مونتسکیو – Montesquieu

خرید بک لینک

مونتسکیو – یکی از متفکران سیاسی فرانسه در عصر روشنگری که در سال ۱۶۸۹ در بوردو از شهرهای فرانسه زاده شد – همه قبیله او از نژادگان و اشراف و در زمره حقوق دانان بودند

شارل دو مونتسکیو در هیجدهم ژانویه سال 1689 میلادى- در قصر -لابرد- و در نزدیکى شهر -بردو- فرانسه چشم به جهان گشود. وى تا سن سه سالگى با روش سنتى روستاییان تربیت یافت و سپس به -لابرد- رفت. هنوز هفت سال از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد. در سال 1700 میلادى- او را به یک مرکز دینى فرستادند و تا سال 1711 میلادى در آنجا به فراگیرى علوم مذهبی پرداخت. سپس وارد دانشگاه -بردو- شد و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد.

او در سن بیست سالگى به دلیل عشق و علاقه فراوانى که به ادبیات یونان و روم داشت- کتابى با نام -دفاع از فلسفه غیر عیسوى- منتشر کرد.

شارل دو مونتسکیو در سال 1714 میلادى به عنوان مستشار در دادگسترى -بردو- مشغول به کار شد و یک سال بعد با دخترى به نام -ژان دلارتیک- ازدواج کرد.

عموى منتسکیو که بزرگ خانواده آنها بود- در سال 1716 میلادى به مقام ریاست دادگسترى -بردو- رسید و او را نیز استخدام کرد. اما شارل دو مونتسکیو پس از مدتى کارمند فرهنگستان -بردو- گردید و در کنار آن- به نوشتن رساله ها و مقاله هاى سیاسى و ادبى روی آورد. علاوه بر این- در علوم طبیعى نیز در رشته هاى کالبدشناسى- گیاه شناسى و فیزیک مطالعه زیادى داشت.

با اینکهشارل دو مونتسکیو از ضعف بینایی رنج می برد- با ادامه مطالعات و تحقیق های علمى خود- یکى از آثار معروف و مشهورش را با نام -نامه هاى ایرانى- در سن بیست و سه سالگى منتشر کرد که در مدت زمان کوتاهى- شهرت فراوان یافت.

وى چندین بار به پاریس سفر کرد- اما سرانجام به -بردو- بازگشت و به عنوان کارمند فرهنگستان فرانسه مشغول به کار شد. شارل در سال 1728 میلادى از کشورهاى اتریش- مجارستان- ایتالیا- سوییس- آلمان و هلند بازدید کرد- سپس به انگلستان رفت و تا سال 1731 میلادى در آنجا اقامت نمود.

او در طول سفرهای خود با افکار و اندیشه هاى بزرگانی همچون -جان لاک- آشنا گردید و اندیشه یک حکومت آزاد و پرورش آن در ذهنش رشد و نمو کرد.

بیتردید-شارل دو مونتسکیو در زمینه فلسفه از پیروان -جان لاک- به شمار میرود. وی اصول مهم فلسفه سیاسی لاک- یعنی تکیه بر -فضیلت فردی- به عنوان منشا قانون و -رابطه فرد با دولت- و همچنین نظریه -اصالت آزادی در چارچوب اجتماع و نفع عمومی- را مبنای نظریه های خود قرار داده است. البته او در زمان خود با مخالفتهایی از جانب کاتولیکهای متعصب روبرو شد و به تبلیغ آزاد اندیشی و سکولاریزم متهم گردید که زیرکانه و با افزودن یک بخش پایانی و تکمیلی به -روحالقوانین- توانست باورهای خود را نزد مذهبی های متعصب توجیه کند.

از نظر شارل دو مونتسکیو – قانون چیزی جز روابط ضروری بین چیزها نیست. او منشا اصلی قانون را عقل انسان می داند که باید حاکم باشد. به این ترتیب- قانون هر قوم و کشوری بر مبنای کلیاتی بنا میشود که عقل به آنها حکم می کند. او نظریه وضعی بودن کامل قانون را رد می کند و می گوید- مادام که یک قانون از دیدگاه عقل با وضع طبیعی بشر سازگار نباشد- نمی توان آن را به عنوان قانون پذیرفت. از نظر منتسکیو – روابط میان دولت و ملت باید به حکم قانون مشخص شود. او قانون را چیزی می داند که به واسطه آن- آزادی همه محقق می شود. بر این اساس- آزادی یعنی اینکه فرد در آنچه که قانون منع نکرده- مختار باشد و به دلخواه خود عمل کند و در عین حال- بهترین قوانین تا آنجا که مصلحت اجتماع به خطر نیفتد- بیشترین آزادی را به افراد می دهد.

شارل دو مونتسکیو

شارل دو مونتسکیو در سفر به روم- به فکر بازسازی امپراطورى قدیم روم افتاد و پس از بازگشت از این سفر- کتابهایى را با هدف تجدید سیادت = برتری دولت روم نوشت و با کسب تجربه از سفرهایش- معایب حکومت استبدادى و فشار دولتهاى ستم پیشه را به خوبى درک کرد و با جانبداری از حکومت حق پرور و عدالت گستر- کتاب مشهور و مهم -روح القوانین- را منتشر نمود.

