
ابن حزم
ابن حزم- ابومحمد علیبناحمدبنسعید – فقیه- محدث- فیلسوف- عالم ادیان و مذاهب- ادیب و شاعر و یکی از درخشانترین چهرههای فرهنگ اسلامی در اندلس بودهاست
زندگی ابن حزم
ابن حزم سال 384 قمری در شهر قرطبه در اندلس چشم به جهان گشود. نیاکان وی از ساکنان قریهای به نام منته لیشم در اونبه در ناحیه لبله در غرب اندلس بودهاند- اما پدرانش در شهر قرطبه میزیستهاند. گفته میشود که جد اعلایش ایرانی و از بردگان آزاد شده یزید بن ابن سفیان – برادر معاویه بوده است. بنابر نوشته ابن بسام معاصرانش ابنحزم را -از نسبی ناشناخته و بیریشه و جد نزدیکش را نومسلمان میدانستهاند-.
شهرت خاندان وی با پدرش آغاز میشود. پدرش و وی در یکی از بحرانیترین و پرآشوبترین دورانهای تاریخ اندلس میزیستهاند- که همزمان با پایان خلافت امویان و فروپاشی وحدت جغرافیایی – سیاسی اندلس و آغاز آشفتگی و انحطاط بوده است -ابنحزم- خاندان-. پدر ابنحزم اهل علم و ادب و از دولتمردان زمان بهشمار میرفته است. وی در زمان فرمانروایی ابوعامر ملقب به المنصور -۳۶۶-۳۹۲ق/۹۷۶-۱۰۰۲م- یکی از وزیران وی بوده است.
ابنحزم دوران کودکی و نوجوانی را در رفاه و آسایش خانه پدری و بنابر گفته خود در دامان زنان گذرانید و از ایشان بسیار چیزها- از جمله خط و خواندن قرآن آموخت و با خلقیات و رفتار و کردار و ویژگیهای روانی ایشان نیک آشنا شد. این تجارب دوران کودکی سرمایه سرشاری بود که بعدها وی از آنها در نوشتن یکی از برجستهترین آثار خود به عنوان طوق الحمامه -گلوبند کبوتر – بهره بسیار برد. ابنحزم در این نوشته به برخی از رویدادها و آشفتگیهای دوران جوانی خود اشاره میکند و از این رو میتوان آن را سرچشمه مهمی برای آشنایی با دورانی از زندگی وی به شمار آورد.
تحصیلات ابنحزم
درباره تحصیلات ابنحزم- نام چند تن از استادان ابنحزم در منابع از جمله در برخی از نوشتههای خود وی آمده است: در این میان نخستین استاد وی در فقه ابوعبدالله بن دحون -د ۴۳۱ق/۱۰۴۰م– در حدیث احمد بن محمد بن الجسور – در منطق و فلسفه ابوعبدالله محمد ابن الحسن المذحجی و در کلام و جدل ابوالقاسم عبدالرحمان بن ابی یزید الازدی بودهاند. ابنحزم- گویا تا سن ۲۶ سالگی از احکام شرعی و مبانی فقهی آگاهی نداشته است و چنانکه از خود او نقل میشود- برخی از آداب نماز را نیز نمیدانسته است و در پی یک رویداد در مسجدی- از ناآگاهی خود بر آیین نماز آزردهخاطر میشود- پس نزد ابن دحون میرود و خواندن کتاب موطا مالک بن انس را نزد وی آغاز میکند و ۳ سال نزد او و دیگران فقه و حدیث میآموزد.
