ابراهیم گلستان – Ebrahim Golestan

خرید بک لینک
ابراهیم گلستانابراهیم گلستان

ابراهیم گلستان -تقوی شیرازی- -متولد ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز- کارگردان- داستاننویس- مترجم- روزنامهنگار- و عکاس ایرانی است – گلستان اولین کارگردان ایرانیست که برنده یک جایزه بینالمللی برای فیلمی مستند شده است- ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد

زندگی ابراهیم گلستان

ابراهیم گلستان در سال ۱۳۰۱ در شیراز متولد شد. پدرش مدیر روزنامه گلستان در شیراز بود. از همان سال چهارم و پنجم ابتدایی معلم خصوصی داشت و عربی و فرانسه یاد میگرفت. معلم عربیاش یک آشیخ بود و معلم فرانسهاش یک یهودی که برادر خاخام شهر بود. پدرش مرد کتابخوانی بود و کتابخانه خوبی هم داشت.

با آثار هدایت در سال ۱۳۱۴ و ۱۳۱۵ آشنا شد. از هدایت سه قطره خون و انیران و کتابی هم از پدر گلی ترقی به اسم خانم هندی که در سال ۱۳۰۸ چاپ شده بود و همچنین حاجی بابای اصفهانی چاپ استانبول یا بوسه عذرا- کنت منت کریستو- سه تفنگدار- بیست سال بعد- ویکنت دبراژلون- لارن مارگو و… کتابهایی بودند که او تا ششم ابتدایی خواند.

هم کتابخانه پدرش بود و هم کتاب کرایه میکرد. بعد هم کتابخانه دبیرستان شاپور بود. در کلاس هشت متوسطه هشتاد روز دور دنیای ژول ورن را ترجمه کرد.

او در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل حقوق به تهران آمد. در آنجا در ۲۱ سالگی با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. او در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود. وی در سال ۱۳۲۶- کتاب اول خود را که مجموعه داستانی با نام -به دزدی رفتهها- بود- منتشر کرد. او مصدق را دیده بود. در سال ۱۳۲۲ که تازه عروسی کرده بود و پدرش برای عید به تهران امده بود مصدق به خانه آنها آمد. مصدق دوست پدرش بود. همان موقع درگیری سید ضیا و مصدق بالا گرفته بود. سید ضیا پسر عموی پدر مادرزن گلستان بود. بعدها گلستان با اجازه مصدق از صنعت ملی شده نفت و آبادان فیلم گرفت. در دادگاه مصدق هم حضور داشت.

در حزب توده در روزنامه رهبر و پیش از آن مردم- ارگان حزب مقاله مینوشت. بعد سردبیر روزنامه شد و به مازندران رفت و مسیول حزب توده در مازندران شرقی شد.در مدتی که درگیر فعالیتهای سیاسی بود هر شب سینما میرفت. بعد از ساری به آبادان رفت و درمورد اوضاع مازندران پس از شکست داستانی نوشت که در کتاب آذر ماه آخر پاییز چاپ شد. بعد با روش سران حزب توده اختلاف پیدا کرد و از حزب جدا شد و به کار خبری و عکاسی و فیلمبرداری برای شبکههای تلویزیونی بین المللی و آژانسهای خبری پرداخت. گلستان در سال ۱۳۲۱ با صادق هدایت آشنا شد. او بعضی از داستانهایش را برای خواندن به هدایت میداد.

وقتی داستان حاجی آقای هدایت چاپ شدگلستان مقالهای درباره ان نوشت. کیانوری این مقاله را سانسور کرد. کیانوری این کتاب را با پول خودش چاپ کرده بود.

گلستان میگوید: -خود هدایت به من گفت: شنیدهام اظهار لطف کردهاید.

گفتم: بله مگر اشکالی دارد. گفت: نه- میدهی بخوانم. گفتم: از کیانوری بگیر. گفت: خودت بده بخوانم. من هم مقاله را برایش بردم. خواند و گفت: اینکه عیبی ندارد. چرا درنیاوردهاند؟ گفتم: کیانوری رفیق شماست. به او بگویید چرا اجازه نداد!-

گلستان تعریف میکند که یک بار از قایم شهر سوار قطار میشود تا یک شلوغی حزبی که در زیرآب و پل سفید ایجاد شده بود را حل و فصل کند. او در قطار هدایت- بزرگ علوی- چوبک و خانلری را میبیند که برای مهمانی نزد کلبادی در مازندران رفته بودند و در حال برگشت به تهران بودند.

