نیکلای گوگول یا نیکلای واسیلویچ گوگول – نویسنده بزرگ روس بود- گوگول بنیانگذار سبک ریالیسم انتقادی در ادبیات روسی و یکی از بزرگترین طنزپردازان جهان است
زندگی نیکلای گوگول
نیکلای واسیلیوویچ گوگول یکی از بامزه ترین و ژرف اندیش ترین نویسندگان جهان- در اول آوریل 1809 در خانواده مزرعه دار محقری در اوکراین به دنیا آمد. پدر گوگول دارای تخیلی قوی و فعال بود: او چندین کمدی به زبان اوکراینی نوشت -که گوگول بعدها از آنها برای پرداختن لطیفه و بذله و برخی موقعیت های نمایشی استفاده کرد-.
نیکلای گوگول در 1828- پس از تمام کردن تحصیلات دبیرستان- به پترزبورگ رفت. در آغاز از اینکه در ادارات دولتی شغلی به پترزبورگ رفت. در آغاز از اینکه در ادارات دولتی شغلی به دست آورد ترس و پرهیز داشت و ظاهرا قصد کرده بود راه خود را در ادبیات بجوید. سال بعد با سرمایه خودش نخستین کتابش- هانس کوشلگارتن- را به چاپ رساند. این کتاب منظومه روستایی بلندی است که دوگانگی بارز گوگول در آن آشکار است- از سویی تصویری است از زندگی بورژوایی و از سوی دیگر تصویری است از قهرمانی که غرق تاملات- رویاها- و احلام است. روزنامه در دو نقد شدیدا این کتاب را به یاد استهزا گرفت. گوگول دیوانه وار تمام نسخه های فروش نرفته آن را خرید و سوزاند.
در سال 1830 نیکلای گوگول وارد خدمت دولتی شد و نخستین کارش را در مقام کارمندی دون پایه آغاز کرد- همچنین به تحصیل هنر پرداخت و به نوشتن هم ادامه داد. گوگول در این سال دست به نشر مجموعه داستان هایی درباره اوکراینی زد که سال بعد در مجله ای تحت عنوان -شب ها در مزرعه ای نزدیک دیکانکا- گرد آمدند.
در 1831 نیکلای گوگول به دیدار شاعر بزرگ روس- الکساندر پوشکین– که او را می پرستید- نایل آمد. پوشکین در مقاله ای که درباره داستان های گوگول نوشت نقل کرد وقتی به حروفچینی آمد که کتابش را در آن می چیدند- دید که حروفچین ها از خنده ریسه می روند. خنده آنها تحت تاثیر نوشته های گوگول بود.
در 1835 نیکلای گوگول چند مقاله و سه داستان مهم انتشار داد. این سه داستان نخستین داستان ها از مجموعه داستانهای – پترزبورگی- او بودند. در همین دوره رمان بزرگش -نفوس مرده- را آغاز کرد.
بسیار شگفت انگیز است که او در عرض سه سال تقریبا تمامی آثارش را به رساند یا آغاز کرد. وقتی که نمایش نامه -بازرس- به پیشنهاد تزار و در حضور او به صحنه رفت- عموم مردم و منتقدان از آن استقبالی نکردند. به دنبال این شکست و بحث هایی که بر سر آن درگرفت- گوگول روسیه را ترک کرد و دوازده سال در خارج از روسیه اقامت گزید و بیشتر این مدت را در رم بود. در این زمان بود که -نفوس مرده- را به پایان برد. این کتاب در 1842 منتشر شد و عظمت او را در مقام نویسنده بر همگان اشکار کرد. در همان سال -شنل- عمیق ترین و درخشان ترین داستان کوتاه او- انتشار یافت.
نیکلای گوگول بقیه عمر را صرف ادامه نفوس مرده کرد که به رغم او می بایست نوعی کمدی الهی مدرن شود که در آن قهرمان رمان- پس از گذر از دوزخ- به برزخ می رسید- توبه می کرد- راه راست در پیش می گرفت- و سرانجام اگر نه به بهشتی زمینی- دست کم به زندگی معنی دار- مثمر ثمر- و اخلاقی دست می یافت. نقطه عطف زندگی گوگول در 1840 فرا رسید. سلامتی او از علایمی که حاکی از فشارهای روانی بود به خطر افتاد. هنگامی که یقین کرد رو به مرگ است رویایی رازوارانه بر او ظاهر شد که هرگز محتوای آن را بر دیگران فاش نکرد.
نیکلای گوگول نیز- چون پدرش- بی چون و چرا تسلیم اهمیت فرضی رویایش شد- پس ایمانی رازگونه به مذهب اورتودوکس روسی پیدا کرد و اسیر این اعتقاد شد که برای تعلیم -حقیقت- به ابنای بشر برگزیده شده است. نشانه های بارز این گرایش در مقالاتی تحت عنوان -گزیده ای از مکاتبات با دوستان- کاملا مشهود است.
