دونالد او هب – Donald O Hebb

خرید بک لینک
دونالد او هبدونالد او هب

دونالد او هب با نام کامل دونالد اولدینگ هب – یک روانشناس و عصبپژوه اهل کانادا بود- هب را در کنار تولمن و گشتالتیها جز مکتب شناختگرایان طبقهبندی میکنند- اگرچه نظریه یادگیری او را در چارچوب رفتارگرایی و مبتنی بر اصول تداعینگری تبیین میکنند

زندگی دونالد او هب

دونالد او هب در 22 ژوییه سال 1904 در چستر -Chester- استان نوااسکوتیای -Nova Scotia- کانادا متولد شد- وی بزرگترین فرزند از 4 فرزند آرتور و کلارا هب بود . از آنجایی که مادرش به شدت تحت تاثیر عقاید ماریا مونتسوری قرار گرفته بود – تا سن 8 سالگی در خانه آموزش می دید. عملکرد او در مدرسه ابتدایی به قدری خوب بود که در سن 10 سالگی وارد کلاس هفتم شد . هر چند نگرش های سرکشانه و عدم رعایت قوانین در مردود شدن او در کلاس 11 ام نقش داشت . هب دانشآموز و دانشجوی ضعیفی بود.

در اوایل زندگی وی هیچ علاقه به روان شناسی یا پزشکی نداشت و می خواست نویسنده شود . از این رو با هدف رمان نویس شدن وارد دانشگاه Dalhousie شد . هر چند او دانشجوی استثنایی نبود با این وجود با لیسانس در سال 1952 فارغ التحصیل شد . بعدها در مدرسه قدیمی خود در چستر به تدریس پرداخت .سپس در آلبرتا کشاورزی کرده و بعدها به مسافرت و کار به عنوان کارگر مشغول شد . در طی این مسافرت ها با کارهای زیگموند فروید– ویلیام جیمز و جان بی. واتسون آشنا شد که همین امر هب را وادار کرد درباره ی وارد شدن به رشته ی روان شناسی ترغیب شود. در 1928 او دانشجوی نیمه وقت دانشگاه مک گیل شد .

محور مطالعات در مک گیل بیشتر به سمت آموزش و هوش بود – در حالی که هب در آن دوران بیشتر به روان شناسی فیزیولوژیک علاقه مند شده بود و ازروش شناسی آزمایش های آن انقاد می کرد . در جولای 1934 وی تحصیل زیر نظر کارل لشلی در دانشگاه شیکاگو را شروع کرد . عنوان تز وی – مشکل جهت یابی فضایی و یادگیری فضا- مکان – بود . بعدها به پیروی از لشلی به دانشگاه هاروارد رفته و در آنجا وی مجبور به تغییر تز خود شد و بر روی تاثیرات محرومیت بینایی زودهنگام بر روی ادراک اندازه و درخشندگی در یک موش کار کرد . بنابراین او بعضی موش ها را در تاریکی و بعضی دیگر را در روشنایی پرورش داد و مغز آن ها را با هم مقایسه کرد .

دونالد او هبدونالد او هب

هب در سال 1936 PhD خود را از هاروارد دریافت کرد . در 1937 او برای کار با وایلدر پنفیلد در موسسه ی عصب شناختی مونترال پذیرفته شد و تاثیر جراحی مغزی و آسیب را بر کارکرد مغز انسان بررسی کرد . وی مشاهده کرد مغز یک کودک به دنبال برداشته شدن بخشی از آن میتواند تمام یا قسمتی از کارکرد را دوباره به دست آورد – اما همان آسیب مشابه در بزرگسالی می تواند به مراتب آسیب زا – زیان آور – تر و حتی فاجعه آمیز باشد – در نتیجه محرک بیرونی نقش برجسته ای در فرایند تفکر بزرگسالان دارد و فقدان این محرک می تواند منجر به کارکرد تقلیل یافته و بعضی اوقات توهم شود. همین طور هب از اجرای آزمون های هوش استنفورد بینه و وکسلر بر روی بیماران با جراحی مغزی انتقاد کرد . در حالی که این تست ها برای اندازه گیری هوش کلی طراحی شده بودند هب معتقد بود تست ها باید برای اندازه گیری تاثیرات اختصاصی که جراحی ممکن است به جا گذاشته باشد طراحی شوند . در 1939 به دنبال تدریس در دانشگاه و به منظور بررسی و آزمایش تیوری خود : نقش متغیر لوب فرونتال با سن – به همراه کنت ویلیام یک ماز معتبر برای موش ها طراحی کردند – ماز هب-ویلیام- . روشی برای تست کردن هوش حیوانات که بعدا در مطالعات بسیاری به کار برده شد .

