تریسترام شندی که با نام کامل زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی نیز خوانده میشود- رمانی است نوشته لارنس استرن که در ۹ جلد منتشر شدهاست- دو جلد اول رمان در سال ۱۷۵۹ منتشر شد و جلدهای بعدی طی ۷ سال آینده به چاپ رسیدند
لارنس استرن این کتاب را در 9 جلد نوشت – دو جلد اول رمان در سال ۱۷۵۹ منتشر شد و جلدهای بعدی طی ۷ سال آینده به چاپ رسیدند. این کتاب داستان زندگی و عقاید نجیبزادهای به نام تریسترام شندی است. نویسنده در این رمان شیوهای را به کار میگیرد که ادامه سنت فرانسوا رابله در داستانگویی است. داستان تریسترام شندی پر است از اظهارنظرها و عقاید راوی که به شکلی نامنظم و پراکنده به خواننده ارایه میشوند و نویسنده با کلکبازیهای فراوان اصل داستان را مرتب به تاخیر میاندازد. این شیوه در آثار جویس- بی. اس. جانسن و دیوید فاستر والاس نیز ادامه مییابد.
معرفی نویسنده تریسترام شندی
لارنس استرن در ۱۷ نوامبر ۱۷۱۳ متولد شد. پدرش راجر استرن یک نظامی بود. در دهه اول زندگی لاورنس- خانواده ناچار بود به خاطر ماموریتهای راجر مرتب از یک شهر به شهر دیگر نقل مکان کنند. راجر استرن در ۱۷۳۱ به جاماییکا اعزام شد در آنجا براثر ابتلا به تب درگذشت. پس از آن لارنس به کالج عیسی مسیح در کمبریج فرستاده شد. استرن در ژانویه ۱۷۳۷ با درجه کارشناسی هنر فارغالتحصیل شد و در تابستان ۱۷۴۰ هم دوباره به دانشگاه برگشت تا مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته هنر دریافت کند.
استرن در ۱۷۳۸ به عنوان کشیش کلیسایی در جنگل یورکشایر منصوب شد. در سال ۱۹۴۱ با الیزابت ازدواج کرد که مثل خود او به بیماری سل مبتلا بود.لارنس استرن ۲۰ سال در ساتون -جنگل یورکشایر- زندگی کرد و در کمبریج بین او و جان هال استیونسون نویسنده شوخطبع و خوشگذران دوستی صمیمانهای پدید آمد.

لارنس استرن
درباره داستان تریسترام شندی
لارنس استرن -زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی- را در دورانی مینویسد که بسیاری از زیرساختهای قرن هجدم و نوزده میلادی در حال تغییر و آماده شدن برای ورود به جهان مدرن بود.
نظام باوری روایت تریسترام شندی بربنای پارودی تمام دستاوردهای اخلاقی- مفهومی و ابزاری روزگار نویسنده پیش میرود. البته نه به این معنا که این عناصر کلان روایت و روایت نهایی رمان را ترسیم میکند- بلکه این عناصر در سطح اجزایی نمودار میشود که بخشی از بار کنایی و طعنه آمیز نثر استرن را به مقصد میرساند.
استرن با به کارگیری شیوه مرسوم رمان نویسی رابله- اسکلت اولیه داستان خود را بنا میکند و در ادامه برای پیشروی و فراروی از مولفههای مرسومی که عادت نویسندگان روزگارش بوده- طنز را همچون یک اولتیماتوم به کار میگیرد. اولتیماتومی که علاوه بر شکل دهی به فرم رمان- امکان پیشروی داستان از طریق داستانهای فرعی بیشمار را نیز امکان پذیر و محقق میکند. بخش اعظمی از کتاب تریسترام شندی بر اساس همین شمایل درختی که داستانکها و قصههای فرعی- شاخههای آن را تکمیل کرده- عینیت پیدا میکند. داستانهای فرعی که جمع آن در پیوندی که با یکدیگر و منطق نهایی رمان دارد- معنا و مفهوم مییابد.
این سطوح روایی مختلف رمان استرن از همین جهت کانون توجه رمان و داستان نویسی مدرن است. استرن در این اثر خود به شکل کتمان ناپذیر و بی سابقهای علاوه بر پلات به فرم عینی و بدنه بیرونی اثر خود اهمیت داده است. رفتاری که از یک نویسنده قرن هجدهمی بعید است. به تعبیر اشکلوفسکی- این نفوذ او در فرم رمان- خصلت اصلی عریان کردن تکنیکش بود. در روزگار استرن- اروپا تازه داشت در مناسبتهای رمانتیسیسم قدم برداشتن را یاد میگرفت و نوادری همچون او و فیلدینگ در همین زمانه شاهکارهای خود را تحریر کردند.