شخصیت نیکلای گوگول برای ما همچنان معمایی و پر از تناقضات است: در کنار نامه های به ظاهر فروتنانه و چاپلوسانه او به مادرش و دیگران- نامه های دیگری هست با لحنی آمرانه و پر از دستورات و تعلیمات که خطاب به بستگان و دوستانش نوشته شده است- در کنار اعتقاد افراطی او به مذهب و وحشتش گرفتار شدن به لغت ابدی- تاکیدهای بیش از اندازه او به مسایل پیش پا افتاده و سرخوشی و شادی دیوانه وار او به چشم می خورد- گاه به افراط روزه دار بود و گاه شکمبارگی می کرد- گاه سخت و مرتاضانه می نشست و کار می کرد و گاه بی هدف می چرخید و دایم در سفر و رفت و آمد بود- گاه خلاقیتش گل می کرد و پشت سرهم داستان و رمان و نمایشنامه می نوشت و گاه در بی حاصلی مطلق فرو می رفت – از سویی بسیار جدی و متین و دقیق بود و از سویی دیگر دروغ های شاخ دار می گفت و برای همه دردسر می آفرید- از سویی فروتن بود و خود را به افراط خوار می کرد و از سوی دیگر غروری تحمل ناپذیر داشت و بسیار خودخواه بود- از سویی در خدمت همه بود و ابراز چاکری و بندگی می کرد و از سویی دیگر جز به خود فکر نمی کرد.
همه ماجراهای زندگی نیکلای گوگول نشان می دهد که او شخصیتی بسیار پیچیده داشت که نمی توان به کنه آن پی برد. این شخص در آثار او منعکس است و به همین دلیل تحلیل نقادانه ی کامل آنها دشوار است. گوگول در عین اینکه یکی از شوخ ترین و بامزه ترین نویسندگان است یکی از عمیق ترینشان نیز هست- نویسنده ای است که آثارش کهنه نمی شود و هربار تفسیرهای تازه ای را می طلبد- جهان عجیب و غریب گوگول ما را وامی دارد که به شیوه ای تازه به دنیایی که در آن زندگی می کنیم بنگریم.
آثار نیکلای گوگول
– شبها کنار دهکده دیکانکا -۱۸۳۱-۱۸۳۲- از این مجموعه داستان کوتاه- داستان انتقام موحش توسط عبدالرحیم احمدی و داستان ایوان فیودورویچ اسپونکا و خاله اش توسط خشایار دیهیمی ترجمه شده است.
– میرگرود -۱۸۳۵- از این مجموعه داستان کوتاه- داستانهای ملاک قدیمی و چطور ایوان ایوانویچ با ایوان نیکیفورویچ دعوا کرد توسط خشایار دیهیمی ترجمه شده است.
– تاراس بولبا -قسمتی از میرگرود- ۱۸۳۵-
– آرابسک -۱۸۳۵- سه داستان از این مجموعه به فارسی منتشر شده است -داستان تصویر تحت عنوان پرتره ترجمه پرویز همتیان بروجنی انتشارات چشمه و داستانهای بلوار نیفسکی و یادداشتهای یک دیوانه ترجمه خشایار دیهیمی در کتاب یادداشتهای یک دیوانه و هفت قصه دیگر انتشارات نی-
– بینی -۱۸۳۶- ترجمه خشایار دیهیمی در کتاب یادداشتهای یک دیوانه و هفت قصه دیگر انتشارات نی
– کالسکه -۱۸۳۶- ترجمه خشایار دیهیمی
– شنل -۱۸۴۲- ترجمه خشایار دیهیمی در کتاب یادداشتهای یک دیوانه و هفت قصه دیگر انتشارات نی
– روحهای مرده -۱۸۴۲- ترجمه کاظم انصاری با نام نفوس مرده نشر اندیشه- و ترجمه فریدون مجلسی با نام مردگان زرخرید انتشارات نیلوفر. این کتاب در – – لیست روزنامه گاردین -۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند- قرار دارد.
– نمایشنامه بازرس -۱۸۳۶– ترجمه آبتین گلکار- انتشارات هرمس
– نمایشنامه عروسی -۱۸۴۲– ترجمه آبتین گلکار- انتشارات هرمس
– نمایشنامه قماربازان -۱۸۴۳- ترجمه عبدالرحیم احمدی در کتاب انتقام موحش و قماربازان انتشارات دادار
– پرتره ترجمه پرویز همتیان بروجنی- نشر چشمه
کتابهایی درباره گوگول
– میرسکی- د.س. -عصر گوگول-. ترجمه ابراهیم یونسی. تاریخ ادبیات روسیه. تهران: امیرکبیر- 1354.
– دانایی- ج.ا. کوششی برای ارزیابی اندیشه های -گوگول-. تهران: سپیده- 1355
منبع :
دانشکده ادبیات
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 136
تاريخ: شنبه
27 خرداد
1396 ساعت: 3:31