایولو را برای خود برگزیده است. پیترو- به علت بیماری- به زودی شهر رم را ترک میگوید و در همان لباس کشیشی به روستای کوچکی در ناحیه آبروتسی میآید تا مداوا شود. در آنجا در تماس با مردان خاک خود و دختر جوانی به نام کریستینا که میخواهد راهبه شود- درمییابد که اعتقادش به انقلاب به دلیل وفاداری به جوهر اخلاقی مسیحیت است- مسیحیتی که او همچنان از پذیرفتن اسطوره آن امتناع میورزد و …..

نان و شرابنان و شراب

تحلیل و نقد کتاب نان و شراب

در ابتدای کتاب اینچنین آمده است: نان و شراب داستان ایثار است. داستان تکرار آن فدیه آسمانی است که عیسی مسیح بود. داستان بدین شکل شروع می شود که -دن بنه دتو- که قبلا کشیش بوده و به تدریس می پرداخته است از طرف پاپ اعظم از کار برکنار شده و اکنون به همراه خواهرش در آبادی روکادی مارسی زندگی می کند. در جشن تولد هفتاد و پنج سالگی اش- شاگردان قدیمی اش قرار است به دیدنش بیایند. شاگردانی که در زمان تحصیل آرمان های بزرگی داشتند اما در دنیای واقعی بر اساس آرمان هایشان نتوانستند زندگی کنند. تنها پیترو سپینا -قهرمان داستان- در برابر وضع موجود در کشورش سر خم نکرده و تبدیل به یک انقلابی البته خانه به دوش شده است.

داستان در زمان موسولینی اتفاق می افتد که در این دوران کلیسا طرفدار حکومت هست و نه ملت. توده های مردم تحت تاثیر خرافات و تعصبات مذهبی هستند. پیترو سپینا که می خواهد کشیش بشود حالا یک فرد سوسیالیست شده که در صدد راه اندازی انقلابی بر علیه فاشیسم هست. او به ایتالیا بر می گردد و در کسوت یک کشیش و با تغییر نام سعی می کند زمینه های انقلاب را فراهم کند- اما …

داستان نان و شراب به صورت سوم شخص روایت می شود. شخصیت پردازی های نویسنده کتاب -سیلونه- خواننده را خیلی تحت تاثیر قرار می دهد. خودم به شخصه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم بطوری که تا زمانیکه کتاب را تمام نکردم آنرا نبستم. در هنگام مطالعه نان و شراب- به شکلی عجیب جذب داستان شدم و با شور و اشتیاق فراوانی که تاکنون هنگام مطالعه یک کتاب تجربه نکرده بودم- همراه اتفاقاتی که برای شخصیت های داستان می افتاد گام به گام پیش رفتم و در این مسیر هیجان- عشق- دلتنگی- تنهایی و … را تجربه کردم.

این داستان گویای مذهب است اما در پنهانی ترین نقطه درون سوسیالیسم و در زیر پوشش ضدمذهب- قهرمان داستان به نوعی- مسیحی- دیگر است. همچنین تحلیلی است ژرف بر سیاست و زندگی توده ها- در ایتالیای زمان وقوع این داستان و نیز تحلیل سه عنصر: سوسیالیسم- فاشیسم و کلیسا که هرکدام از آنها به تنهایی خصایص آن دو دیگر را داراست و هر یک می تواند نمادی از تمامیت خواهی دو جزء دیگر باشد.

سپینا قهرمان داستان- نماینده تفکر سوسیالیزمی است که بر علیه فاشیسم می جنگد- فاشیسمی که در بطن خود فناتیزم و ارتجاع سیاه مسیحیت و کلیسا را پنهان کرده است. و کتاب به شرح تضادهای موجود در این سه عنصر لجام گسیخته می پردازد که ایتالیا را به مثابه پیکری- پاره پاره می کنند.

شخصیت سپنیا در این کتاب گویای تضادی عمیق بین باورها -ایده آلها- و واقعیت ها -ریال بودن دنیای موجود- است. وی هر چند سوسیالیست است اما از دگماتیسم فاصله بسیاری دارد چرا که دایما در کار انتقاد از خویش و نحوه عملکرد خود می کوشد و دست به تحلیل آینده سوسیالیزمی می زند که به آن اعتقاد دارد و به همان تباین عمیق بین نهضت و نظام می رسد. تا وقتی یک نهضت به نظام تبدیل نشده پویاست- آزادیخواه است و از خود انتقاد می کند اما به مجرد دستیابی به قدرت و تبدیل به یک نظام- تمامی آن ویژگی ها را از دست می دهد و در تعصب کور خود فرو می رود و غرق می شود.

