
علی شریعتی
علی شریعتی مزینانی- مشهور به دکتر علی شریعتی – نویسنده- جامعهشناس- تاریخشناس- فیلسوف پژوهشگر دینی اهل ایران- از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریهپردازان انقلاب اسلامی ایران بود
زندگی دکتر علی شریعتی
دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد دکتر علی شریعتی همه از عالمان دین بوده اند. پدر پدر بزرگ علی شریعتی- ملاقربانعلی- معروف به آخوند حکیم- مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار -حاج ملاهادی سبزواری- محسوب می شد. پدر علی شریعتی- استاد محمد تقی شریعتی -موسس کانون حقایق اسلامی که هدف آن -تجدید حیات اسلام و مسلمین- بود- و مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود. علی شریعتی حساسیتهای لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت عقیده اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی شریعتی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن یمین- ثبت نام می کند- اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور ـ تبعید رضا شاه و اشغال کشور توسط متفقین ـ خانواده اش را به ده می فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و خانواده اش به مشهد باز می گردند. علی شریعتی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان -کلاس نهم نظام قدیم- را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. در سال 31- اولین بازداشت علی که در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت و طرفداری همه جانبه او از حکومت ملی بود- واقع شد. در همین زمان یعنی 1331 علی شریعتی که در سال آخر دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر -نوشته عبدالحمید جوده السحار- می کند.

علی شریعتی
در اواسط سال 1331 تحصیلات علی شریعتی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد. و همزمان به فعالیتهای سیاسیش ادامه داد. کتاب -مکتب واسطه- نیز در همین دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسیول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون -1330- و کتاب زمستان -1335- و آخر شاهنامه -1328- به چاپ رسید و او را سخت تحت تاثیر قرار داد.در این زمان فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی علی شریعتی در نهضت -جمعیتی که پس از کودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون خراسان ایجاد شده که علی شریعتی یکی از اعضا آن جمعیت بود-. آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشکده ادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران تحصیل در اروپا علاوه بر نهضت آزادیبخش الجزایر با دیگر نهضتهای ملی افریقا و آسیا- آشنایی پیدا کرد و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاهپوستان در مقابل سفارت بلژیک در پاریس سازمان یافته بود که منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله دکتر علی شریعتی شد.
دولت فرانسه که با بررسی وضع سیاسی علی شریعتی- تصمیم به اخراج وی گرفت اما با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه- مجبور می شود اجرای حکم را معوق گذارد. علی شریعتی در سال 1963 با درجه دکتری یونیورسیته فارغ التحصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط ماموران ساواک دستگیر شد. پس از بازگشت از اروپاپس از پنج سال تحصیل و آموختن و فعالیت سیاسی- در اروپا- بازگشت به فضای راکد و بسته جامعه ایران و آن هم تدریس در دبیرستان بسیار رنج آور بود- سال بعد -وی- پس از قبولی در امتحان به عنوان کارشناس کتب درسی به تهران منتقل می شود و با آقایان برقعی و باهنر و دکتر بهشتی که از مسیولین بررسی کتب دینی بودند- همکاری می کند. ترجمه کتاب -سلمان پاک- اثر پروفسور لویی ماسینیون حاصل تلاش دکتر علی شریعتی در این دوره است. از سال 1345 دکتر علی شریعتی به استادیار رشته تاریخ در دانشکده مشهد استخدام می شود. موضوعات اساسی تدرس دکتر علی شریعتی را می توان به چند بخش تقسیم کرد: تاریخ ایران- تاریخ و تمدن اسلامی و تاریخ تمدنهای غیر اسلامی. از همان آغاز روش تدریس- برخوردش با مقررات متداول در دانشکده و رفتارش با دانشجویان- او را از دیگر استادان متمایز می کرد. چاپ کتاب اسلام شناسی و موفقیت درسهای دکتر علی شریعتی در دانشکده مشهد و ایراد سخنرانیهای او در حسینیه ارشاد در تهران موجب شد که دانشکده های دیگر ایران از او تقاضای سخنرانی کنند این سخنرانیها از نیمه دوم سال 1347 آغاز شد. مجموعه این فعالیتها مسیولین دانشگاه را بر آن داشت که ارتباط دکتر علی شریعتی با دانشجویان را قطع کنند و به کلاس های وی که در واقع به جلسات سیاسی ـ فرهنگی بیشتر شباهت داشت- خاتمه دهند.در پی این کشمکش ها و دستور شفاهی ساواک به دانشگاه مشهد کلاس های درس او- از مهرماه 1350- رسما تعطیل شد.

