
ویلهلم وونت
ویلهلم وونت – پدر روان شناسی علمی – فیلسوف و فیزیولوژیست آلمانی که یکی از بنیانگزاران روانشناختی تجربی شناخته می شود و چون اولین آزمایشگاه روانشناسی را تاسیس کرد- بسیاری او را به عنوان -پدر روانشناسی علمی- می شناسند- وونت پیشوای مکتب ساختگرایی است
زندگی ویلهلم وونت
ویلهلم ووندت در 16 آگوست 1832 در آلمان به دنیا آمد. ویلهلم وونت فرزند چهارم خانواده بود. پدرش ماکسیمیلیان وونت -یک کشیش لوتری- و همسرش ماری فردریک- مرسوم به آرنولد. جد پدری وونت: -فردریش پیتر وونت -استاد جغرافیا و کشیش در ویبلینگن بود. هنگامیکه وونت چهار سال داشت خانوادهاش به هیدلشیم نقلمکان کردند که یک شهر قرونوسطایی کوچک در بادن-وورتمبرگ است.
ویلهلم وونت پس از گذران دو سال در دبستان عمومى -Volkschule- تحت نظر کشیش دیگرى بهنام فردریک میولر به تحصیل پرداخت. در سن سیزده سالگى به Gymnasium در هایدلبرگ -Heidelberg- رفت. اینجا او با علاقه و پشتکار به یادگیرى پرداخت و در سن نوزده سالگى آماده ورود به دانشگاه بود.
مسلما دوران کودکى بدون سرگرمى و بازى و دوست- و نوجوانى جدى و بىتفریح وونت- او را فردى درونگرا و تخیلى بار آورده بود که نیروى عظیم درونى خود را در نوشتنهاى بىپایان رها مىکرد- و همین پشتکار و خستگى ناپذیرى فوقالعاده خود عامل بسیار موثرى در تعیین جایگاه او در تاریخ روانشناسى بود. البته نباید فراموش کرد که او داراى استعدادى خارقالعاده بود- آنقدر که او امکان نگارش دایره المعارفى را داشت.
در سال ۱۸۱۵ وونت به دانشگاه توبینگن رفت ولى پس از یک سال آنجا را ترک کرد و به دانشگاه هایدلبرگ وارد شد و در آنجا سه سال و نیم به تحصیل پرداخت. در دانشگاه توبینگن بود که تصمیم گرفت یک فیزیولوژیست بشود. پدر او فوت کرده بود و امکانات مالى او مختصر بود. وونت شک داشت که بتواند پزشک قابلى شود ولى آموزش پزشکى مىتوانست بین آماده کردن او براى حرفه پزشکى که تامین مالى در برداشت و فرصت تحصیل علوم که در راستاى علایق او بود پلى ایجاد کند. بنابراین وونت- همانند لتزى و هلمهولتز پیش از او- به رشته پزشکى رفت تا بتواند امرار معاش نماید. براساس این نوع آموزش بود که روانشناسى جدید- بهصورت روانشناسى فیزیولوژیک آغاز شد.
سال اول اقامت وونت در دانشگاه هایدلبرگ صرف مطالعه در آناتومی- فیزیولوژی- فیزیک- شیمى و برخى دروس عملى رشته پزشکى شد. نتیجه این مطالعات انتشار مقالهاى درباره محتواى کلرورسدیم در سال ۱۸۵۳ بود. در سه سال بعد او در زمینه طب عملى تبحر یافت- ضمن اینکه به مطالعه علوم نظرى و تحقیقی- شدیدا اشتغال داشت.
پس از گذشت چهار سال وونت هیچ شک نداشت که وى براى حرفه پزشکى ساخته نشده است. در بهار سال ۱۸۵۶ به موسسه فیزیولوژى دانشگاه برلین براى شاگردى نزد یوهانس میولر کبیر رفت- که در آن دوران بزرگترین فیزیولوژیست دنیا محسوب مىشد. آموزش او در هایدلبرگ براى خلق و خوى او که گرایش شدید به سوى تحقیقات علمى داشت- بیش از حد- جنبه عملى داشت. در برلین نه تنها پیشرفتهترین علوم زمان خود را یافت- بلکه توفیق مصاحبت و شاگردى بزرگترین دانشمندان آن عصر- نظیر میولر و وبر را پیدا کرد.