در واقع داستان سعی در گفتن این حقیقت دارد که توضیح فوق نمی تواند توجیهی منطقی و عادلانه باشد چرا که فاشیسم به دلیل همین توجیه هایش از میان برداشته شد و اگر از آنسو فاشیسم هیولایی است که بی منطق می کوبد و از بین می برد پس چرا سوسیالیست ها که داعیه مبارزه با آن را دارند نیز همانطور رفتار می کنند.

از طرفی دیگر از ضلع سوم مثلث- با کلیسا و باورهای خرافی مذهبی روبرو شویم نویسنده در این اثر جهل- تعصب- و فسادی را که تا عمق و ریشه پیکره کلیسا ریشه دوانده است- را به خوبی می شکافنند و در ترسیم ایتالیای جهل زده- تاریک و بی فرهنگ کوشیده است. ایتالیایی که در آن جایی برای آزاد زیستن جز در خدمت به ظلم و حکومت نیست- کشوری که کلیسا در را س هرم ستم آن قرار دارد و به تبلیغ مذهبی می پردازد که چیزی جز همان افیون معروف توده ها نیست.

از این روست که یک مبارز متعهد و معتقد به باورها و در عین حال ریالیست باید قیام کند و برای بهبود اوضاع دست به ایثار و قربانی کردن خویش بزند و عیسی وار صلیب بر دوش کشد. بنابراین سپنیا در تمام مدت در جستجوی یک پایگاه اصیل و ارزشمند- حرکتی دایم دارد و وجود او به مثابه یک انقلاب دایم است که هر لحظه پویا تر و کاملتر می شود.

جملاتی زیبا از کتاب نان و شراب

– زمانی بود که راستگویی هم تا حدی پیشرفت داشت و کم و بیش قابل اغماض بود- اما امروز دیگر اصلا بازار ندارد.
– بلای عصر ما فقدان صفا و صمیمیت بین انسانها است- نبودن اعتماد بین آدمهاست.
– ما خویشتن را برای مردن آماده می کنیم- مردن با این حسرت که زندگی نکردیم.
– تو هیچ مترس چون بخشوده شده ای- اما برای جامعه فاسدی که تو را مجبور کرده است تا از بین مرگ و بی آبرویی یکی را انتخاب کنی- بخشایش وجود ندارد.
– آدم اگر بخواهد کارش ثمر داشته باشد باید رنج بکشد و به جای عرق- خون بریزد.
– در هیچ عصر و زمانه ای مانند دوران ما کلمات را از هدف ساده و طبیعی خویش که مرتبط ساختن انسانها به یکدیگر است منحرف ننموده اند.حرف زدن و فریب دادن امروزه تقریبا مترادفند.
– چرا تمام انقلابات بدون استثنا به صورت نهضت های آزادی بخش شروع شده ولی به استبداد انجامیده اند؟
قریب به دو هزار سال است که به ایشان خبر داده شده و این جمله خطاب به ایشان است که: – بسا کسان به نام خدا بیایند و ملتها را اغوا کنند-

نان و شرابنان و شراب

هنر نویسنده در تکمیل اثر

سیلونه- قدرت شگفتانگیزی دارد. قلم او استحکام- شیوایی و فصاحت قلم کلاسیکها را دارد. از این لحاظ او یک نویسنده به تمام معنا کلاسیک است که با کمترین حرکت و با طرح چند خط- زندهترین توصیفها را در کمال بلاغت تصویر میکند. وقتی به قدرت نویسنده واقف میشویم که میبینیم در سراسر کتاب یک نبوغ و تخیل حقیقی و یکدست وجود دارد و همه کارکترها به خوبی قادرند که اندیشههای خود را بیان دارند. این پختگی فکر تقریبا در تمام کارهایش دیده میشود. اگر دقت کرده باشید رمانهایش مثل تیاتر هستند و نمایش نامههایش مثل رمان- این به خاطر جوشش زندگی در اندیشههای این مرد است. نویسندههایی را دیدهایم که عامدا از قدرت و غنای زبان خود میکاهند تا رمانتیست نشوند زیرا آنان چنتهای پر از حقیقت تلخ و بیپیرایه برای گفتن دارند- سیلونه یکی از آنها است.

ترجمه فارسی

این کتاب اولین بار در سال ۱۳۴۵ و با ترجمه محمد قاضی به فارسی برگردانده شد و اولین اثری بود که از سیلونه به فارسی برگردانده شد.

منبع :

باشگاه کتاب

کتابناک

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 14:21

صفحه بندی