این دانشمند و متفکر قرن هیجدهم میلادى- بیش از شانزده کتاب در زمینه های علمى- ادبى- اجتماعى- تاریخى و … دارد که برخی از آنها عبارتند از :

آثار شارل دو مونتسکیو

1- شهرت
2- وظیفه
3- گفت و گوى سیلا
4- ملاحظاتی در باب علل عظمت و انحطاط روم

اما مشهورترین اثر شارل دو مونتسکیو – کتاب -روح القوانین- است که براى نوشتن آن- مدت بیست سال مطالعه کرد و زحمت فراوان کشید. این کتاب بر مبنای اخلاق- سیاست- جامعه شناسى و اصول انسانى نوشته شده است.

مرگ شارل دو مونتسکیو

سرانجام منتسکیو در فوریه سال 1755 و در سن 66 سالگى در پاریس زندگى را بدرود گفت. اما آثار او در سال 1950 به دست مردم رسید.

باورها و نظریه های شارل دو مونتسکیو

سیاسی : او با رد حکومتهای استبدادی و دموکراتیک- خواهان حکومتی سلطنتی است که در آن- بین شاه و مردم- رابطی -اشراف- وجودداشته باشد. به نظر او- آزادی با جدایی سه قوه قضاییه- مجریه و مقننه برقرار می شود.

اجتماعی : منتسکیو مخالف بردگی و کشتار توسط استعمارگران است.

مذهبی : منتسکیو یگانه پرست است. او به خدای واحد خارج از مذاهب پایه گذاری شده و به جاودانگی روح ایمان دارد.

شارل دو مونتسکیو

سالشمار زندگی شارل دو مونتسکیو

۱۸ ژانویه سال ۱۶۸۹: تولد شارل -لوییدوسگواندا در قصر لابرد نزدیک شهر بوردو.

سالهای ۱۷۰۵–۱۷۰۰: تحصیلات متوسطه در نزد پیروان کلسیای اراتو آر- درژویی.

سالهای ۱۷۹۰ – ۱۷۰۸: تحصیلات حقوق در بوردو و سپس در پاریس.

سال ۱۷۱۴: پذیرفته شدن مونتسکیو به عنوان مشاور در پارلمان بوردو.

سال ۱۷۱۵: ازدواج با ژان دولارتیگ.

سال ۱۷۱۶: انتخاب مونتسکیو به عنوان عضو فرهنگستان بوردو: در این تاریخ وی منصب عمویش را که ریاست دادگاه استیناف بود همراه با اموال و لقب -مونتسکیو- از او به ارث میبرد.

سالهای ۱۷۲۱–۱۷۱۷: مونتسکیو به مطالعه علوم میپردازد و رسالاتی در باره انعکاس صوت- غدد میانگانی- شفافیت- سنیگینی اجسام و از این دست مینویسد.

سال ۱۷۲۱: انتشار کتاب نامههای ایرانی بدون ذکر نام نویسنده. این کتاب بیدرنگ مشهور خاص و عام میشود.

سالهای ۱۷۲۳ –۱۷۲۲: اقامت در پاریس و معاشرت با طبقه اشراف. مونتسکیو در این تاریخ با اطرافیان دوک دو بو ربون هه نو- مورخ و شاعر فرانسوی و رییس پارلمان- مارکیزدوپری- و در مجمع ادبی مادام لامبر- و باشگاه آنترسول رفتوآمد دارد و اثر خویش موسوم به گفتگوی سیلا و اوکرات را در همین باشگاه میخواند.

سال ۱۷۲۵: انتشار معبد گنید بدون نام نویسنده. بازگشت مونتسکیو به بوردو و کناره گیری از سمت ریاست دادگاه ومراجعت به پاریس.

وی بعدها در اندیشههایش چنین نوشت: -آنچه باعث شده که من همواره نسبت به خودم عقیده بدی داشته باشم این است که خیلی کم از امور جمهوری وجود دارد که من حقیقتا استعدادی برای آن در خود ببینم. در شغل ریاست دادگاه باید بگویم که قلبم بسیار پاک بود. خود مسایل را به حد کافی میفهمیدم اما از تشریفات دادگاهی سردر نمیآوردم. معذلک خودم را با این گونه امور وفق داده بودم ولی آنچه بیش از همه موجب دلزدگی من میگردید این بود که حیواناتی را میدیدم که همان استعدادی را که من فاقد آن بودم به حد کافی دارا بودند-.

سال ۱۷۲۸: انتخاب مونتسکیو به عضویت فرهنگستان فرانسه. عزیمت او به کشورهای آلمان- اتریش- سوییس- ایتالیا- و هلند. در طی همین دوره لرد چسترفیلد وی را به بریتانیا میخواند.

سالهای ۱۷۳۰–۱۷۲۹: اقامت در بریتانیا.

سال ۱۷۳۱: بازگشت به قصر لابرد و اقامت در آنجا برای نگارش روح القوانین.

سال ۱۷۳۴: انتشار ملاحضاتی در باره علل عظمت و انحطاط رومیان.

سال ۱۷۴۸: انتشار روح القوانین که در ژنو و بدون نام نویسنده چاپ شده بود. کتاب با استقبال بزرگ روبرو شد.

سال ۱۷۵۰: دفاع مونتسکیو از روح القوانین در پاسخ حملات آبا یسوع و ژانسنیستها.

سال ۱۷۵۴: تدوین جستاری در باره ذوق برای دانشنامه به تقاضای دالامبر -انتشار در ۱۷۵۶-.

۱۰ فوریه سال ۱۷۵۵: مرگ مونتسکیو در پاریس.

منبع :

برترین ها

ویکی پدیا

انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ]...

ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمن‌ها ] دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 5:05

صفحه بندی