جمال زاده – Mohammad Ali Jamalzadeh

خرید بک لینک
محمدعلی جمال زادهمحمدعلی جمال زاده

محمدعلی جمال زاده با نام کامل محمدعلی موسوی جمالزاده- نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است- او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی میدانند- داستانهای وی انتقادی -از وضع زمانه- ساده- طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است- جمال زاده را -پیشوای نوول نویسی فارسی- لقب داده اند

زندگی محمدعلی جمال زاده

سید محمدعلی جمال زاده نویسنده و مترجم ایرانی در ۲۳ دیماه ۱۲۷۴ در خانوادهای مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. جمال زاده را پدر داستان کوتاه زبان فارسی دانستهاند. او در یک خانواده مذهبی تولد یافت. پدرش سید جمالالدین واعظ اصفهانی بود که غالبا برای وعظ به شهرهای مختلف ایران سفر میکرد.

محمدعلی جمال زاده در چهار سالگی نزد زنداییاش -آمنه بیگم- که زنی باسواد بود- الفبای فارسی یاد گرفت و پس از آن به مکتبخانه رفت او در همان جلسه اول فلکه میشود و خیلی زود مکتبخانه را رها میکند. مادرش او را در -راستا بازار- بیدآباد نزد میرزاحسن صحاف میگذارد تا هم شاگردی کند و هم از او درس بیاموزد. جمالزاده در خاطرات خود میگوید: -تازه آن جا معنی خواندن و نوشتن را فهمیدم و کم و بیش دستگیرم شد که منظور از یاد گرفتن این علامتهای کج و معوج که به نام حروف و حرکات چون کرمهای زیانکاری از اولین دورهی کودکی به مغز و ریشهی عمر اطفال معصوم میافتد و تا دم مرگ شیرهی جانشان را میمکند- چیست.-

محمدعلی جمال زاده دورهی کودکی خود را در اصفهان گذراند اما پس از ده سالگی به همراه پدر به سفر میرفت. در همین سن و سال بود که پدرش در تهران اقامت گزید. پس از سه سال و در حالی که محمدعلی دوازده سال داشت پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. جمالزادهی پسر در بیروت بود که اوضاع ایران دچار تغییر شد. محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست. پدر که قصد آن داشت که به عتبات برود در همدان به دست نیروهای دولتی افتاد و او را به بروجرد تحویل دادند و به دستور حاکم این شهر- امیر افخم با طناب دار اعدام شد. برخی معتقدند که او را مسموم کرده و کشتهاند.

محمدعلی جمال زادهمحمدعلی جمال زاده

محمدعلی جمال زاده در بیروت با ابراهیم پورداوود- ایرانشناس و پژوهشگر اوستا و همینطور مهدی ملکزاده- فرزند ملکالمتکلمین همدوره و همکلاس بوده است. در سال ۱۹۱۰ جمالزاده آهنگ رفتن به اروپا کرد تا در آنجا تحصیل کند. او تا سال ۱۹۱۱ در لوزان سوییس ماند اما در نهایت به شهر دیژون در فرانسه رفت و از آنحا دیپلم حقوق گرفت. عدهای از مخالفان استبداد قاجاری به رهبری سید حسن تقیزاده در برلن آلمان گرد هم آمدند. جمال زاده از سوییس به آنها پیوست. پس از آن جمالزاده به ایران آمد و در کرمانشاه روزنامه رستاخیز را انتشار داد. بار دیگر به آلمان بازگشت و در روزنامه کاوه به فعالیت پرداخت. جمالزاده در -کاوه در موضوعاتی مانند سیاست- اقتصاد- ایرانشناسی و فرهنگ و ادب مقالات متععدی نوشت.

نخستین کتابی که جمال زاده نوشت -گنج شایان نام داشت که در سال ۱۹۱۸ انتشار یافت که در زمینه اقتصاد ایران بود و مجله کاوه از آن به عنوان بهترین اثرهایی که تا آن روز در زبان فارسی در حوزهی اقتصاد نوشته شده است نام برد. جمالزاده همچنان به نوشتن مقاله در روزنامه کاوه ادامه داد. در سال ۱۳۰۰ شمسی- ۱۹۲۱ میلادی- بود که جمال زاده داستان کوتاه -یکی بود- یکی نبود را منتشر ساخت. در همین سال داستان طنز انتقادیای با نام -فارسی شکر است- را در مجله کاوه به چاپ رسانید.