ابراهیم گلستانابراهیم گلستان

گلستان میگوید: -علوی به من گفت: ما داریم انجمن نویسندگان درست میکنیم. کنفرانس زهر مار درست میکنیم و دعوتنامه تو را هم فرستادهام. مواظب باش که برای آن وقت آنجا بیایی. اینقدر خوشم آمد که هدایت ناگهان ترکید و گفت: این را ولش کنید. چی میگویید. این همه چیز را ول کرده و آمده یک کاری بکند. این کار را ول کند و بیاید پیش شما که میخواهید زق زق کنید. نه آقا نیاییها- بگذار اینها بروند و هر غلطی میخواهند بکنند.-

گلستان میگوید: -هدایت یکبار تنها به خانه من آمده بود تا ناهار بخورد. لیلی دختر من خیلی کوچک بود. حداکثر دو سالش بود و هی در اتاق میدوید. هدایت هم تصویری از او کشید و به خودش نشان داد. آخر بچه دو ساله چه میفهمید که ناگهان زد زیر گریه. هدایت این قدر ناراحت شد که یک کاری کرد که میخواسته برای تفریح بکند باعث آزرده شدن یک بچه دو ساله شده.- -همان-

گلستان در ابتدا برای روزنامه پدرش مقاله مینوشت اما بعد در سال ۱۳۲۳ در تهران شروع به نوشتن مقاله و ترجمه کرد. دو کتاب اساسی مارکسیستی را ترجمه کرد که یکیاش -دیالکتیک- از استالین و دیگری -اصول مارکسیسم- لنین بود.

گلستان در سال ۱۳۲۶ نخستین قصهاش را به نام به دزدی رفتهها مینویسد و در همان سال در ماهنامه مردم و بعدها در سال ۱۳۲۸ در مجموعهای به نام آذر ماه اخر پاییز منتشر کرد.

گلستان در کتاب گفتهها میگوید: -گفتم بیایم قصه بنویسم- با قصه نوشتن حرفهای خودم را بزنم. میدانستم شنوندههای من کمتر خواهند بود- خیلی کمتر- اما میدانستم که گفتنهایم دست کم بیریاتر و بیدروغ خواهد بود. میدانستم قصه نوشتن کار موثری نیست اما دیده بودم که مقاله نوشتن فقط وسیله سرگرمی و وقت گذرانی روزنامه خوانهای معدود را فراهم کردن بود. میدانستم در قصه نوشتن دست کم یک تمرین فکری و یک ورزش اخلاقی برای خود نویسنده که هست. یا باید باشد. آن وقت شروع کردم و این قصه به دزدی رفتهها را نوشتم.-

در همین دوران داستانهایی از همینگوی- فاکنر و چخوف ترجمه و در مجموعه کشتی شکستهها چاپ کرد. در این دوران درگیر فعالیتهای سیاسی هم بود.

در سال ۱۳۳۶ مجموعه داستان شکار سایه را چاپ کرد و پس از آن درگیر ساختن فیلمهای مستند و فعالیتهای استودیو گلستان شد.

آشنایی گلستان با فروغ فرخزاد این گونه بود که سهراب دوستدار و رحمت الهی- فروغ را برای ماشین نویسی به استودیو گلستان بردند. در آن زمان فروغ سه کتاب عصیان- دیوار و اسیر را چاپ کرده بود.