علی شریعتی
زندگی مخفیانه
شریعتی از آبان ماه ۱۳۵۱ تا تیر ماه ۱۳۵۲ به زندگی مخفی خود روی آورد. ساواک به دنبال او بود و از تعطیلی حسینیه ارشاد به بعد- متن سخنرانیهای شریعتی با اسم مستعار به چاپ میرسید. در تیر ماه ۱۳۵۲- ساواک پدر علی شریعتی و بعد برادر خانم وی را به گروگان گرفت و به زندان اوین برد تا شریعتی به ناچار خود را معرفی کند. بعد از آن روز به مدت ۱۸ ماه به انفرادی رفت و پس از آن آزاد شد زیرا شاه به دلیل فشارهای بینالمللی و درخواست وزیر فرهنگ الجزایر دریافت که نگه داشتن شریعتی در زندان بیش از آزادی او میتواند به شهرت و محبوبیت او بیفزاید.اسارت درازمدت در سلول- او را سخت به نور آفتاب حساس کرده بود و از نظر روحی هم بسیار افسرده شده بود. رژیم همه راههای مبارزه اجتماعی را بر او بسته بود- حسینیه ارشاد تعطیل و او از تدریس در دانشگاه محروم شده بود. مبارزه مخفی هم عملا امکان نداشت. ساواک او را شدیدا تحت نظر داشت و روز به روز حلقه این محدودیتها تنگتر میشد. شریعتی خود میگوید: -ظاهرا آزاد هستم و از قید اسارت- به اصطلاح رهایی یافتهام ولی آنچه مسلم است نوع زندانم تغییر کرده و از زندان دولتی به زندان خانه منتقل شدهام-. دکتر شریعتی پس از دو سال- خسته از وضعیتش تصمیم به -هجرت- میگیرد. ممنوعالخروج بودن مانع بزرگی برای مهاجرت او به خارج از کشور بود. اما وی با گرفتن گذرنامه با اسم فامیلی -مزینانی- توانست از کشور خارج شده و تهران را به مقصد بروکسل ترک کند. شریعتی پس از چند روز اقامت در بروکسل آنجا را به مقصد ساوتهمپتون انگلیس ترک میکند و در آنجا درمیگذرد.
مرگ
وی طی مهاجرتش در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان میگذشت- در ساوتهمپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرایین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد- هرچند مرگ وی توسط برخی به دلیل نداشتن سابقه بیماری قلبی- عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک دانسته شد اما دکتر عبدالکریم سروش در روایتی دیگر متذکر شده که جنازه دکتر شریعتی یکبار پس از مرگ در سردخانه بیمارستان و دفعه بعد پس از کالبد شکافی توسط بیمارستان ساوتهمپتون به هنگام غسل دادن در مسجدی کوچک در لندن مشاهده کرده است. بنا به گفته وی جنازه وی در دیدار اول کاملا سالم و در دفعه دوم دارای شکافتگیهای متعدد ناشی از کالبد شکافی بوده است و بیمارستان علت مرگ وی را طبیعی اعلام کرده است.
شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیه ارشاد دفن کنند- ولی هماکنون در قبرستانی کنار حرم زینب کبری- در شهر دمشق نگهداری میشود و خانوادهاش هزینه نگهداری جسد وی را متقبل شدند.