انتشار -یکی بود- یکی نبود” در ادبیات ایران واکنشهای مثبت و منفی بسیاری را برانگیخت. جمالزاده ده سال دیگر در برلین اقامت گزید و مدتی هم سردبیر مجله علم و هنر بود که در برلین انتشار مییافت. در سال ۱۹۳۱ میلادی بود که جمالزاده به سوییس بازگشت و برای همیشه در شهر ژنو ماندگار شد و در دانشگاه این شهر به تدریس زبان و ادبیات فراسی مشغول شد. جمالزاده در کل زندگی طولانی و پر نشیب و فراز خود تنها پنج بار به ایران سفر کرده است و همهی این سفرها- سفری کوتاه بوده است که در مجموع میتوان گفت که فقط سیزده سال از عمر طولانی خود را در ایران بوده است و عمده زندگی خود را در غرب سپری کرده است.

با این حال هر روز کتاب فارسی میخواند و مدام به دوستان ایرانی خود نامه مینوشت. جمالزاده هر چه تالیف و تحقیق از خود باقی گذاشت همه به زبان فارسی و دربارهی ایران بود و آنجا هم که در مورد ایران نبود به قصد گسترش فرهنگ ایرانی نوشته شد. خانهی جمالزاده با قالی و قلمدان و ترمه و … ایرانی آراسته شده بود که نشان علاقهی وافر او به فرهنگ ایرانی است. جمالزاده در قلمرو ادبیات و تاریخ و تصوف مقالات متععدی نوشته است و بیشک از این میان- آنهایی که در مجلهی کاوه منتشر شده است جدیتر و علمیتر است.

تعداد مقالههای محمدعلی جمال زاده را بیش از سیصد مقاله دانستهاند- مقالههایی در مورد ایران پیش از اسلام- اولین لشکرکشی اروپا به ایران- نوروز- بلشویسم در ایران- مزدک و … جمالزاده به ثبت و ضبط اسناد و نامههای تاریخی نیز علاقهی بسیار داشت و تعدادی از آن را در کتاب هزار بیشه به چاپ رسانده است. در قلمرو ادبیات بیشتر مقالههای جمالزاده به حوزه شعر تعلق دارد که بسیار مورد علاقهی او بود که از این میان میتوان به بانگ نای که در مورد داستانهای مثنوی مولانا است و نوشتاری در مورد گلستان و همینطور حافظ اشاره کرد.

محمدعلی جمال زادهمحمدعلی جمال زاده

محمدعلی جمال زاده در ترجمه نیز دستی داشت. نخستین ترجمهی او -قهوهخانه سورات نوشتهی برناردن دوسن پیر فرانسوی بود که در برلین و در سال ۱۳۴۰ انتشار یافت. مدتی از ترجمه کناره گرفت تا بنگاه ترجمه و نشر کتاب پا گرفت. انتشار ترجمههای مهم ادبی جهان از مجموعه فعالیتهای حوزهی ترجمه بود که در آن به چاپ میرسید. از میان این ترجمهها میتوان به دو کتاب از شیللر به نامهای دون کارلوس و ولهلم تل و همچنین نمایشنامه خسیس از مولیر و دشمن ملت از ایبسن اشاره کرد.

از داستانهای محمدعلی جمالزاده میتوان به دارالمجانین- راه آب نامه- صحرای محشر- سر و ته یک کرباس- تلخ و شیرین- کهنه و نو و … اشاره کرد. جمال زاده در عین آنکه با شیوه و تکنیک داستاننویسی در غرب آشنایی کامل داشت و آن را در نوشتههای خود به کار میبست اما از روح ایرانی در نوشتههایش بهره میگرفت و آنگونه مینوشت که برای مخاطب فارسیزبان نیز آشنایی داشته باشد.

جمالزاده در این زمینه چنین میگوید: -زبان- حالت رودخانهی جوشانی را دارد. باید سرچشمهی آن پاک و قوی باشد تا اگر خاشاکی در آن وارد شود خود رودخانه به قوت و قدرت خود آن را از بین ببرد و محو سازد و این بسته به این است که جوانهای ما دارای افکار قوی و صحیح و تازه و جوان باشند و ذوق و فهم آنها از روی قوای منطقی و عاقلانه و استوار- ارتقا یابد و خلاصه آنکه مرد فکر خود باشند و بر اصل اعتقاد و ایمانی سوار باشند که در محیط و آب و هوای مملکت خودمان تربیت شده باشند و آب و علف و جلگههای خودمانی را خورده و نوشیده باشند .

