ماجراهای هاکلبری فین – TAoHF

خرید بک لینک
ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

ماجراهای هاکلبری فین رمانی اثر مارک تواین است که در سال ۱۸۸۴ برای اولین بار چاپ شد- این کتاب درپی رمان تام سایر منتشر شد- داستانی درباره پسری به نام هاکلبری فین و برده ای فراری به نام جیم است که تلاش می کنند راهی برای رسیدن جیم به آزادی پیدا کنند- آنها درگیر ماجراهای زیادی می شوند و با افراد جالبی مواجه می شوند

معرفی نویسنده

سمیویل لنگهورن کلمنز -زاده ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ – درگذشته ۲۱ آوریل ۱۹۱۰- که بیشتر با نام هنری اش مارک تواین -Mark Twain- شناخته میشود- نویسنده و طنزپرداز آمریکایی بود. او شهرت خود را مدیون رمان ماجراهای هاکلبری فین -۱۸۸۵- و ماجراهای تام سایر -۱۸۷۶- است.
مارک تواین در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز ایالت میسوری آمریکا در روستای فلوریدا با کلبههای چوبی پراکنده به دنیا آمد.پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصالتا اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همانجا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کردهبود. در ۱۲سالگی پدرش فوت کرد و سمیویل مجبور شد در چاپخانههای محلی پادویی کند و بعد در روزنامهای که برادرش اوریون دایر کردهبود- ابتدا حروفچین و سپس چاپچی شد.

در بیست سال بین ۱۸۷۵ و ۱۸۹۴ شادترین و ثروتمندترین نویسنده بود و بهترین کتابهایش را در این مدت نوشت. اما در نیمه دهه ۱۸۹۰ اندوه و تلخکامی روزافزونی نصیبش شد. دختر جوانش سوزی وقتی پدر و مادرش در خارج بودند مرد. خانم کلمنز که سالها بیمار بود از دنیا رفت و کوچکترین دخترش ناگهان در شب کریسمس فوت کرد. در ۱۹۰۶ انشای سرگذشتش را آغاز کرد. ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتابهای جدی و چند کتاب طنز گذراند. کلمنز نام مارک تواین را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات مینوشت بهعنوان ادای دین گرفت و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد.

ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

خلاصه کتاب ماجراهای هاکلبری فین

دعوا با پدرش از خانه فرار میکند و در راه این فرار با برده سیاه پوستی به نام جیم آشنا میشود. آنها با کلکی که میسازند رودخانه میسیسیپی را طی میکنند و…

نایا گالوی ۳۱ ساله که در یکی از مدارس خصوصی آمریکا در دوبوک- آیوا- تدریس میکرد- در اکتبر سال گذشته در سر کلاس به دانش آموزان خود گفته بود که رمان -ماجراهای هاکلبری فین- نژادپرستانه است و این کتاب نباید در مدرسه تدریس شود. همچنین در روز بعد از این حادثه نیز این معلم در اتوبوس مدرسه به دانش آموزان بار دیگر این مطلب را گوشزد کرده بود و عنوان کرده بود که گروه موسوم به -کو کلوکس کلان- بعد از انتشار این کتاب به آزار و اذیت سیاهپوستان پرداخت.

مدتی پس از این ماجرا- گالوی تصمیم میگیرد تدریس در مدرسه را رها کند اما مقامات مدرسه در اقدامی نامنتظره- وی را از مدرسه اخراج کردند.

گفته میشود- پس از اقدام مسیولان مدرسه- این معلم آمریکایی نزد قاضی رفته و تمام حرفهای خود را انکار کرده و حتی درخواست مزایای بیکاری خود را پس گرفته است. وی حتی تمام مطالبی را که در مورد محتویات کتاب عنوان کرده بود را انکار کرده است.

هاکلبری فین- پسر نوجوانی بود که به تنهایی در یک بشکه نزدیک ساحل زندگی میکرد. او پدر بدی داشت که در زندگی- بدبختی را نصیب پسرش کرده بود. مردم شهر بخاطر این پدر- این پسر را هم از خود میراندند و به فرزندانشان اجازه نمیدادند با او معاشرت کنند- بخصوص اینکه هاک روحیه بسیار ماجراجویی داشت و همین امر باعث میشد تا رفتارش برای بچهها هیجانانگیز و جذاب جلوه کند. هاکلبری قلب ریوفی داشت و سعی میکرد به دیگران کمک کند. دوستانش- آنا- بن- جو- باب و بهترین دوستش یعنی تام سایر- این موضوع را درک کرده بودند- اما آدم بزرگها حاضر نبودند حسابِ او را از حساب پدرش جدا کنند. پدر هاک از هر فرصت نامناسبی برای رسیدن به پول استفاده میکرد و حتی در این راه حاضر بود پسر خود را طعمه قرار دهد. هاک از پدرش متنفر بود و دلش نمیخواست هرگز با او زندگی کند