ناهید فکوهی میگوید:- آن شب تا ساعت یازده دور هم نشسته بودیم و حرف میزدیم ولی دکتر ساکت و غمگین و گرفته بود و حرفی نمیزد. حدود نیمه شب- علی فکوهی و ناهید به خانه خودشان میروند و با نسرین قرار میگذارند که فردا صبح آماده باشند تا به اتفاق هم به بدرقه دوستشان بروند. دکتر هم به اتاق خوابی که- در طبقه پایین قرارداشته است میرود که بخوابد بعداز مدتی دکتر به سارا میگوید- لیوان آبی برایش ببرد. سارا آب را میبرد و پس از گذشت مدتی باز بچهها را صدا میزند و چای میخواهد. به نظر ناآرام میرسیده و خوابش نمیبرده است. سوسن و سارا و نسرین هم برای استراحت- با طبقه بالا میروند و میخوابند فردا صبح ساعت هشت- ناهید با آقای فکوهی برای بردن خواهرشان نسرین به خانه میآیند و در میزنند- ولی کسی در را باز نمیکند! مدتی هم پشت درمیمانند تا نسرین- از خواب بیدار میشود. او که برای بازکردن در به طبقه پایین میآید- میبیند که دکتر در آستانه در ورودی اتاق به پشت افتاده و بینی اش به نحوی غیرعادی سیاه شده و باد کرده است. وحشت زده در را باز میکند- با اضطراب جریان را به برادرش میگوید. ناهید و برادرش متحیّر وارد خانه میشوند- ناهید بلافاصله نبض دکتر را گرفته و میبیند نبض او از حرکت ایستاده است و نسرین هم نبض دکتر را میگیرد و او هم نظر ناهید را تایید میکند- بلافاصله نسرین به طبقه بالا میرود تا مراقب بچهها باشد تا پدرشان را به آن حال نبینند علی فکوهی- وحشت زده و غمگین فورا با اورژانس تماس میگیرد- آمبولانس میرسد و پس از معاینه نظر میدهند که دکتر درگذشته است
شریعتی در گورستانی کنار زینبیه در دمشق مدفون است.

علی شریعتی
شریعتی و منتقدین
دکتر شریعتی نگاه نو و خاصی به دین اسلام و به ویژه مذهب تشیع داشت و بر اساس این نگاه آرایی مطرح کرد که موافقان و مخالفان فراوان داشته و بحثهای فراوانی در نقد این آرا صورت گرفته است. پوران شریعت رضوی درباره مخالفتهایی که با شریعتی میشد چنین میگوید: -به جز نظام حکومتی وقت که به شکلهای مختلف برای او دردسر درست میکرد- روحانیت سنتی و به ویژه بخشهای بیسواد و قشری آن- بیشترین مخالفتها را با علی و آرای او میکرد که با جوسازی- شایعه پراکنی- افتراهای دروغ- بیانیهنویسی و صدور فتوا و طرد و لعن و… همراه بود.
شریعتی و تحلیلگران
محسن کدیور از روحانیون منتقد روحانیت حاکم در ایران درباره شریعتی چنین میگوید: -شریعتی در عین انتقاد از سنت- منتقد مدرنیته هم بود- بنابراین بی شک پیشقراول نواندیشی دینی و روشنفکری دینی در ایران محسوب میشود و هرگز نمیتوان جریان او را از جریان کنونی روشنفکری دینی در ایران جدا دانست-
احسان شریعتی فرزند شریعتی در رابطه با پدر چنین میگوید: -تجربه معنوی و انسانی شریعتی میتواند حتی برای نسل جوان- صرف نظر از اینکه چه نوع اعتقاد دینی و ایدیولوژیکی داشته باشند جالب باشد- از نظر احسان شریعتی در برخورد با اندیشه شریعتی باید میان ابعاد و زوایای گوناگون فکری وی تفکیک کرد و آنها را از منظر انسانشناسی- هستی شناسی و معرفتشناسی در نظر داشت. به نظر وی درک شریعتی از توحید هستی باید در پرتو نوسازی اندیشه مذهبی و درک توحیدی از انسان و جهان با نوعی جهان بینی جدید مورد تامل قرار گیرد. وی شریعتی را متفکری متعلق به حوزه پدیدار شناسی دانسته و تفاوت نگرش شریعتی را در جایگزین کردن درکها و برداشتهای دگر اندیشانه در گذر زمان از مقولاتی همچون عقل و اجماع میداند که دو عنصر علم و زمان جای آن را گرفتهاند.