ابراهیم گلستانابراهیم گلستان و فروغ فرخزاد

فروغ در سال ۱۳۴۱ به کمک گلستان مستند این خانه سیاه است را ساخت که در باره جذام خانه تبریز بود. این فیلم به جشنواره کن میرود اما به خاطر تصاویر دردناک آن از نمایش عمومی آن پرهیز میکنند و میگویند که فقط برای هییت ژوری نمایش داده میشود. گلستان با شنیدن این رای آنها خواهان عدم نمایش خاص آن میشود و میگوید: -این فیلم برای آدم درست شده و راجع به آدم و انسانیت است نه آنها که میخواهند با لباس شب و قر و فر تماشا کننده باشند.- -نوشتن با دوربین- پرویز جاهد-

در سال ۱۳۴۶ جوی و دیوار و تشنه و در سال ۱۳۴۸ مد و مه را چاپ کرد. در این فاصله از مارک تواین- هاکلبری فین و از برنارد شاو دون ژوان در جهنم و از شکسپیر مکبث را ترجمه کرد که ترجمه مکبث او هیچگاه منتشر نشد. او بیشتر انرژی خود را صرف ساختن فیلمهای مستند کرد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد گلستان با کنسرسیوم نفت ایران همکاری کرد. کنسرسیوم دایرهای برای تهیه عکس و خبر ایجاد کرده بود که گلستان طرف قرارداد آن میشود. فیلم مستند از قطره تا دریا نخستین فیلم مستند گلستان در همین دوره است. بسیاری از کارهای مستند گلستان کارهای شاخص و قابل تحسینی است.

در سال ۱۳۴۴ گلستان خشت و آیینه را میسازد که اولین فیلم داستانی اوست. پس از خشت و آیینه در سال ۱۳۴۵ گلستان به سفارش بانک مرکزی مستند گنجینههای گوهر را میسازد.

در سال ۱۳۵۰ اسرار گنج دره جنی را میسازد که آخرین فیلم او محسوب میشود. استودیو گلستان بعد از ساختن فیلم مستند گنجینههای گوهر که درباره جواهرات سلطنتی بود تعطیل شد.

تا قبل از سال ۵۰ گلستان چند مستند دیگر هم میسازد که ذکر نامهایشان ضروری نیست.

وی از سال ۱۳۵۷ در استان ساسکس انگلستان زندگی میکند. وی دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد- کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی- در ماموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد- لیلی گلستان- بهعنوان مترجم- نویسنده و مسیول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی- کارگردان- و مهرک گلستان- خواننده رپ- صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.

یک بوس کوچولو

در سال ۱۳۸۴ فیلمی از بهمن فرمانآرا با نام یک بوس کوچولو در سینماهای ایران نمایش داده شد. شخصیتی در این فیلم به نام -سعدی- به دلیل برخی شباهتها -در نام- پسزمینه زندگی- و رویدادهای داستانی- استعارهای از -گلستان- دانسته شده است. گروهی نیز این فیلم را پاسخ به انتقادات مطرحشده در کتاب نوشتن با دوربین میدانند- -انتقاداتی که به نظر بسیاری از صاحبنظران و فعالان فرهنگی به مرزهای توهین هم رسیدهاست.- خود فرمانآرا در جلسه نقد و بررسی این فیلم که ۱۴ دی ۱۳۸۴ در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد گفتهاست:

آقای گلستان را در عمرم پنج شش بار بیشتر ندیدهام … و به خانواده ایشان هم احترام زیادی دارم. … من فکر میکنم دلیل این همه حرف و حدیث درباره این قضیه به این موضوع برمیگردد که نمایش فیلم من با انتشار کتاب نوشتن با دوربین همزمان شد. آقای گلستان در آن مصاحبه درباره خیلیها حرف زده بودند و یکی از دیالوگهای فیلم من هم این بود که همسر سعدی میگوید تو سالها نشستی در فرنگ و هر کس هر کار کرد آن را کوبیدی. این تقارن کتاب و فیلم باعث این تشابهها شدهاست. اصلاً قصد ندارم بگویم این نشانهها در فیلم من تصادفی و اتفاقی است- اما قرار هم نبوده که درباره ابراهیم گلستان فیلم بسازم… در بعضی نوشتهها میخوانم که میگویند ابراهیم گلستان به صراحت حرفهایش را زده- اما فرمانآرا شهامت نداشته مستقیم و با نشانی دقیق به شخصیت گلستان بپردازد. اینها احترام و ادب من را به بیشهامتی تعبیر کردند!