تا اینکه پس از یک حادثه- هاک توانست خود را به اهالی شهر کوچکشان ثابت کند- اینجا بود که خانم داگلاس- زن ثروتمندی که همسر خود را از دست داده و با خواهرش- خانم واتسون زندگی میکرد- سرپرستی او را قبول میکند- اما زندگی در خانه خانم داگلاس هم برای هاک غیرقابل تحمل بود- چون هاک پسر خودساختهای بود که فقط با قوانین خودش بارآمده بود و تحمل دیسیپلین و سختگیریهای خانم واتسون را نداشت. او علیرغم علاقهاش به خانم داگلاس- ترجیح میداد دیگر به آن خانه هم برنگردد. بنابراین به جزیره جاکسون که یک جزیره متروکه بود گریخت. از طرفی جیم- یکی از بردههای خانم واتسون نیز میشنود که او را میخواهند بفروشند- بنابراین شبانه به جزیره جاکسون میگریزد و دوباره در آنجا با هاک روبهرو میشود..

ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

گزیده ای از کتاب

گفتم که پدر ومادرم مرده اند و دادگاه مرا داده دست یک کشاورز پیر وبد ذات-
توی یک دهی سی مایل دورتر از رودخانه. او هم آن قدر با من بدرفتاری کرد که
دیگر نتوانستم طاقت بیاورم. وقتی چند روزی رفته بود- من هم چند دست از
لباس های کهنه ی دخترش را دزدیدم وفلنگ را بستم.

نقد کتاب ماجراهای هاکلبری فین

ماجراهای هاکلبری فین در ابعادی گسترده تر- داستان تلاش های یک نوجوان است برای فهم دنیایی که در آن زندگی می کند. او با نژاد پرستی مواجه می شود- می داند چنین رویه ای اشتباه است- با این حال در کمک به جیم کمی دچار تردید می شود چرا که فکر می کند چنین کاری ممکن است شبیه دزدی باشد. از بعضی جهات- هاک از محدودیت های اجتماعی اطراف خود کاملا آگاه است- او می داند در دنیای اطراف خود تفاوت های زیادی وجود دارد و مردم هیچ گاه به یک توافق جمعی نمی رسند. با این حال گاهی اوقات نسبت به این که در حال انجام کار درست است یا خیر تردید می کند. برای مثال او در جایی از داستان به این باور می رسد که شاید بهتر باشد جیم را تحویل دهد. مساله ای که او را از انجام این کار باز می دارد نه ملاحظات قانونی و اخلاقی- بلکه دوستی او با جیم است- یک دوستی کاملا صادقانه و خالصانه.

ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

از طریق این ارتباط و هم چنین نحوه شخصیت پردازی جیم به عنوان یک مرد اهل خانواده و زندگی- خواننده متوجه می شود که این نوجوان به دلیل رویکرد متفاوت خود در قضاوت افراد- به صورتی ناآگاهانه در حال برملا کردن تزویر و ریای این جامعه است- آن هم جامعه ای که صاحب انسان های دیگر شدن را کاری عادی و معمول می پندارد. نکته جالب این است که خود هاک هم یک بار اسیر و برده پدرش می شود- اما با مشقت های فراوان در نهایت فرار می کند. هاک اگرچه هیچ گاه به صورت مستقیم چنین حرفی را بر زبان نمی آورد- اما می داند که این اسارت کار درستی نبوده است.

تواین به شکلی همه جانبه- میزان تزویر و ریای این جامعه متمدن را آشکار می کند. پدر هاک از زندان می گریزد- هاک را کتک می زند و او را سرزنش می کند. قانون در این جا کجاست؟ آیا سهم هاک از قانون همین قدر است؟ جیم متوجه می شود که قرار بوده به یک فرد دیگر فروخته شود و برای همیشه از خانواده خود که عاشق آن است- جدا شود. کاری که همه ما می دانیم به هیچ وجه درست نیست. در نزاع خونینی که بین دو خانواده سر می گیرد- هاک نظاره گر قتل یک پسر بی گناه می شود. این احتمالا غمگین ترین صحنه ای است که هاک با آن مواجه می شود. باک گرینجرفورد- قربانی معصوم خشم و نفرتی بود که در اثر اعمال وحشیانه دو خانواده برجسته به وجود آمده بود.

تواین در قالب این داستان به شکل زیبایی به ترسیم اصول اخلاقی متزلزل دوره زمانی خود می پردازد. او نشان می دهد مردم چگونه حس انسان دوستی خود را از دست می دهند. هاک و جیم اما بر خلاف جهت مردم عمل می کنند. آن ها با وجود تفاوت های عمده ای که با یکدیگر دارند در کنار هم باقی می مانند. هاک از تحصیل و کسب دانش به صورت رسمی بیزار است. این مساله نشان دهنده این است که هاک همه چیز را به صورت غریزی- از راه دوستی و توجه صادقانه به دوست خود یاد می گیرد. از نظر او- مردم با مدرسه رفتن به درک اشتباهی از تمدن می رسند.

