
جیمز کتل
جیمز کتل با نام کامل جیمز مک کین کتل نخستین پروفسور روانشناس بود که به پذیرفتن روانشناسی به عنوان یک رشته علمی در آمریکا کمک نمود- روزنامه تایمز در هنگام مرگ او- وی را ریش سفید علم آمریکا معرفی کرد- وی نخستین آزمایشگاه روانسنجی را در آمریکا تاسیس کرد- او در فعالیت های آزمایشی خود از فرانسیس گالتون تبعیت می نمود
زندگی جیمز کتل
جیمز کتل روانشناس آمریکایی است که در 25 می سال 1860 در ایستون واقع در پنسیلوانیای ایالات متحده آمریکا متولد شد.
وی نخستین کسی است که دوران کارآموزی و همکاری خود را با ویلهلم وونت با موفقیت به پایان رسانید. از او با عنوان برجستهترین روانشناس نسل دوم امریکا- یاد شده است.
جیمز کتل تحصیلات دوره لیسانس خود را در -لافایت کالج- گذراند. بعد از تحصیل فلسفه به اروپا رفت و از 1880 تا 1882 در آنجا ماند و در این دوران او در سخنرانیهای لوتز -Herman Latze- در گوتین و وونت -Wilhelm Maximilian Wundt- در لایپزیک حاضر میشد. این تجربیات تاثیری تعیینکننده در کارهای آینده او داشت. با به دست آوردن یک بورس تحصیلی وی به امریکا بازگشت و به مدت یک سال به جانز هاپکینز رفت و در آنجا در زمره شاگردان هال درآمد. در 1883- او به لایپزیک برگشت و به دستیاری وونت پرداخت و سه سال در آنجا ماند.
در این دوره -زمان واکنش- موضوع مهمی برای تحقیقات روانشناسی شده بود. وونت آزمایش واکنش را برای اندازهگیری زمان لازم برای فرایندهایی ابتدایی از قبیل ادارک- انتخاب و تداعی به کار میبرد. این اندازهگیریها را -زمانسنجی ذهنی- مینامیدند. کتل بیشتر علاقمند بود که زمان واکنش کلی را بهعنوان ابزاری برای مطالعه توجه- خستگی- و تمرین به کار برد. این روش او را قادر ساخت تا علاقه خود به تفاوتهای فردی را دنبال کند. تمام تجربههای کتل در لایپزیک با زمان سروکار داشت- اما نه فقط زمان واکنش. او همچنین زمان نمایش دادن لازم حرف- کلمات- رنگها و تصاویر را برای درک آنها اندازه گرفت.
جیمز کتل پس از دریافت دکترای خود از لایپزیک در 1886- بهعنوان مربی در دانشگاه پنسیلوانیا مشغول به کار شد. یک سال بعد او دوباره به اروپا برگشت اما اینبار بهعنوان مدرس در کمبریج- جایی که با گالتون -Francis Galton- در تماس قرار گرفت. این تماس با کسی که خود پایهگذار مطالعه تفاوتهای فردی بود و حتی یک آزمایشگاه انسانسنجی دایر کرده بود به علاقه کتل به تفاوتهای فردی بیشتر دامن زد و وقتی وی در 1888 به آمریکا برگشت- آماده بود تا روانشناسی تفاوتهای فردی را در آمریکا دایر کند و به همین منظور- آزمایشگاهی در دانشگاه پنسیلوانیا تاسیس کرد. او همچنین نخستین کسی بود که به سمت استادی روانشناسی رسید. سه سال بعد- یعنی در 1891 کتل به دانشگاه کلمبیا رفت و تا سال 1917 در آنجا ماند و آزمایشگاه دانشگاه کلمبیا را دایر کرد. پس از اینکه به خاطر موضع صلحطلبانه در طول جنگ جهانی اول او را مجبور به استعفا کردند- کتل دیگر سمت علمی اشغال نکرد و تصمیم گرفت تا از استعدادهای خود در مدیریت بخش خصوصی استفاده کند.
در زمانی که وی استاد دانشگاه پنسیلوانیا بود -1891-1888- به ساختن آزمونهای مختلف پرداخت. در گزارش معروف خویش برای نخستینبار در سال 1890 اصطلاح آزمونهای روانی را در آثار چاپی خود به کار برد. بر اثر آن انجمن روانشناسان آمریکا در سال 1895 کمیتهای را در زمینه امور تربیتی مامور ادامه پژوهشهای او نمود
جیمز کتل مواد مختلف از حشیش گرفته تا مورفین- تریاک- کافیین- تنباکو و شوکولات را آزمایش کرد. متوجه شد که نتایج از لحاظ شخصی و هم از لحاظ حرفهای جالبند. بعضی از داروها به ویژه حشیش او را شاداب میکرد و افسردگی را که دچارش بود کاهش میداد. او به تاثیرات داروها در کارکرد ذهنی خود نیز علاقهمند بود.