از نظر عبدالکریم سروش- فیلسوف ایرانی موضعگیری عمومِ گروهها و طبقات جامعه درباره علی شریعتی- چه در دوران حیات و مبارزه او و چه پس از وفات وی دستخوش تغییر شده است الا موضعگیری روحانیون درباره وی که همواره نگاهی ثابت در خصوصِ وی داشتند و آن موضع این بود که او مطرود و غیرمقبول است و سخنانش سخنان ضدِ دین است و خدمتِ او نه خدمت بلکه خیانت است.
بیژن عبدالکریمی بر این باور است که بیشتر تحلیلها و نظراتی که در مورد شریعتی صورت گرفته است در افق گذشته بوده است. وی معقتد است که دفاع از شریعتی بیشتر در فضاهای سیاسی و ایدیولوژیک شکل گرفته است. به نظر وی بایدی شریعتی را در افق آینده فهم کرد. از نظر وی شریعتی نه تنها به جهان مدرن برخوردی منفعلانه نداشته است بلکه مواجهه وی را کنش گرانه میداند. از نظر عبدالکریمی- روشنفکرانی همچون سروش- شایگان و جواد طباطبایی که شریعتی را به ایدیولوژیک اندیشی متهم میکنند مبتلا به خطای هرمنوتیکی شدهاند.
سید جواد میری معتقد است که خوانش برخی از روشنفکران همچون سید جواد طباطبایی بخاطر عدم تفکیک میان خواندن و خوانش از شریعتی امری اشتباه است. به نظر میری باید آثار شریعتی را در دل یک سنت فکری خوانش کرد. به نظر میری- شریعتی تکامل انسانی را با توجه به استعدادی که خداوند در انسان گذاشته است تفسیر میکند.
محمد امین قانعی راد- شریعتی را یک متفکر سنتز گرا میداند که توانسته است میان مقولاتی همچون اسلام- اگزیستانسیالسم و سوسیالیسم سنتزی را ایجاد کند. وی پروژه شریعتی را مدرنیته میداند که به دو عنصر آزادی و عدالت پرداختهاند.
آثار علی شریعتی
شریعتی آثار عمدهای در زمینه اسلامشناسی و شیعه شناسی دارد. اکثر کتابهای شریعتی جمعآوری سخنرانیهای تحریریافته او در حسینیه ارشاد- دانشگاهها- و یا مجموعهای از مقالات و نوشتههای پراکنده او هستند که توسط مرکز نشر آثار دکتر شریعتی به صورت مجموعه آثار در سی و شش جلد پس از مرگ وی به چاپ رسیده است.
علی شریعتی در آذر ۱۳۵۵- شش ماه قبل از مرگش وصیتنامهای نوشته و به دست محمدرضا حکیمی سپرده است. خانواده شریعتی پس از اطلاع از این نامه- از محمدرضا حکیمی خواستند که او نوشتهها و گفتههای شریعتی را بنا به وصیتش بازبینی کند اما حکیمی چنین نکرد و اصل نامه را نیز به خانواده شریعتی بازگرداند.