– ازدواج محمدعلی جمال زاده با زن فرنگی

محمدعلی جمال زاده دو بار ازدواج کرد و هر بار زن فرنگی گرفت: ازدواج اول در فرانسه در خرداد ۱۲۹۳ ش- و ازدواج دوم در سال ۱۳۱۰ در ژنو. همسر اولش- زنی کاتولیک مذهب بود به نام -ژوزفین- که هیچ گاه به آیین و اعتقادات جمالزاده روی خوش نشان نداد و سرانجام بر اثر بیماری استسقا درگذشت. همسر دومش- زنی آلمانی الاصل بود که -مارگرت اگرت- نام داشت و ازدواج جمال زاده با او اسلامی بود. این زن بنا به قول جمالزاده- مسلمان شده و اسمش را فاطمه گذاشته بود. این مساله می تواند بیانگر اعتقاد جمال زاده به آیین اسلام باشد.

جمالزاده با زن فرنگی ازدواج کرد و ارتباط او با محیط و فرهنگ غرب و زنان فرنگی و تصور منفی او از زن ایرانی- در این امر بی تاثیر نبود. خود جمالزاده در جواب این پرسش که چرا زن خارجی گرفته است- می گوید: -وقتی من پانزده ساله بودم- از ایران خارج شدم و آمدم بیروت و بعد آمدم اینجا -ژنو-. همسایه ما در ایران دخترکی داشت به اسم ملکه که من عاشق او بودم. به پدر و مادرم گفته بودم ملکه را برای من نگاه بدارید. پدرم چند ماه بعد از اینکه از ایران آمدم بیرون- کشته شد. اولین سفری که رفتم به ایران- مادرم صدایم زد و گفت: ملکه آمده به دیدنت. لذت بردم. ملکه تا مرا دید- گفت شوهر کرده ام… این طور شد که من در همین اروپا زن گرفتم.-

محمدعلی جمال زادهبی سوادی و عقب ماندگی زنان ایرانی را دلیل دیگر این مساله فکر می کند و می گوید: -زن من فارسی را به قدری خوب یاد گرفته بود که گاهی من از او می پرسیدم و او غلطهای من را اصلاح می کرد. فرانسه می دانست- آلمانی- انگلیسی- فارسی- چهار زبان می دانست. چرا من این زن را نگیرم و بروم زنی بگیرم که بی سواد باشد؟!-

– سبک نگارش محمدعلی جمال زاده

محمدعلی جمال زاده را همراه با صادق هدایت و بزرگ علوی سه بنیانگذار اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی میدانند. داستان کوتاه -فارسی شکر است- را که در کتاب یکی بود یکی نبود او چاپ شدهاست- عموما به عنوان نخستین داستان کوتاه فارسی به شیوه غربی میشمارند. این داستان پس از هزار سال از نثرنویسی فارسی نقطه عطفی برای آن به شمار میرفت. به علاوه- مقدمه جمالزاده بر کتاب یکی بود یکی نبود سند ادبی مهم و در واقع بیانیه نثر معاصر فارسی است. در این مقدمه جمالزاده مواکدا بیان میکند که کاربرد ادبیات مدرن نخست بازتاب فرهنگ عامه و سپس انعکاس مسایل و واقعیتهای اجتماعی است.

نامگذاری خیابان جمال زاده در تهران و اصفهان

در سال ۱۳۵۳ ابراهیم صهبا پیشنهاد نامگذاری خیابانی در تهران -که نام قدیمی آن خیابان جمشیدآباد بوده- و اصفهان به نام جمالزاده را به اسدالله علم -نخست وزیر وقت- میدهد که به خاطر نوشتن مقالاتی در خصوص اصلاحات ارضی بوده است که جمالزاده در اروپا نوشته و برای صهبا فرستاده است.

محمدعلی جمال زادهمحمدعلی جمال زاده

کتابشناسی

تاریخ و ادبیات

– گنج شایان -چاپ برلین- ۱۳۳۵ ه. ق-
– تاریخ روابط روس با ایران -چاپ برلین- چاپ تهران ۱۳۷۲-
– پندنامه سعدی یا گلستان نیکبختی -۱۳۱۷-
– قصه قصهها -از روی قصصالمعمای تنکابنی- ۱۳۲۱-
– بانگ نای -داستانهای مثنوی معنوی- ۱۳۳۷-
– فرهنگ لغات عوامانه -۱۳۴۱-
– طریقه نویسندگی و داستانسرایی -۱۳۴۵-
– سرگذشت حاجیبابای اصفهانی -۱۳۴۸-
– اندک آشنایی با حافظ -۱۳۶۶-

