
ابن ندیم
ابن ندیم با نام اصلی ابوالفرج محمد بن ابی یعقوب اسحاق بن محمد بن اسحاق – کتاب شناس- فهرست نگار و محقق بغدادی سده ۴ق و نویسنده اثر معروف الفهرست بود- وی با علوم مختلف آشنایی نسبی داشته و احتمالا در برخی زمینهها مثل- ادبیات عرب و علوم اوایل- به ویژه فلسفه و تاریخ فلسفه صاحب نظر بوده است
زندگی ابن ندیم
از محل تولد ابن ندیم نیز اطلاعی در دست نیست- تنها میدانیم که در بغداد میزیسته و مدتی در موصل اقامت داشته است. در مورد تاریخ تولد ابن ندیم گزارشی که خود او در الفهرست درباره ملاقاتش با فقیه خارجی- ابوبکر بردعی در ۳۴۰ق به دست داده- تا حدودی راهگشاست. باتوجه به اطلاعاتی که ابن ندیم از آثار و عقاید بردعی در این دیدار گردآوری کرده- میتوان دریافت که وی در زمان ملاقات- از بلوغ علمی برخوردار بوده است و در حدود سی تا چهل ساله بوده است.
در مورد شغل ابن ندیم- گرچه یاقوت احتمال داده که او وراق بوده است و برخی منابع دیگر ظاهرا او را به عنوان وراق می شناخته اند- اما در خود کتاب الفهرست در این باره ناهمگونی به چشم می خورد: در بسیاری از موارد می توان -وراق- را مربوط به پدر و در برخی از موارد مربوط به خود ابن ندیم دانست. به هر روی دلیل استواری بر وراق بودن ابن ندیم در دست نیست- هر چند برخی از خاورشناسان- چون داج و کرمر احتمال داده اند که پدر و فرزند هر دو وراق بوده باشند. با اینهمه ابن ندیم با فن وراقی آشنا بوده است- چنانکه بخشی از کتاب الاوصاف و التشبیهات وی به کتابت و ادوات آن اختصاص داشته است. ظاهرا اطلاعات او را در این زمینه باید ماخوذ از پدرش دانست. در مورد تحصیلات و استادان ابن ندیم نیز اطلاعات اندکی در دست است- زیرا بعید نیست مشایخی که ابن ندیم سخنانشان را بدون واسطه در الفهرست نقل کرده- درواقع استاد وی نباشند و وی- تنها برای تکمیل کتاب خود از گفته های آنان بهره برده باشد. در میان این مشایخ می توان از سری بن احمد کندی- ابوعلی بن سوار کاتب- ابوالحسن علی بن هارون بن علی بن هارون بن علی بن یحیی از آل منجم- ابوالفتح ابن نحوی- ابودلف ینبوعی- ابوالخیر ابن خمار و مهم تر از همه ابوسعید سیرافی- ابوسلیمان منطقی سجستانی– ابوالفرج اصفهانی- ابوعبیدالله مرزبانی و احتمالا یحیی بن عدی نام برد. ابن حجر نیز در میان مشایخ وی اسماعیل صفار- از محدثان مشهور بغداد را نام برده که ماخذ آن دانسته نیست.
با دقت در الفهرست می توان استنباط کرد که ابن ندیم با علوم مختلف آشنایی نسبی داشته و احتمالا در برخی زمینه ها صاحب نظر بوده است. از آن جمله است: ادبیات عرب و علوم اوایل- به ویژه فلسفه و تاریخ فلسفه. در واقع اگر او نزد ابوسلیمان سجستانی فلسفه خوانده باشد- باید برای او در این علم مقامی بلند فرض نمود. با این وصف نباید در مورد دانش ابن ندیم مبالغه کرد- زیرا الفهرست بیشتر به مثابه دانشنامه ای است که به جای بحث و بررسی عمیق در علوم مختلف- به ذکر فهرست آثار پرداخته است- به ویژه اینکه بسیاری از مطالب کتاب مذکور را نقل قول دیگران تشکیل می دهد. از خصوصیات ابن ندیم که با مطالعه الفهرست می توان به آنها پی برد- آزاداندیشی و تسامح- دقت به ضبط- ذوق سلیم و ابتکار در مسایل علمی است که از مصاحبتش با کسانی چون ابوسلیمان سجستانی و مشرب معتزلی و خرد گرایش و نیز از مطالعاتش در باب ادیان و مذاهب- نشات می گیرد.