بهترین لحظات زندگی هاک زمانی است که او با دوستش در دل طبیعت سفر می کند. بدترین لحظات هم مربوط به زمانی است که در دل جامعه و میان مردم متمدن قرار می گیرد. قهرمان شجاع ما از نظر خواننده بسیار تحسین برانگیز است. این تحسین صرفا به این خاطر نیست که ما از افراد یاغی خوشمان می آید- بلکه به این خاطر است که ما از افراد یاغی خوشمان می آید که خود را از دل جامعه خارج می کنند و برای آن چه که از نظرشان درست است- مبارزه می کنند.

رود میسیسیپی را می توان سومین شخصیت این رمان در نظر گرفت. این رود همیشه حضور دارد- همیشه در جریان است و همیشه در داستان نقشی مهم بر عهده دارد. برای بررسی میسیسیپی از جنبه های نمادگرایانه- باید هم مشخصه های خوب و هم مشخصه های بد آن را در ذهن داشته باشیم. آب این رودخانه -در دنیای ادبیات آب به طور کلی نماد تولد دوباره است– هاک و جیم را از زندان هایشان آزاد کرده و آن ها را وارد یک آزادی از پیش تعیین شده می کند. این رود از این نظر نقش مثبتی دارد. اما نباید فراموش کنیم که همین میسیسیپی باعث می شود که شخصیت های ما با بزرگ ترین سختی های زندگی خود -دزدان- کشتی بخار و …- مواجه شوند.

در نتیجه- این رودخانه نشان دهنده دوره زمانی پیچیده ای است که این منطقه با آن دست و پنجه نرم می کرده. امید به آزادی -همان طور که قهرمانان این رمان در مسیر جریان آب حرکت می کنند– موانع غیرقابل اجتناب -که رودخانه با خود حمل می کند– تلاشی پیوسته برای دستیابی به فردیت -در بستر آبی که همیشه جاری و در حال تغییر است- از جمله مواردی است که تواین با کمک میسیسیپی به تصویر کشیده است. میسیسیپی هم همدم این شخصیت ها و هم عامل به چالش کشیدن آن هاست- به همین دلیل این رودخانه در این اثر تواین نقش مهمی دارد و طرح داستانی را پیش می برد. بدون وجود میسیسیپی چنین داستان و چنین پیچیدگی وجود نداشت. میسیسیپی نماد آزادی است- نشان دهنده تغییراتی است که به آرامی در حال وارد شدن به نواحی جنوبی آمریکاست. اضافه کردن میسیسیپی به این رمان یکی از هوشمندانه ترین تمهیداتی است که تواین به کار برده است- چرا که این رودخانه به شکل حیرت انگیزی هم در قالب یک شخصیت عمل می کند و هم ساختار داستانی و دلالت های نمادین رمان را شکل می دهد.

ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

واکنش به کتاب در آمریکا

در سال ۱۸۸۵ کتابخانههای عمومی ماساچوست این کتاب را به خاطر -زبان بیادبانهاش- ممنوع کردند. پیش از آن هم منتقدان کتاب را به خاطر استفاده از زبان عامیانه مضر و بیاهمیت تشخیص داده بودند.
ارنست همینگوی درباره این کتاب نوشته است: -ماجراهای هاکلبری فین بهترین کتابی است که تا به حال داشتهایم. تمام داستانهای آمریکایی از آن بیرون آمدهاند. چیزی پیش از آن نبوده است.-

ماجراهای هاکلبری فینماجراهای هاکلبری فین

ترجمههای فارسی

هکلبری فین- ابراهیم گلستان- ۱۳۲۸
برده فراری -سرگذشت هاک فین- جواد محبی- ۱۳۳۴
ماجراهای هاکلبری فین- هوشنگ پیرنظر- ۱۳۳۹
ماجراهای هاکلبری فین- شهرام پورانفر- انتشارات زرین- تهران- ۱۳۶۲ -کتاب توسط ناشران مختلفی همچون مهتاب و ارسطو تجدیدچاپ شدهاست-
سرگذشت هکلبری فین- نجف دریابندری- انتشارات خوارزمی- تهران- ۱۳۶۶
ماجراهای هاکلبری فین محسن سلیمانی- نشر افق -متن کوتاهشده– ۱۳۸۶
ماجراهای هاکلبری فین- کیومرث پارسای- انتشارات ناژ- ۱۳۹۰

منبع :

نقد روز

کتابک

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 2:18

صفحه بندی