گرسنگی – Hunger Book

خرید بک لینک
گرسنگیگرسنگی

گرسنگی – نام رمانی از کنوت هامسون رمان نویس مطرح نروژی است- این رمان به شکل کتاب در ۱۸۹۰ و پیشتر به صورت دنباله دار در مجله ای در ۱۸۸۸ چاپ شد- این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین – ۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند- قرار دارد

معرفی نویسنده گرسنگی

کنوت هامسون – نویسنده اهل نروژ است که جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۲۰ میلادی را از آن خود کرد – سیارکی را به افتخار او با نام هامسون ۵۸۳۸ نامگذاری کردهاند.کنوت هامسون در ۴ اوت ۱۸۵۹ در یک خانواده فقیر روستایی در شمال نروژ متولد شد.
سال 1885 زندگی روی خوشش را به هامسون نشان داد- -گرسنه- شاید با استقبال پرشور و عجیب و غریب خوانندهها رو به رو نشد- اما محافل ادبی مجارستان کار را تحویل گرفتند و نقدها و بحثهای مفصل و پر شور حول کتاب و نویسنده گمنامش که حالا کم کم داشت مشهور میشد- به راه انداختند. آوازهاش به نروژ و آمریکا رسید. سبک تازه هامسون نویسندهها را سر شوق آورده بود. آخر در گرسنه تقریبا هیچ اتفاقی نمیافتاد- فقط یک سری شخصیت در کتاب بودند و گفت و گوهای کوتاه بینشان بقیه کتاب تک گویی شخصیت اول بود- انگار خودش روانکاو خودش بود.
نوشتن چنین رمانی که با تمام این ساختارشکنیها باز هم خواندنی و گیرا بود. منتقدهای با انصاف را وادار کرد که به او لقب داستایفسکی اسکاندیناوی را بدهند.
کنوت هامسون یک مدافع سرشناس آلمان و فرهنگ آلمانی بود- و همچنین مخالف شدید امپریالیسم بریتانیا و شوروی بود- و طی هر دو جنگ جانی از آلمان حمایت میکرد. علایق او به شدت تحت تاثیر جنگ بویر بود- جنگی که هامسون آن را دشمنی بریتانیا با مردمی کوچک میدانست- و همچنین بیعلاقگی او به انگلسیها و تنفر از آمریکا. محبوبیت بینالمللی او بر اثر حمایت او از دولت ناسیونال سوسیالیست ویدکون کیسلینگ کمرنگ شد.

کنوت هامسون جایزه نوبل خود را در سال ۱۹۴۳ به یوزف گوبلز وزیر تبلیغات رایش سوم اهدا کرد و پس از مرگ آدولف هیتلر پیشوای آلمان- در مورد وی گفت: -من لایق آن نیستم که در مورد آدولف هیتلر با صدای بلند صحبت کنم. او یک جنگجو برای بشریت و یک بشارتدهنده عدالت برای تمام ملتها بود. او یک مصلح در بالاترین ردهها بود.

گرسنگیکنوت هامسون

معرفی کتاب گرسنگی

گرسنه رمان بسیار معروفی است که پیدا کردن کتابش اون هم نو و دست اول امری محال است چیزی که هم اکنون به جای مانده تنها در کتاب فروشی های دست دوم قابل دسترسی است .
-گرسنه- اولین رمان این نویسنده نروژی است. رمانی که در آن نه خبری از تعهد و هدفمندی است و نه خبری از خارج شدن از واقعیت بیرونی. در -گرسنه- ما فقط شاهد پرسه زدن مردی در کوچه و خیابان های شهر اسلو هستیم- مردی که با کمترین چیزی سیر می شود- به نوشتن و پیدا کردن جایی برای خوابیدن مشغول است- به اطرافش نگاه می کند و با لحن طنز و ساده اش با خودش حرف می زند و بعد از گرسنه شدن- دوباره به دنبال غذا می گردد. بعد از آن با کامل کردن نوشته هایش می خواهد پولی به دست بیاورد تا بتواند زنده بماند.
تمام حوادث و گره های رمان انگار حول دایره یی می چرخند و باز به جای اول باز می گردند. او اندک پولی پیدا می کند و روزش را می گذراند و دوباره بعد از گرسنه شدن برای رفع آن چاره جویی می کند. هیچ غایت و هدفی در زندگی اش وجود ندارد و هیچ گاه به افق زندگی اش نگاه نمی کند بلکه فقط برای چند لحظه بعدش تصمیم می گیرد.