کتابها
در این فهرست کتابها بر اساس ترتیب مجموعه آثار قرار دارند:
– با مخاطبهای آشنا
– خودسازی انقلابی
– ابوذر
– بازگشت
– فاطمه- فاطمه است
– ما و اقبال
– تحلیلی از مناسک حج
– شیعه
– نیایش
– تشیع علوی و تشیع صفوی
– جهتگیری طبقاتی در اسلام
– تاریخ تمدن -۲جلد-
– هبوط در کویر
– تاریخ و شناخت ادیان -دو جلد-
– اسلامشناسی -درسهای حسینه ارشاد- -سه جلد-
– حسین وارث آدم
– چه باید کرد؟
– زن
– مذهب علیه مذهب
– جهانبینی و ایدیولوژی
– انسان
– انسان بیخود
– علی حقیقتی بر گونه اساطیر
– بازشناسی هویت ایرانی اسلامی
– روش شناخت اسلام
– میعاد با ابراهیم
– اسلامشناسی -سخنرانیهای دانشگاه مشهد-
– ویژگیهای قرون جدید
– هنر
– گفتگوهای تنهایی -دو جلد-
– امت و امامت
– نامهها
– آثار گونهگون -دو جلد-
– آثار جوانی -دو جلد-
نمونه اشعار
دو نمونه از اشعار دکتر شریعتی:
شمع
تا سحر ای شمع بر بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش
… آه! ای یاران به فریادم رسید ورنه مرگ امشب به فریادم رسد
ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه چون به دام مرگ افتادم رسد
… همدم من- مونس من- شمع من جز توام در این جهان غمخوار کو؟
واندرین صحرای وحشتزای مرگ وای بر من وای بر من یار کو؟…
بسوزم
… چو کس با زبان دلم آشنا نیست چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد بهتر که از یاد یاران فراموش باشم
آثار درباره علی شریعتی
برخی از آثاری که درباره دکتر شریعتی منتشر شدهاند:
مردی از خاکستان- طاها حجازی- تهران: انتشارات آگاه- ۱۳۶۴.
شریعتی در جهان- حمید احمدی- تهران: شرکت سهامی انتشار- ۱۳۶۶.
ارزیابی مناسبات فکری آیتالله مطهری و دکتر علی شریعتی – رسول جعفریان- تهران: شرکت انتشارات صیدا- ۱۳۶۸.
میعاد با علی- حسن یوسفی اشکوری: نشر تفکر- ۱۳۷۲.
نگاهی دوباره به مبانی فلسفه سیاسی شریعتی- بیژن عبدالکریمی: نشر مولف- ۱۳۷۰.
پیغام زخم- پرویز خرسند- تهران: انتشارات نقطه- ۱۳۷۳.
طرحی از یک زندگی- پوران شریعترضوی- تهران: انتشارات چاپخش- ۱۳۷۶.
دکتر شریعتی از دیدگاه شخصیتها- جعفر پژوم: نشر اشراقیه- ۱۳۷۶.
شریعتی- ایدیولوژی- استراتژی- حسن یوسفی اشکوری- تهران: انتشارات چاپخش- ۱۳۷۷.
حکایتهایی از زندگی دکتر شریعتی- شعبانعلی لامعی- تهران: انتشارات رامند- ۱۳۷۸.
نیندیشیده ماندههای فلسفی اندیشه معلم شریعتی- احسان شریعتی- تهران: بنیاد فرهنگی دکتر شریعتی- ۱۳۷۹.
دیدگاه چهارم و سخنگوی آن دکتر علی شریعتی – حسن تواناییانفرد- تهران: انتشارات چاپخش- ۱۳۷۹.
شریعتی- متفکر فردا- هاشم آغاجری- تهران: انتشارات ذکر- ۱۳۷۹.
جایگاه علم و روش در اندیشه دکتر شریعتی- محمدعلی ذکریایی- مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد- ۱۳۷۹.
شریعتی در دانشگاه مشهد- ناصر آملی- مشهد: انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد- ۱۳۷۹.
باردیگر شریعتی- سیدقاسم یاحسینی- تهران: انتشارات نگاه امروز- ۱۳۷۹.
مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد- علی رهنما- ترجمه کیومرث قرقلو- تهران: انتشارات گام نو- ۱۳۸۰.
شریعتی و سروش: بررسی مقابلهای آراء و نظریات- سیدبهنام عربی زنجانی- تهران: نشر آریابان- ۱۳۸۰.
ایدیولوژی: ضرورت یا پرهیز و گریز- رضا علیجانی- تهران: نشر چاپخش- ۱۳۸۰.