مذهب ابن ندیم
اختلاف نظری که در مورد مذهب ابن ندیم دیده می شود- از تشتت و گوناگونی آرا وی در الفهرست ریشه می گیرد. با توجه به تسامح وی می توان محملی برای گفته های به ظاهر متناقض او و راهی جهت روشن تر شدن گزارشهایی- به ویژه در بخش فقه و کلام- ارایه نمود. قراین موجود در الفهرست بر میل او به اعتزال دلالت دارد. از آن جمله است: نقل اظهارات معتزله در باب پیامبر -ص- به عنوان سرچشمه اندیشه اعتزال- ذکر و مدح ابن ابی دواد معتزلی که از مولفان نبود- تنها به دلیل دفاعش از اعتزال و معتزله- تقسیم معتزله به 2 گروه -مخلص- و -بدعت گذار– اطلاق عنوان -اهل العدل و التوحید- بر معتزله و در مقابل- -حشویه- بر اهل سنت- ذکر ابوالحسن اشعری در بخش متکلمان -مجبره- و -حشویه-. گرچه از عبارتی که سبکی درباره ابن ندیم آورده است- چنین بر می آید که آشنایی وی با علم کلام چندان عمیق نبوده است- ولی مسلم است که او در باب اعتزال و معتزله اطلاعات کافی داشته است. نظر به اینکه او از برخی امامان شیعه و فرزندانشان با جمله -علیه السلام- یاد کرده و اهل بیت پیامبر -ص- را همچون فردی شیعی می ستاید و برای شیخین- دیگر خلفا و کسانی چون طلحه- زبیر و عایشه تعبر -رضی الله عنه- را به کار نمی برد- می توان گفت که شیعی مذهب بوده است. باید افزود که از عبارت -ترضیه- که در برخی موارد در کتاب الفهرست چاپی برای عمر بن خطاب و دیگران دیده می شود- در نسخه های اصلی آن اثری نیست- از این رو می توان دریافت که این تعابیر توسط ناسخان اضافه شده است. قراین دیگری نیز وجود دارد که می تواند بر تشیع وی دلالت کند: ذکر تعبیر -خاصه- برای شیعیان و -عامه- برای اهل سنت- نقل روایتی از واقدی مبنی بر آنکه علی -ع- معجزه پیامبر بوده است- حسن المذهب خواندن واقدی که خود- او را شیعی می داند- ستایش از هشام بن حکم که به امامت امام صادق -ع- گروید- با اینهمه با دقت در روش ابن ندیم در الفهرست و نیز اطلاعات نسبتا محدود و گاه مغلوط وی از تشیع و تعبیرش نسبت به شیخ مفید که گفته است: -او را دیدم و بسیار دانشمند یافتم- می توان چنین استنباط کرد که ابن ندیم- گرچه شیعی مذهب و از لحاظ فکری- معتزلی بوده است- از جهت فقهی ارتباط زیادی با جامعۀ امامیۀ بغداد نداشته باشد.