اعتبار کتل معمولا به این است که در به حرکت در آوردن روان شناسی آمریکا به سوی یک رویکرد عمومی و مبنی بر آزمون در مطالعه فرایندهای ذهنی تاثیر داشتهاست. روان شناسی او به توانایی انسان توجه داشت تا محتوای هوشیاری و از این لحاظ به کارکردگرایی نزدیک میشود هر چند که او مانند هال و جیمز هرگز به صورت رسمی در این جنبش وارد نشد. اما- با تاکیدی که بر فرایندهای ذهنی بر حسب مفید بودنشان برای موجود زنده داشت او معرف روح مکتب کارکردگرایی آمریکایی به حساب میآید.

جیمز کتل
افراد موثر بر جیمز کتل
جیمز کتل- از شاگردان وونت و از همکاران گالتون بود و تحت تاثیر عقاید آنها قرار داشت. با اینکه وونت و شاگردان او تفاوتهای فردی را نادیده میگرفتند و به دنبال کشف قوانین کلی درباره واقعیتهای ذهنی بودند- کتل به اندازهگیری تفاوتهای فردی علاقه داشت.
آزمونهای روانی- مهمترین کمک کتل به روانشناسی
اصطلاح تست نخستینبار به وسیله کتل در سال 1890 به کار برده شد. وی یک سلسله آزمونهای روانی را که هدف از اجرای آنها تشخیص تفاوتهای فردی دانشجویان دانشگاه بود- تست روانی نامید.
کتل همگام با تحقیقات آزمایشگاهی خود- نهضت آزمونهای روانی را برپا کرد و اصطلاح آزمونهای روانی -Psychological Test- را وضع کرد. نهضت آزمونسازی شاید مهمترین کمک کتل به روانشناسی آمریکا باشد- زیرا با تولید انواع و اقسام آزمونهای روانشناختی و آموزشی است که روانشناسی آمریکا به شهرت کنونی خود رسیده است. خود او مجموعهای از آزمونهای روانی را در دانشگاه پنسیلوانیا ساخت و آنها را بعداً در کلمبیا توسعه داد. این -آزمونهای کلمبیا- که با نام آزمونهای فرشمن -Freshman Test- معروف است- اندازهگیری ویژگیهای جسمی- بینایی- شنوایی- احساسهای پوستی و عضلانی- اندازهگیریهای زمان- حافظه- تخیل و مانند آنها را دربر میگیرد. کتل امیدوار بود که میان این مولفهها یک وابستگی ضعیفی پیدا کند. اما وقتی روش همبستگی را در مورد دادههای خود به کاربرد- ضریبهای همبستگی ضعیفی پیدا کرد. این نتایج برای کتل ناامید کننده بود- اما بعدا به وسیله اسپیرمن -Charles Spearman- روانشناس و آماردان انگلیسی- این کمی همبستگیها به کاهش بر اثر نمونهگیریهای مکرر نسبت داده شد. طرح کتل برای تجزیه و تحلیل کارکردهای عینی به این شیوه- تحتالشعاع آزمودنیهای هوشی بینه -Stanford–Binet- قرار گرفت. اما تحقیقات کتل در مورد تفاوتهای فردی به میزان چشمگیری به توسعه روشهای همبستگی کمک کرد.
آزمونهای روانی جیمز کتل نشان دادند که میتوان روانشناسی را به صورت کمی و روانشناسی اختلافی را به صورت یکی از رشتههای مستقل در روانشناسی جدید درآورد. کتل روح کارهای گالتون را به آمریکا منتقل کرد و آمریکاییها از این شیوه استقبال کردند- هرچند که از مدیون بودن خود به کتل در مورد آشنا کردن آنها با کارهای گالتون آگاه نبودند. روانشناسی از نوعی که کتل آن را ترویج کرد به ذایقه آمریکاییها خوش میآمد زیرا با روحیه کارکردگرایانه آنها به خوبی هماهنگ بود. یعنی کاربرد و فایده عملی داشت. کتل آنقدر زنده ماند تا بتواند گسترش نهضت آزمونهای ذهنی را که خود پایهگذاری کرده بود ببیند. اما عیب آزمونهای کتل این بود که اولا فاقد هنجار بودند ثانیا عملکردهای عالی ذهن را اندازه نمیگرفتند. بلکه بیشتر عملکردهایی مثل زمان واکنش- نیروی عضله و .. را میسنجیدند.
کتل در رسالهای -تفاوتهای فردی از نظر زمان واکنش- به ده آزمون اشاره میکند که آنها را روی دانشجویان خود اجرا میکرد و تفاوتهای آنها را به دست میآورد. آزمونهای کتل تواناییهای زیر را برآورد میکردند:
1- نیروی دست- 2- سرعت حرکات- 3- آستانه مطلق تماس- 4- فشار لازم برای ایجاد درد- 5- آستانه اخلاقی حس وزن- 6- زمان واکنش- 7- سرعت تشخیص رنگها- 8- دقت در ترسیم یک خط- 9- دقت در تولید یک فاصله زمانی ده ثانیهای و 10- حافظه حروف بیصدا.
منبع :
پژوهه
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 117
تاريخ: پنجشنبه
16 شهريور
1396 ساعت: 18:03