ویلهلم وونت در سال ۱۸۵۶ به هایدلبرگ بازگشت- درجه دکترى خود را دریافت نمود- و در آنجا با سمت دانشیارى و استادى مشغول به کار شد -۱۸۵۷-۱۸۷۴-. در سال ۱۸۵۸- اولین بخش کتاب معروف خود Beitrage را نوشت. تمام کتاب که در شش قسمت بود و در واقع فهرست کارها و فعالیتهاى او در تمام عمر را شامل مىشد در سال ۱۸۶۲ منتشر شد. این کتاب در واقع سرآغاز روانشناسى علمى -آزمایشگاهی- است. در آن زمان وونت اصطلاح روانشناسى تجربى -Experimentelle Psychologie- را براى اولین بار بهکار برد. او گفت که -تمام روانشناسى با روش دروننگرى شروع مىشود و دو معیار دارد- یکى آزمایش و دیگر تاریخ طبیعى بشر. یک روانشناس بر این اساس با روش استقرا به کار و تحقیقات خود مىپردازد.
عنوان کامل کتاب که نویسنده جهت سهولت آن را بهعنوان Beitrage آورده است چنین است:-Beitrage zur theorie Der sinners wahehmung –

ویلهلم وونت
تیچنر معروفترین شاگرد و پیرو ویلهلم وونت مىگوید که این دانشمند در تمام عمر خود انجام سه دوره از برنامه روانشناسى را که در کتاب Beitrage آورده بود عهدهدار شد: یعنى روانشناسى آزمایشگاهی- روانشناسى اجتماعى و روانشناسى متافیزیک -که اشاره به بحث وونت درباره استقراء دارد-. در اینجا اهمیت این سه روش و تاثیر آن بر روند آینده روانشناسى موردنظر ما نیست- تنها به این بسنده مىکنیم که وونت روش آزمایش را برگزید- و آن را به قدرى حایز اهمیت دانست که به راحتى و مکررا راجع به روانشناسى آزمایشگاهى صحبت به میان آورد. در جاى دیگر وونت درباره طرز تفکر خود بیشتر توضیح مىدهد.
در سال ۱۸۵۸ بود که کتاب هربارت تحت عنوان روانشناسى بهعنوان یک علم -Psychologie Als Wissenschaft- فکر او را بهخود مشغول کرد- که مقارن بود با روزهایى که وى شروع به سخنرانى درباره اصول علوم طبیعى نموده بود. در این زمان بود که او به این نتیجه رسید که روانشناسى باید علم باشد- ولى بهعنوان علم باید وابسته به آزمایش باشد- چیزى که هربارت به آن اعتقادى نداشت. سالها وونت مجبور بود با این طرز تفکر هربارت و پیروان او بجنگد- معهذا این هربارت بود که در او و فخنر گرایش به روانشناسى علمى را تحریک نمود- گرچه از دیدگاه وونت و فخنر کلمه علمی یعنى آزمایشگاهی.
این موضوع براى خود ویلهلم وونت هم در زمان چاپ بخش اول Beitrage در سال ۱۸۵۸ زیاد روشن نبود- لیکن هنگامى که در سال ۱۸۶۲ که پیشگفتارى بر تمام کتاب مىنگاشت- او بسیار در این باب اندیشیده- سخنرانى بسیار کرده و کتاب Elemente فخنر را خوانده بود- لذا مىتوانست به آسانى درباره روانشناسى آزمایشگاهی سخن گوید.