روبرت صافاریان- منتقد سینمایی- در این باره در شرق مینویسد:

با وجود اشارههای آشکار و پنهان یک بوس کوچولو به ابراهیم گلستان- بنا را بر این گذاشتیم که با دنیای خیالی و شخصیتهای ساخته و پرداخته ذهن نویسنده کار داریم- کمااینکه فیلمساز میتواند بگوید شما اشتباه میکنید- همه شباهتها اتفاقی است و این فیلم هیچ ربطی به ابراهیم گلستان ندارد. اما واقعیت این است که بسیاری از بینندگان فیلم- سعدی را همان ابراهیم گلستان میگیرند و موضع خصمانه فیلم نسبت به سعدی را موضع فرمانآرا نسبت به ابراهیم گلستان تلقی میکنند. به گمانم این شیوه حمله به یک شخصیت حقیقی و زنده شیوه ناجوانمردانهای است. چون میتوانی هرچه دلت خواست بگویی و بعد هم بگویی مرادت اصلاً آن نبوده که شما گمان کردهاید. پرخاشگریهای ابراهیم گلستان – که برای من گاه به شدت آزاردهندهاند – دست کم این حُسن را دارند که شفاف و روشناند و هر عیبی که برای هر آدمی قایلاند با نام و بیپردهپوشی بیان میکنند.

ابراهیم گلستانابراهیم گلستان

آثار ابراهیم گلستان

کتابها

داستان

– ۱۹۴۸ – آذر- ماه آخر پاییز -۷ داستان-
– ۱۹۵۵ – شکار سایه -۴ داستان-
– ۱۹۶۷ – جوی و دیوار و تشنه -۱۰ داستان-
– ۱۹۷۴ – اسرار گنج دره جنی
– ۱۹۷۵ – مد و مه -۳ داستان-
– ۱۹۹۵ – خروس -۱ داستان بلند-
– نامه به سیمین به همت عباس میلانی
– مختار در روزگار
– برخوردها در زمانه برخورد

ترجمه

کشتی شکستهها -۵ داستان-
زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر – -یک معرفی با ترجمه چند داستان از ارنست همینگوی-
هاکلبری فین – مارک تواین
دون ژوان در جهنم – -ترجمه نمایشنامه جورج برنارد شاو-

فیلمهای مستند

– ۱۳۳۲ – از قطره تا دریا
– ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۱ – چشماندازها -آتش- آب و گرما-…-
– ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ – موج و مرجان و خارا
– ۱۳۴۲ – تپههای مارلیک
– ۱۳۴۵ – گنجینههای گوهر
– ۱۳۴۵ – خراب آباد
– ۱۳۴۵ – خرمن و بذر

فیلمهای داستانی

۱۳۴۱ – دریا -بلند داستانی ناتمام-
۱۳۴۱ – فیلم کوتاه خواستگاری
۱۳۴۴ – خشت و آینه
۱۳۵۳ – اسرار گنج دره جنی

درباره کارهای ابراهیم گلستان

ویژهنامهای در سال ۱۳۹۰ در مجله نافه به مناسبت ورود ابراهیم گلستان به نود سالگی منتشر شد. در این ویژهنامه کارهای گوناگون این نویسنده را بررسیدهاند.

عسگر عسگریحسنکلو کتابی به نام زمانه و آدمهایش درباره داستانهای ابراهیم گلستان نوشته است.

کتابی هم به نام نشانهشناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر: نقد و بررسی آثار ابراهیم گلستان و جلال آل احمد به کوشش لیلا صادقی به چاپ رسیده است که پاری از آن درباره کارهای ابراهیم گلستان است.

نیز دهها مقاله و سخنرانی و نشست درباره کارهای سینمایی و داستانی گلستان چاپ و برگزار شده است. از این جمله است مقاله -کارنامه فیلم گلستان- به قلم بهرام بیضایی در شماره پنجم مجله آرش در آذر ماه ۱۳۴۱- که جلال آلاحمد دو سال سپستر در سال ۱۳۴۳ دربارهاش میگوید: -. . . از بهرام بیضایی خواستیم که چیزی نوشت. -کارنامه فیلم گلستان- که با عزت و احترام و دستکش پوشیده حالی کرده بود که گلستان شده است نردبان تبلیغات کمپانی نفت.

منبع :

چوک

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 19:19

صفحه بندی