ابلوموف – نام رمانی است نوشته ایوان گنچاروف نویسنده روس به سال ۱۸۵۹ میلادی. انتشارات گالیمار در سال ۱۹۸۰ این رمان را در فرانسه به چاپ رساند
مقدمه ابلوموف
ابلوموف – نام رمانی است نوشته ایوان گنچاروف نویسنده روس به سال ۱۸۵۹ میلادی. انتشارات گالیمار در سال ۱۹۸۰ این رمان را در فرانسه به چاپ رساند. نیکیتا میخایلکوف- کارگردان روس- در ۱۹۷۹ بر اساس این رمان فیلمی یا عنوان چند روز از زندگی ابلوموف ساخته است. نمایشنامهی آبلوموف از مارسل کوولیه- هم از رمان مزبور اقتباسی شدهاست.
معرفی نویسنده ابلوموف
ایوان الکساندروویچ گنچارف ۱۸ ژوین ۱۸۱۲ در سیبری به دنیا آمد. والدینش از طبقه تجار بودند و کودکی نویسنده در خانه سنگی بزرگ گانچارفها واقع در مرکز شهر با ساختمانهای بیشمار سپری شد. گانچارف به یاد دوران کودکی و خانه پدریش- اتوبیوگرافی -در میهن- را نوشت. او هفت سال داشت که پدرش را از دست داد و پدرخواندهاش نیکلای نیکلایویچ ترگوبف نقش مهمی در شکلگیری شخصیت درونی و سرنوشت وی ایفا کرد.در ۱۸۴۷ او نخستین رمانش یک داستان معمولی را به چاپ می رساند. یک سال پس از آن- بخشهایی از شاهکار خود به نام ابلومف را مینویسد. اما ده سال طول میکشد تا نوشتن تمامی اثر را به آخر برساند. در ۱۸۶۹- آخرین کتابش سیلاب را مینویسد که مضمون آن روند و سیر پوچگرایی است.
به گفته تولستوی- ابلوموف اثر در خور و بسیار ممتازی است- به نظر داستایوفسکی این اثر – از ذهنی پویا سرچشمه گرفته است -. ابلوموف- قهرمان کتاب- همچون فاوست و یا دن ژوان اسطورهای در ادبیات روسیه شمرده میشود. ابلوموف- این اربابزاده بیکاره- در فرهنگ روسیه نمودی از انسان تنپرور و فرومایه است که رویاهایش را فدای رخوت و خوابی عمیق میکند که بر سرتاسر لحظات زندگانیش سایه افکندهاست.پرتگاه- اخرین اثر برجسته گانچارف است. پس از پایان این کار- زندگی او بسیار سخت شد- بیماری- تنهایی- و در نهایت افسردگی روحی به سراغ نویسنده آمد. هر سه رمان گانچارف به توصیف دوران قبل از رفرم روسیه میپرداخت دورانی که نویسنده خوب میشناخت و درک میکرد- جریاناتی که در سالهای بعد طبق پیشگویی شخصی نویسنده اتفاق افتادند او آنها را با تمام وجود حس میکرد اما نه توان فیزیکی آن را داشت که سنگینی بار این آگاهی را تحمل کند و نه توان درک روحی آن.

ایوان گانچاروف
خلاصه داستان ابلوموف
ایلیا ایلیچ ابلوموف دوران کودکی را در املاک پدرش در روستا در کنار خانواده و دوستش آندره میگذارند. در جوانی در سن پترزبورگ به استخدام دولت در میآید. پس از سالها خدمت در کار دولتی- ابلوموف بازنشسته همه روز در خانه روی کاناپه میلمد. لمیدگی برای او نه از روی خستگی یا کسالت- بلکه خو و عادت اوست. هر وقت در خانه است- که همیشه هست- بر روی کاناپه لمیده یا در خواب است.
آندره میکوشد ابلوموف را با زندگی اجتماعی آشنا کند و او را از سستی و خمودگی نجات دهد. اما تلاش او بی ثمر میماند. عشق اولگا هم نمیتواند او را از رخوت و سستی بدر آورد. ابلوموف همچنان به زندگی راحت و خمودگی خود ادامه میدهد. با بیوهای ازدواج میکند و تا آخر زندگی با تن آسایی خود- که آندره آن را ابلوموفیسم مینامد- بسر میبرد.