اما چیزی که رمان را دلنشین می کند و با وجود بی حادثه بودن و گره های کوچک رمان که شباهت های زیادی به هم دارند باعث می شود رمان را تا به انتها دنبال کنیم و احساس خستگی نکنیم این است که راوی هیچ گاه نه قضاوت می کند -حتی درباره خودش- و نه در جایگاه دانای کل قرار می گیرد – حتی به آگاهی خود هم شک می کند– بلکه دایم با لحنی که طنزی در آن پنهان است و پر از انگیزه های کودکانه است دنیای کوچکی می سازد که خواننده را با راوی همنشین می کند و با او گرسنگی و روزمرگی را تجربه می کند.

گرسنگیگرسنگی

اما در تمامی رمان میان هر کجا که فضا یا وضعیت اجازه دهد به کلیسا نیش و کنایه می زند . در واقع او در اوج گرسنگی و فشار- قراردادهای اخلاقی و اجتماعی- کلیسا را یک آرمان پوچ و بیرون از واقعیت خشک بیرونی می داند که نمی تواند جوابگوی مشکلات امروز بشر باشد. به طوری که وقتی گرسنگی تمام اندامش را کرخت کرده و حتی به سالم بودن و زنده بودن خودش هم مشکوک می شود- با شنیدن صدای ناقوس کلیسا آن را کلیسای ناجی می نامد و با طنز خاص خودش از کنار آن می گذرد.
شخصیت رمان گرسنه اصلا دنبال هیچ چیز نیست: نه هویت- نه خودش و نه دیگران. او فقط برای زنده بودن تلاش می کند. – آن هم نه تمام تلاشی که می تواند.- نوشتن برایش فقط وسیله یی است که با آن زنده بماند نه چیز دیگری- یعنی او برای نوشته هایش نه تقدسی قایل است و نه با آنها می خواهد تغییر بزرگی در وضعیتش ایجاد کند بلکه نوشتن تنها کاری است که بلد است و می تواند با آن برای دقایقی یا چند روزی مرگش را به تاخیر بیندازد. در واقع شاید بتوان گفت شخصیت رمان گرسنه یکی از پوچ انگارترین شخصیت های ادبیات است که پیش زمینه ای برای آفریدن شخصیت های بکت شد.

گرسنگیگرسنگی

خلاصه رمان گرسنگی

جهان هامسون جهان کوچکی است که نه معنایی در آن هست و نه جایی برای زندگی. راوی رمان گرسنه که با پرسه زدنش در شهر اسلو همیشه با چند نفر خاص مواجه می شود- هیچ وقت از نگاه دیگران خارج نیست و دایم خودش را زیر ذره بین آدم های اطرافش می بیند و به دنبال چاره یی است که خودش را برای آنها موجه جلوه دهد. او که حتی در اوج گرسنگی و فقر حاضر می شود لباس هایش را گرو بگذارد تا برای پیرمردی که از او طلب پول کرده پولی فراهم کند- دایم باید برای رفتارش و حضورش در مقابل دیگران جوابگو باشد. در واقع حضور دیگران دلیلی می شود تا او به اعماق وجود خود برود و خود را از احساس گناهی مبهم تبریه کند.

رمان با سرگردانی او در شهر اسلو شروع می شود و با سوار شدنش در کشتی و دور شدنش از اسلو به پایان می رسد. مسافرتی که آن هم کاملا اتفاقی و از سر اجبار انجام شد. او بعد از سوار شدن در کشتی متوجه می شود که به طرف انگلستان در حال حرکت است و آن را با خوشحالی می پذیرد. انگلیسی که انگار برای او نوید روزهای بهتر -شاید هم سیرتر- می دهد.

تاثیر و تاثر

با انتشار رمان روانکاوانه و نیمه خود زندگی نامه گرسنگی در سال ۱۸۹۰ شهرت هامسون به اوج خویش رسید. برخی منتقدین فرانتس کافکا را در نوشتن داستان کوتاه هنرمند گرسنه متاثر از این رمان می دانند.

گرسنگیگرسنگی

ترجمه فارسی

ترجمه دکتر غلامعلی سیار- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران ۱۳۳۵
ترجمه سیدحبیب گوهریراد که انتحالی از ترجمه دکتر سیار است.
ترجمه احمد گلشیری انتشارات نگاه تحت عنوان گرسنه

اقتباس سینمایی

از این رمان تاکنون دو فیلم سینمایی با عنوان گرسنگی ساخته شده است.
گرسنگی -۱۹۶۶- به کارگردانی هنینگ کارلسن
گرسنگی -۲۰۰۱- به کارگردانی ماریا گیسه

منبع :

گلزاریون

مگیران

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 2:18

صفحه بندی