رویدادهای سیاسی زندگی ابنحزم
نخستین رویداد مهم سیاسی و اجتماعی دوران جوانی ابنحزم به خلافت رسیدن محمد بن هشام بن عبدالجبار ملقب به المهدی است. وی نخست در روز خلع هشام بن الحکم -دوم- ملقب به الموید در ۳۹۹ق/۱۰۰۸م با یاری هواداران بنیامیه به خلافت رسید- اما پس از ۹ ماه در نیمه ربیعالاول ۴۰۰/۱۰۱۰م از سوی سلیمان بن حکم کنار زده شد- و بار دوم نیز- پس از سلیمان به مدت ۴۰ روز حکومت کرد و سرانجام در ذیحجه ۴۰۰ به دست بردگان کشته شد. تاریخنگاران وی را -انگیزه فتنه و شقاق و نفاق - نامیدهاند.
اعتقادات
او ابتدا بر اساس فقه شافعی عمل مینمود و سپس اجتهادش او را به این اندیشه رسانید که بطور کامل قیاس را- چه آشکار و چه پنهان- نفی کند و تنها ظاهر نص و عموم کتاب و حدیث را قبول داشته باشد و معتقد به برایت اصلی و استصحاب حال باشد و در این زمینه کتابهای بسیار نوشت و بر این عقید مناظرهها نمود و درشت گویی و قلمفرساییها کرد و در ارتباط با امامان مذاهب ادب و احترام را کنار نهاد و درعوض به عبارات ناخوشایند و ناسزا و سخنان ناروا درباره ایشان پرداخت-
ویژگیهای شخصیتی
بر پایه نوشتههای خود ابن حزم و گزارشهای تاریخ نگاران- بیگمان میتوان گفت که وی از لحاظ روانشناسی فردی- مردی ویژه بوده و برخی از این ویژگیهای وجودیش- در دوران زندگانی وی انگیزه رنجها و ناآرامیهای گوناگون برای او شده بوده است. ابن حزم از یک سو دارای روحی بسیار حساس- طبعی شاعرانه و در دوستیهایش با انسانهای همگون خود بسیار استوار و وفادار بوده و از سوی دیگر در باورها و اندیشههایش سخت تعصب میورزیده است. ابن حزم خود درباره خلقیات خویش مینویسد: من در سرشت خود دو طبیعت دارم که زندگی من با آنها هرگز گوارا نیست- و گرد آمدن آنها مرا از زندگانی بیزار میکند و گاه آرزو میکنم که از خویش گریزان شوم- تا از رنجی که به خاطر آنها میکشم- آزاد شوم: یکی وفاداری است که هیچ تلونی بدان آمیخته نیست و در حضور و غیاب و نهان و آشکار یکسان است- و زاییده الفتی است که نمیگذارد روحم از آنچه به آن خو گرفته است- روی گردان شود- و نیز نمیگذارد که از دست دادن کسانی را که با ایشان مصاحب بودهام- از خاطر بگذرانم- و دیگری عزت نفسی است که به ستم تن نمیدهد- و مرا به کمترین دگرگونی در رفتار آشنایانم حساس میکند- چنانکه مرگ را بر آن رجحان میدهم. هر یک از این دو سجیه مرا به سوی خود میکشد. من جفا میبینم و بر خود همواره میسازم- بسیار شکیبایی میکنم و انتظار میکشم- که دشوار کسی توانایی آن را دارد. بدین سان شگفتی ندارد که گفتهاند وی در تبلیغ عقاید و نظریات خود و دفاع از آنها سخت بیپروا بوده و از این رهگذر دشمن تراشی میکرده و رنجهای فراوان متحمل میشده است. با توجه به خصلت وفاداری وی میتوان هواداری استوار و حتی تعصبآمیز او را در برابر فرمانروایان اموی توجیه کرده- و از همین روست که ناگواریها- رنجها- تبعیدها و در به دریهایی که در آن دوران آشفتگی و فروپاشی سیاسی – اجتماعی اندلس نصیب وی شده بود.