ابلوموف
نقد و بررسی کتاب ابلوموف
رمان ابلوموف تاثیر غیر قابل وصفی بر روسیه گذاشته است- تا آنجا که غالب افراد تحصیل کرده روس آن را خوانده و میخوانند و در مورد آبلومویسم به بحث مینشینند و از این نظر- اثر ایوان گنچارف در شکلگیری مفهوم -آبلومویسم- نامیرا و جاودان گردید. آبلومویسمی که دورن مایهی آن تنبلی- ملال و پوچی انسانهای روسیهی آن زمان است. اشراف زادگانی که تمامی زندگانی خویش را بدون کار کردن گذراندهاند -آنجا که خود آبلوموف کودکی خویش را که بهوسیلهی زاخار بزرگ شده است را بهخاطر میآورد- مصداق بارز این مدعاست-. در مطالعات جامعه شناسانه- اغراق در بی تحرکی تنپرورانه آبلوموف- به نوعی نقد طبقهی اجتماعی خاص او و سبک زندگی آن طبقه شد. آبلومویسم- سوای خصلتی برخاسته از مناسبات طبقاتی- عارضه عموم روشنفکران و فرهیختگان برخی جوامع گرهخورده و دچار سقوط اخلاقی میشود که هملت پدر معنوی همه آنهاست. اغراق در عدم تحرک تن پرورانهی آبلوموف- طبقه اجتماعی خاص او و شیوهی زندگی و رفتارش در این رمان به شکلی سمبلیک به نقد هجوآمیز آریستوکراسی روسیه بدل میشود و با همین رویکرد میتوان خوانشی سیاسی -با پیرنگ مارکسیستی- از آن داشت و شخصیت اصلی داستان را نمادی از کل کشور روسیه در روزگار پیش از انقلاب اکتبر دانست. فارغ از تمام اینها- به لحاظ زیباشناسانه و وجوه فنی ادبیات داستانی- منتقدان بسیاری ایوان گنچاروف را بهخاطر جذابیت روایت سرد در ظاهر بیاتفاق و کند این رمان و خلق یک شخصیت فراموشنشدنی و نگاه جزیی نگر و دقیقش ستودهاند. نقل است که میگویند: -آبلوموف در پاسخ به سوال شکسپیر در هملت -بودن یا نبودن؟- میگوید: نه!- و آن را نشانه نوعی -فالس دیلما- یا -معضل نفی- میدانند. با توجه به همه این نکات- قرار گرفتن آبلوموف در میان برترین رمانهای تاریخ ادبیات به هیچوجه اتفاقی نیست. ایوان گنچارف رمانی مینویسد و تصویری -تصویری از روسیه قبل از انقلاب کبیر اکتبر 1917- از آنچه که نیکلای گوگول -Nikolai Gogol- در کتاب نفوس مرده -Dead Souls- -بسیاری کتاب -ابلوموف- را ادامهای بر راه -نفوس مرده- میدانند. این درحالی است که سبک و شیوهی بیان نویسندهها بسیار با هم تفاوت دارند- در یک پاراگراف مینویسد به دست میدهد:
-کیست که بتواند شعار نیرومند -به پیش- را به زبانی فریاد بزند که بر روح روسیان اثر گذارد؟ قرنها از پی هم میگذرند و میلیونها خانه نشین سبک مغز و گراندست وسست حرکت در رخوتی عمیق غرقهاند و در سراسر خاک روسیه به ندرت کسی پیدا میشود که یارای کشیدن این فریاد نیرو بخش را داشته باشد-.

ابلوموف
منبع :
چوک
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 128
تاريخ: سه
شنبه
6 تير
1396 ساعت: 3:27