بازشناسی اندیشههای شریعتی -ویژهنامه– مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد- ۱۳۸۰.
تبارشناسی عقلانیت مدرن- محمدامین قانعیراد- ویراسته بیژن عبدالکریمی- تهران: انتشارات نقد فرهنگ- ۱۳۸۱.
ققنوس عصیان -تالیف گروهی با آثاری از سوسن شریعتی- علی رهنما- یرواند آبراهامیان و…– تهران: انتشارات قصیدهسرا- ۱۳۸۱.
شریعتی: راه یا بیراهه- رضا علیجانی- تهران: انتشارات قلم- ۱۳۸۱.
شریعتی شناسی: اصلاح انقلابی- رضا علیجانی- تهران: انتشارات یادآوران- ۱۳۸۱.
رند خام- شریعتی شناسی: زمانه- زندگی و آرمانهای شریعتی– رضا علیجانی- تهران: انتشارات قلم- ۱۳۸۱.
شریعتی و بازفهمی دین- محمدیاسین دژاکام- تهران: انتشارات ذکر- ۱۳۸۱.
از فراسوی مرزها- حمید احمدی- تهران: انتشارات قصیده سرا- ۱۳۸۳.
شریعتی- آزادی- انسان و دموکراسی- امیرعباس سعیدیپور- تهران: انتشارات پردیس- ۱۳۸۳.
از شریعتی- عبدالکریم سروش- تهران: موسسه فرهنگی صراط- ۱۳۸۴.
تقلیدگری و مدرنیته از دیدگاه دکتر شریعتی- وحید قربانی- تهران: انتشارات اخوان- ۱۳۸۴.
شناسنامه یک زندگی: شریعتی به روایت شریعتی-میراحمد باقرزاده ارجمندی- تبریز: موسسه تحقیقاتی علوم اسلامی و انسانی دانشگاه تبریز: تاریخ معاصر ۱۴- ۱۳۸۴.
شریعتی از نگاه سه نسل: گفتگو با محمدتقی شریعتی- سیدغلامرضا سعیدی- سوسن شریعتی و…- میثم محمدی- تهران:انتشارات قلم نو- ۱۳۸۵.
آخرین پرونده: آلبوم عکسهای علی شریعتی- سوسن شریعتی و مقدمه مونا شریعتی- تهران: موسسه بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی- ۱۳۸۵.
کاربرد آیات قرآن در اندیشه دکتر علی شریعتی- امیر رضایی- تهران: انتشارات الهام- ۱۳۸۷.
اندیشه در مرز- حاتم قادری- تهران: انتشارات نگاه معاصر- ۱۳۸۷.
مکتب شریعتی- سیدعباس موسوی- تهران: انتشارات دانشبیگی- ۱۳۸۸.
شریعتی و غرب- رضا علیجانی- تهران: انتشارات قلم- ۱۳۸۸.
سه شریعتی در آیینه ذهن ما- رضا علیجانی- تهران: انتشارات قلم- ۱۳۸۹.
درآمدی بر انسانگرایی علی شریعتی- سیدنورالحق کاوش- آلمان: نشر نیما- ۲۰۰۲.
دکتر علی شریعتی- روحالله حسینیان- تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
دکتر علی شریعتی- ناصر نادری- تهران: انتشارات مدرسه.
دکتر شریعتی: جستجوگری در مسیر شدن- سید محمد حسینی بهشتی- تهران: انتشارات بقعه.
از دموکراسی تا مردمسالاری دینی: نگرشی بر اندیشه سیاسی شریعتی و زمانه او- صادق زیباکلام- تهران: انتشارات روزنه.
ده مقاله در جامعهشناسی دینی و فلسفه تاریخ- با تاملی در زندگی و اندیشه دکتر شریعتی- غلامعباس توسلی: انتشارات قلم- ۱۳۶۴
منبع :
بیتوته
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 119
تاريخ: يکشنبه
15 مرداد
1396 ساعت: 18:28