داستانها

یکی بود- یکی نبود -۱۳۰۰-
عمو حسینعلی -جلد اول شاهکار- -۱۳۲۰-
سر و ته یه کرباس -۱۳۲۳- -۱۹۴۴-
دارالمجانین -۱۳۲۱- -۱۹۴۲-
زمین- ارباب- دهقان
صندوقچه اسرار -۱۳۴۲- -۱۹۶۳-
تلخ و شیرین -۱۳۳۴- -۱۹۵۵-
شاهکار -دوجلدی- -۱۳۳۷-
فارسی شکر است
راهآبنامه
قصههای کوتاه برای بچههای ریشدار -۱۳۵۲- -۱۹۷۳-
قصه ما به سر رسید -۱۳۵۷- -۱۹۷۸-
قلتشن دیوان -۱۳۲۵- -۱۹۴۶-
صحرای محشر
هزار پیشه -۱۳۲۶- -۱۹۴۷-
معصومه شیرازی -۱۳۳۳- -۱۹۵۴-
هفت کشور
قصههای کوتاه قنبرعلی -۱۳۳۸- -۱۹۵۹-
کهنه و نو
یاد و یاد بود
قیصر و ایلچی کالیگولا اطورروم
غیر از خدا هیچکس نبود -۱۳۴۰- -۱۹۶۱-
شورآباد -۱۳۴۱- -۱۹۶۲-
خاک و آدم
آسمان و ریسمان -۱۳۴۳- -۱۹۶۴-
مرکب محو -۱۳۴۴- -۱۹۶۵-

سیاسی واجتماعی

– آزادی و حیثیت انسانی -۱۳۳۸-
– خاک و آدم -۱۳۴۰-
– زمین- ارباب- دهقان -۱۳۴۱-
– خلقیات ما ایرانیان -۱۳۴۵-
– تصویر زن در فرهنگ ایران -۱۳۵۷-

ترجمه

– قهوهخانه سورات یا جنگ هفتاد ودو ملت -برناردن دو سن پیر- -۱۳۴۰ق-
– ویلهلم تل -شیللر- -۱۳۳۴-
– داستان بشر -هندریک وان لون- -۱۳۳۵-
– دون کارلوس -شیللر-
– خسیس -مولیر-
– داستانهای برگزیده
– دشمن ملت -ایبسن-
– داستانهای هفتکشور -مجموعه-
– بلای ترکمن در ایران قاجاریه -بلوک ویل-
– قنبرعلی- جوانمرد شیراز -آرتور کنت دو گوبینو-
– سیر و سیاحت در ترکستان وایران -هانری موزر-
– جنگ ترکمن -آرتور کنت دو گوبینو-
– کباب غاز

سایر

کشکول جمالی
صندوقچه اسرار

درگذشت سید محمدعلی جمالزاده

جمالزاده روز هفدهم آبان ۱۳۷۶ پس از آن که از آپارتمانش در خیابان -رو دو فلوریسان- ژنو به یک خانه سالمندان منتقل شد درگذشت. بنا بر نوشته ثبت شده در کنسولگری ایران- پس از درگذشت او ۲۶ هزار برگ از نامهها- دست نوشتهها و عکسهای او در خانهاش به سازمان اسناد ملی تحویل داده شدهاست. مقبره وی در بلوک ۲۲ قبرستان پتی ساکونه در شهر ژنو قرار دارد.

محمدعلی جمال زادهسنگ مقبره محمدعلی جمال زاده و همسرش مارگرت در ژنو

وصیت محمد علی جمال زاده

وی مطابق نامه ای در سال 1355 کلیه آثارش را به دانشگاه تهران وگذار کردتا از محل انتشار آن – یک ثلث به مصرف خرید کتابهای مفید برسد و با مجموعه کتاب های اهدایی او در اختیار کتابخانه مرکزی دانشگاه باشد – یک ثلث دیگر را دادن بورس به دانشجویان ایرانی که به تحقیقات ادبی – تاریخی مشغولند در نظر گرفته شود و یک ثلث دیگرش را نیز به موسسه های خیریه از قبیل یتیم خانه و خانه سالمندان – بشرط آنکه در اصفهان باشند – واگذار گردد.

منبع :

برترینها

اسکای

بیتوته

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1396 ساعت: 13:43

صفحه بندی