در سالهایى که ویلهلم وونت کتاب Beitrage را مىنوشت- علایق دیگر او در روانشناسى بهسرعت رو به گسترش نهاد. در سال ۱۸۶۱ وى در برابر ستارهشناسان راجع به توجیه پسیکوفیزیولوژیک معادله شخصى صحبت مىکرد. در سال ۱۸۶۲ درسى را در دانشگاه هایدلبرگ تحت عنوان روانشناسى از نقطه نظر علوم طبیعی تدریس نمود و سال بعد آن را بهصورت کتابى درآورد که براى سالهاى متمادى ساختار اصلى روانشناسى علمى را شامل مىشد. این درس تحت همین عنوان ادامه داشت تا سال ۱۸۶۷ که بهنام روانشناسى فیزیولوژیک تغییر یافت- و بدین سب شاید بتوان گفت که روانشناسى فیزیولوژیک بهعنوان یک موضوع و درس رسمى و مستقل در سال ۱۸۶۷ تاسیس شد. فعالیتهاى روانشناسى او- وى را آماده براى چاپ کتاب بزرگ او بهنام روانشناسى فیزیولوژیک -Physiologisch Psychologie- در سالهاى ۱۸۷۳-۱۸۷۴ نمود. سخنرانىهاى وونت درباره روانشناسى فیزیولوژیک در سال ۱۸۶۷ شروع شد و بهصورت کتابى درآمد که مهمترین کتاب در تاریخ روانشناسى جدید محسوب مىشود- یعنى کتاب اصول روانشناسى فیزیولوژیک -Grundzüge Der Physiologischen Psychologie-. این کتاب از یک طرف نتیجه مشخص تکامل فکرى وونت در هایدلبرگ و نشانه انتقال او از یک فیزیولوژیست به یک روانشناس- و از سوى دیگر آغاز علمى مستقل بود. این کتاب یک مجموعه -Handbook- سیستماتیک بهمعناى واقعى هر دو کلمه بود- زیرا اولا بر محور یک سیستم روانشناسى ساخته شده بود- و بهعلاوه سعى مىکرد که بهطور سیستماتیک و منظم شامل دادههاى وسیع علم روانشناسى شود. این نوشته بسیار پختهتر از دو کتاب قبلى او بود.
وونت در سال ۱۸۷۵ به دانشگاه لایپزیگ براى تصدى کرسى فلسفه دعوت شد. او بلافاصله شروع به انجام تحقیقات در روانشناسى نمود و در سال ۱۸۷۹- وونت اولین آزمایشگاه رسمى روانشناسى در دنیا را تاسیس کرد. البته قبل از آن ویلیام جیمز در دانشگاه هاروارد در سال ۱۸۷۵- اتاقى جهت انجام آزمایشهاى روانشناسى اختصاص داده بود. همچنین گفته شده است که اشتومف یک آزمایشگاه آزمایش شنوایى داشت که پیش از وونت در آن آزمایش بهعمل مىآورد. ولى این نوع آزمایشگاهها در واقع -تاسیس- نشدند- بلکه فقط وجود داشتند. در آزمایشگاه لایپزیگ- بیش از هر مکان دیگر- افرادى تربیت شدند که نامهاى مهم در تاریخ روانشناسى علمى شدند- نه تنها آلمانىها مانند کراپلین -Kraplin- لهمن -Lehman– و کالپى -Kulpe- بلکه اکثریت نسل اول آزمایشگران در آمریکا مانند استانلى هال -Stanley Hall– کتل -Cattell- اسکریپچر -Scripture– فرانک آنجل -Frank Angell- تیچنر- ویتمر -Witmer– و ارن- استراتن -Stratton- و جاد -Judd- از جمله آن افراد بودند. تماس هال مختصر بود. کتل اولین دستیار وونت بود. وونت مىنویسد که روزى کتل به سادگى به نزد او آمد و گفت آقاى پروفسور- شما به یک دستیار نیاز دارید- و من دستیار شما خواهم بود. در این رابطه باید متذکر شویم که کتل یکى از دانشجویان نادرى بود که براى وونت که عادت کرده بود مسایل را بهصورت تصادفى به شاگردان خود بدهد و از آنها انتظارى نداشته باشد- موضوع مهمى مانند تفاوتهاى فردى را از آن سوى دریاها به ارمغان آورد. سالهاى ۱۸۸۰ دهه فلسفى وونت بود. در این دهه او دو مجلد از کتاب قطور Logik را منتشر نمود- کتاب Ethik او نوشته شد و در سال ۱۸۸۹ کتاب System Der Philosophie که تیچنر آن را برنامه کامل فلسفى علمى خواند- به چاپ رسید. البته این فقط بخشى از فعالیتهاى او بود. در تاریخ علم تعداد کمى بودهاند که در اندک زمانى به این سطح از فعالیت علمى رسیدهاند.