نقدها
به علت ساز وکاری که پیش گرفته بود دستههایی از مسلمانان از نوشتههای وی رویگرداندند و او را رها ساخته و از وی گریختند و زمانی مورد آزار قرار گرفت. برخی از علما به او توجه کرده و در کارهایش به قصد انتقاد و بهره بردن و گرفتن و نیز مواخذه نمودن جستجو و تحقیق نمودند و در آن مروارید گرانبهایی را یافتند که در پوستهای بیارزش پیچیده شدهاست- بنابراین گاه از آن به وجد میآمدند و گاه خرسند میگشتند و گاه از یکهتازی او به تنگ میآمدند. روی هم رفته کمال و تواناییاش مورد توجه بود. جز سخن محمد- سخن هر کس را که میخواست میپذیرفت یا رها مینمود.
در تمامی علوم دست میبرد و تبحر کسب مینمود. در نقل احادیث مهارت بسیار داشت و در نظم و نثر ید طولایی داشت. انسانی دیندار و بسیار خیر بود و اهداف زیبایی در سر داشت و نوشتههایش مفید بود. علاقهای به ریاست نداشت و در خانه میماند و سرگرم علم و دانش میماند. ما درباره او زیادهروی نمیکنیم-
نظر دیگران
ابو حامد غزالی میگوید: درباره اسما خداوند -تعالی- کتابی را یافتم که ابومحمد بن حزم اندلسی آن را نگاشته و نشانه قدررت بالای حفظ و حضور ذهن بسیار او است.
صاعد اندلسی میگوید: ابن حزم در بین همه اهالی اندلس علوم اسلامی را بیشتر در خود گردآورده بود و علوم سخنوری او وسیعتر از همگان بود و در علم بلاغت و شعر ذوق زیادی داشت و دارای شناخت فراوانی بر زندگینامهها و اخبار گذشتگان بود. پسر او درباره چهارصد تالیف پدرش- ابومحمد- به من خبر داد که بالغ بر هشت هزار صفحه بود.
ابوعبدالله حمیدی میگفت ابن حزم حافظ حدیث و فقه بود و احکام را از کتاب و سنت استنباط مینمود- در انواع علوم خود را مشغول میداشت- به علم خویش عمل میکرد- کسی را مانند او ندیدهام که هوش- سرعت حفظ- تقوا و دینداری همه را با هم داشته باشد. در ادبیات و شعر شایستگی و ذوقی سرشار داشت- هرگز کسی را ندیدهام که مانند وی با چنان سرعتی بصورت فیالبداهه شعر بسراید. شعرهای بسیاری دارد که آنها را بر اساس حروف الفبا جمع کردهاست.
آثار ابن حزم
ابورافع- پسر ابن حزم پس از مرگ وی اعلام کرد که وی ۴۰۰ اثر از خود بهجای گذاشته است که این آثار مکتوب بالغ بر ۸۰۰۰۰ صفحه میشود. بدین سان وی را از لحاظ کثرت نوشتههایش با محمد بن جریر طبری نویسنده تاریخ مشهور مقایسه کردهاند. اما از همه این نوشتهها اکنون جز چند کتاب و تعدادی رساله باقی نمانده است. ابن حزم تالیفات مهمی دارد که بزرگترین آنها کتاب -الإیصال إلی فهم کتاب الخصال- حاوی پانزده هزار صفحه و کتاب -الخصال الحافظ لجمل شرایع الإسلام مشتمل بر دو جلد- کتاب -المجلی- درباره فقه یک جلد- کتاب -المحلی فی شرح المجلی بالحجج والآثار- هشت جلد- کتاب -حجه الوداع- محتوی یکصد و بیست صفحه- کتاب -قسمه الخمس فی الرد علی إسماعیل القاضی- یک جلد- کتاب -الآثار آلتی ظاهرها التعارض ونفی التناقض عنها حاوی یک هزار صفحه که البته آن را به پایان نرسانیدهاست- کتاب -الجامع فی صحیح الحدیث- بدون اسانید- کتاب -التلخیص والتخلیص فی المسایل النظریه- کتاب -ما انفرد به مالک وابو حنیفه والشافعی-.
منبع :
ویکی فقه
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 134
تاريخ: سه
شنبه
4 مهر
1396 ساعت: 22:14