بسیاری استرن بعد از انتشار تریستدام را یک انقلابی تندرو می خوانند. استرنی که زمانی کشیش و مرد خدا بود حالا رفته رفته به چیزی شبیه میشد که دیگر هیچ شباهتی با گذشته خود نداشت. او به مرور تبدیل به شخصی شده بود که دیگر حد و حدود اخلاق فردی را حتی در جمع و ملاعام حفظ نمیکرد. او به بی ادبی شهرت یافت و این هزینه ناچیزی بود برای ملتی که نویسندهای در میان خود داشتند که یکی از معدود شاهکارهای متصل به جهان مدرن را نوشت.
داستان کتاب شندی مدام شما را به جاهای ناممکن و بی اهمیت ارجاع میدهد و اهمیت این رفت و آمدهای بی سبب و پوچ هم در ظرافت و مهارتی است که نویسنده بکار میگیرد و خواننده هم در نهایت مجاب میشود که این رمان همین است و غیر این نه! استرن دایم زمان را عقب و جلو میبرد. دایم هر مساله پیش پا افتادهای را بهانه میکند تا از اصل ماجرا دور شود و چه لذتبخش این کار را میکند.
این کتاب که سرگذشت شخصی به نام تریسترام شندی است قرار است توصیفی باشد از آنچه بر این فرد گذشته است. اما قراری که راوی با ما میگذارد تا قصهاش را تعریف کند به همین سر راستی و شسته و رفتگی نیست. برای مثال شمای مخاطب این رمان را به طور تقریبی تا اواسط صفحه 200 پیش برده و میخوانید اما آنچه میبینید این خواهد بود که هنوز راوی به دنیا نیامده است و تا بدین جای کار هم هرچه گفته شده- نزاعی بر سر به دنیا آمدن اوست.
تریسترام شندی استرن یک آشوب به تمام معناست و لذت خواندن آن هم درهمین آشوب.
برخی از جملات کتاب تریسترام شندی
– هرگز هیچ اهدا کنندهی بینوایی به اهداییه خود امیدی کمتر از این اهداییه نداشته است- زیرا در گوشهی پرت افتادهای از مملکت و در خانهای گالیپوش نگارش یافته است- جایی که من زندگی میکنم و مدام میکوشم با خنده و نشاط از ناتواناییهای ناتندرستی و سایر مصایب زندگی جلو بگیرم- زیرا اعتقاد راسخ دارم که آدمی- هربار که لبخند به لب میآوردو – از این بیشتر- هرگاه که میخندد چیزی بر این بازماندهی زندگی میافزاید.
– من در این مردی که به او احترام میگذارم- و در این شوخیها- کمترین شایبهی بدنیتی و بدخواهی نمیبینم- من معتقدم که این مطایبات از روی صفای دل است. اما دوست عزیز- تو متوجه این نکته باش که مردم ابله قادر به ادراک چنین چیزی نیستند و مردم نابکار تمایلی به ادراک چنین چیزی ندارند و تو خودت میدانی که تحریک یکی و سربهسر گذاشتن دیگری به چه معنا است. اینها وقتی برای دفاع مشترک همدست شدند- یقین داشته باش چنان جنگی علیه تو راه بیندازند که تو را قلباَ از از این جریان- حتی از زندگی بیزار کند.
– و اما روحانیون – نه… اگر چیزی علیهشان بگویم نابود میشوم- و میلی به این کار ندارم. تازه اگر هم میلی داشتم جرات نمیکردم از ترس جانم به این وضوع بپردازم. با این اعصاب و این روحیه ضعیف و با وضعی که در حال حاضر دارم به بهای جانم تمام خواهد شد- اگر بخواهم خودم را با پرداختن به چنین موضوع غم انگیز و حزنآوری دچار غم و افسردگی کنم. بنابراین به سلامت نزدیکتر است که پردهای در میانه بکشم و به شتاب از آن بگذرم و با سرعتی که میتوانم به نکته اصلی اساسیای بپردازم که در نظر داشتم روشن کنم- و آن اینکه چطور شده است که به قول شما مردمی که کمترین خرد را دارند گفته میشود واجد بیشترین تشخیصاند.
اما درست توجه بفرمایید- میگویم گفته میشود- چون آقایان محترم- این چیزی بیشتر از یک گزارش نیست- مثل بیست گزارشی که در روز میشنویم و توکلا میپذیریم- و من معتقدم که گزارش بسیار بد و بدخواهانهای است.
ترجمه فارسی
رمان تریسترام شندی استرن را ابراهیم یونسی ترجمه کرده است که تا کنون سه بار توسط دو ناشر روانه بازار کتاب شده است. اولین چاپ آن در سال 1378 با نشر تجربه بوده است و چاپ های بعدی با نشر نگاه.

تریسترام شندی – ابراهیم یونسی
منبع :
هنر آنلاین
چوب الف
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 109
تاريخ: يکشنبه
11 تير
1396 ساعت: 15:38