ویلهلم وونت
محصول آزمایشگاه جدید نیاز به یک نشریه داشت. بدین جهت وونت مجلهاى در سال ۱۸۸۱ بهنام Philosophische Studeien بهعنوان ارگان آزمایشگاه و روانشناسى علمى جدید تاسیس نمود. گرچه مجله British Mind که بین در سال ۱۸۷۶ تاسیس نموده بود- در واقع نخستین مجله روانشناسى جدید است ولى تداوم زیادى نداشت و مجله وونت عملا اولین مجله مداوم روانشناسى محسوب مىشود.
در سال ۱۸۸۹ وونت به افتخار ریاست دانشگاه لایپزیگ نایل آمد. البته این امر به هیچوجه از مقدار و شدت فعالیتهاى او نکاست. او تمام کتابهاى خو را تجدیدنظر نمود. کتاب روانشناسى فیزیولوژیک به چاپ ششم رسید و شامل تغییرات زیادى از جمله پذیرش نظریه سهبعدى عواطف مىشد. آخرین چاپ آن در سال ۱۹۱۱ منتشر شد. سالهاى ۱۸۹۰ براى وونت زمان فعالیت شدید بود. در این دوره او به نگارش کتاب Volkerpsychologie پرداخت که تاریخ طبیعى انسان را شامل مىشود و بهنظر او پاسخى به سوالات مربوط به فرآیندهاى عالى ذهن انسان است.
با وجود تمام این فعالیتهاى علمى و آزمایشگاهی- بهنظر مىرسد که وونت از نظر خلق و خو خصوصیات یک فیلسوف را داشت. گرایش او به علم فیلسوفانه بود. طرح این مطلب این سوال را مطرح مىکند که آیا وونت یک عالم آزمایشگر بود یا یک فیلسوف. پاسخ به این سوال بسیار دشوار است. روشن است که وى با روش منطقى فلاسفه به اعتقادات خود درباره روانشناسى علمى رسید- آزمایشگاهى را تاسیس نمود. مجلهاى علمى راه انداخت- پژوهشهاى آزمایشگاهى بسیارى انجام داد و همواره تیورىهاى خود را در معرض آزمایشهاى علمى جهت اثبات یا رد و یا تجدیدنظر قرار مىداد- ولى در اصل یک آزمایشگر -Experimentalist- نبود- بلکه آزمایشگرایى -Experimentalism- او نتیجه اعتقادات فلسفى او بود. وونت هیچگاه باور نداشت که روش آزمایش براى حل کلیه مسایل روانشناسى کافى است- مثلا در مورد فرآیندهاى عالى ذهنى او معتقد بود که فقط با مطالعه تاریخ طبیعى بشر مىتوان آنها را شناخت. از اینرو بود که نظریه گسترده و جامعى درباره عواطف ارایه داد- پیش از اینکه هیچگونه آزمایشى براى اثبات صحت آن انجام داده باشد.
منبع :
آفتاب آنلاین
ویکی پدیا
آلاچیق روان
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب: ویلهلم,
نویسنده:
بازدید: 169
تاريخ: پنجشنبه
16 شهريور
1396 ساعت: 18:03