کتب- مقالات- افتخارات و جوایز علمی دریافت شده توسط هب

1. سازمان رفتار- در سال 1949 منتشر شد.

2. روانشناسی- که کتاب درسی بود.

3. دریافت مدال وارن -اهدایی انجمن روانشناسان تجربی– که هال نیز آن را دریافت کرده بود.

4. جایزه خدمات برجسته علمی که پیاژه نیز آن رادریافت کرده بود.

و تعداد زیادی از دیگر مدراک افتخاری و مقاله مهم.

مکتب روانشناختی مورد تعلق هب

هب را در کنار تولمن و گشتالتیها جز مکتب شناختگرایان طبقهبندی میکنند. اگرچه نظریه یادگیری او را در چارچوب رفتارگرایی و مبتنی بر اصول تداعینگری تبیین میکنند.

دونالد او هبدونالد او هب

نظریات و ابتکارات عملی هب

1- نظریه یادگیری عصبشناختی- در چارچوب رفتارگرایی- هب یک نظریه عصبشناختی از فرآیندهای ادراکی و مبتنی بر اصول تداعینگری ارایه کرد- از نظر وی ادارک آموختنی است. با طرد نظریه میدانی در روانشناسی گشتالت در مورد فعالیت کورتکسی- هب اعلام میکند که یک ناحیه خاص کارکردی در کورتکس وجود دارد که یادگیری ادارکی را کنترل میکند. پیشْفرض اصلی او مجموعهای سلولی است که یک گروه از نورونهای کورتکسی هستند. از طریق یادگیری- این نورونها از لحاظ کارکردی با یکدیگر ارتباط مییابند و از طریق تمرین اجتماعی سلولی رشد میکنند. وقتی یک رشته از اجتماع سلولها برانگیخته میشود- یک فرآیند تفکر یا توالی مرحلهای ایجاد میشود. برقراری اجتماع سلولها و توالی مرحلهای مربوط به آنها گام مقدماتی در یادگیری است. همین نظریه پیچیده هب از ادراک- نقش یادگیری را در ادراک توجیه میکرد.

در فاصله زمانی این صدور محرک و صدور پاسخ- چه اتاقی رخ میدهد؟

او با عبارت -فرآیندهای ذهنی عالی- به این سوال پاسخ میدهد. وی این فرآیندها را فعالیتهایی میداند که میانجی پاسخها میشوند و محرکها و پاسخها را متصل میکنند که از دیدگاه یک فرد عادی- این فرآیندها به صورت -تفکر- تجربه میشود. اما هب این فرآیندها را بر اساس رویدادهای عصبی- شناختی درک و توصیف کرد. این عقیده اساس نظریه یادگیری او را تشکیل میدهد.

2- نفی مشق اضافه جهت تمرین و تجویز استفاده از تنبیه بدنی!- هب در حالی که به تحصیلات تکمیلی اشتغال داشت- به تدریس در مدرسه ابتدایی ادامه داد و علاقه شدیدی به اصلاح روشهای آموزشی داشت. او دراینباره چندین آزمایش موفقیتآمیز انجام داد. در یکی از این آزمایشها نتیجه گرفت که کار اضافی مدرسه نباید به صورت تنبیه به کار رود زیرا این کار در دانشآموزان نگرش منفی نسبت به مدرسه ایجاد میکند. چرا که او فکر میکرد نوعی تنبیه برای حفظ نظم ضروری است- به جای دادن کار اضافی- به تنبیه ملایمی که با شلاق زدن به کف دست دانشآموزان صورت میگرفت اکتفا میکرد.

3- کلگرایی در عملکرد مغز- هب در سال 1937- به موسسه عصبشناسی مونترال رفت تا با طرح معروف مغز- ویلدر پنفیلد -Wilder Penfield– کار کند. وظیفه هب این بود که وضعیت روانشناختی بیماران را- پس از عمل جراحی- مطالعه نماید. آنچه هب را به تعجب زیاد واداشت این یافته او بود که پس از برداشتن مقدار قابل ملاحظهای از بافت قطعه پیشانی مغز- هیچ نوع کاستی در هوش بیماران دیده نشد- و حتی در بعضی موارد مقداری افزایش در هوش این افراد نیز مشاهده گردید. در بعضی موارد میزان بافت از دست رفته 20/0 بود. این مشاهدات مفهوم جعبه تقسیم مغز را با مشکلات بیشتری مواجه ساختند و این نظر را که مغز به صورت یک کل عمل میکند مورد حمایت قرار داد.

منبع :

پژوهه

ویکی پدیا

فلسفه و روانشناسی

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: دونالد, نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 18:03

صفحه بندی