با دقت در بخش مربوط به ابوحنیفه در الفهرست می توان چنین استنباط کرد که ابن ندیم به او و مذهب حنفی هم علاقه داشته است- چه در شرح حال ابوحنیفه وی را مدح بلیغی کرده است. در جای دیگر مناظره معروف میان ابوحنیفه و مومن الطاق را که ناظر بر قدح ابوحنیفه بود- ظاهرا به گونه ای تحریف شده نقل کرده است. شاید علاقه ابن ندیم به ابوحنیفه متاثر از عقاید استادش ابوسعید سیرافی -ﻫ م- در این باب بوده باشد. به هر روی کسی چون ابن ندیم با گرایشهای معتزلی و اندیشۀ خردگرای و فلسفی خود- نمی توانست با ابوحنیفه بیگانه باشد- چنانکه فلاسفه ای چون ابوالحسن عامری -ﻫ م- نیز به ابوحنیفه و فقه او گرایش داشتند. ابن ندیم را با همه گرایشهای شیعی- معتزلی و حنفی نمی توان زیدی دانست- چنانکه عبارت وی -و زعم بعض الزیدیه- بعضی از گروه زیدیه گمان کرده اند- و نیز دیدگاه او درباره ایمه -ع- می تواند موید این نظر باشد. رجال نویسان اهل سنت نیز همواره بر گرایش ابن ندیم به تشیع و اعتزال تصریح و گاه از او به سختی انتقاد کرده اند. اما علمای امامیه نیز چون شیخ طوسی و نجاشی- با اینکه از الفهرست بهره گرفته اند- شاید به سبب آنچه در باب مذهب ابن ندیم گفته شد- او را از جمله رجال امامیه محسوب نداشته اند.
درگذشت
زمان درگذشت ابن ندیم محل اختلاف است. صفدی آن را 380ق نوشته و مقریزی -چهارشنبه 20 شعبان 380- در بغداد ضبط کرده است. همچنین بر مبنای سخن ابن نجار در یک جا درگذشت ابن ندیم -چهارشنبه 20 شعبان 385- و در جای دیگر -شعبان سنه ثمان و ثلاثین- آمده است. برخی از معاصران باتوجه به تاریخ اخیر- زمان مرگ او را اوایل سده 5ق نوشته اند. در مورد اول ظاهرا تصحیفی رخ داده و دومی با توجه به آنچه در مورد زمان تولد ابن ندیم ذکر شد- بعید به نظر می رسد. گفتنی است که تاریخهای بعد از 380ق که در الفهرست دیده می شود- به گمان قریب به یقین از اضافات ناسخان است- خاصه اینکه مولف خود در کتابش از خوانندگان خواسته است که در تکمیل اثر او بکوشند.
آثار ابن ندیم
ابن ندیم آثار زیادی نوشته است ولی مهمترین اثر او که شهرت جهانی دارد کتاب الفهرست است. از دیگر آثار او کتاب التشبیهات است. شهرت او بیشتر به خاطر کتاب الفهرست او است.
الفهرست در سال ۳۷۷ هـ. ق به انجام رسید و احتمالا پس از آن نیز ابن ندیم اطلاعاتی را بر آن افزود. این کتاب جامع ترین اثر در حوزه کتابشناسی عمومی در چهار سده نخست هجری است- که فهرستی از کلیه کتبی که تا آن زمان به زبان عربی نگاشته شده و شرح حال مولفانش را دربردارد. این کتاب بمثابه دانشنامه ای از تاریخ- فرهنگ- ادبیات و مذهب از پیش از اسلام تا زمان مولف است.
بخش های الفهرست
الفهرست ده بخش دارد:
کتب مقدس مسلمانان- مسیحیان و یهودیان-
نحو و لغت -زبانشناسی-
تاریخ و انساب
شعر و شاعران
علم کلام و متکلمان
فقه- حدیث- فقها و محدثان
فلسفه و علوم قدیم
افسانه- سحر و جادو
مذاهب و ادیان غیرالهی نظیر هندوان- مانویان و بوداییان
کیمیا
منبع :
ویکی پدیا
تاهور
حوزه
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 144
تاريخ: سه
شنبه
4 مهر
1396 ساعت: 22:14