
لویی آلتوسر
لویی آلتوسر با نام کامل لویی پیر آلتوسر فیلسوف مارکسیست فرانسوی بود- او از بالاترین مقامات آکادمیک حزب کمونیست فرانسه بود- آلتوسر در دیدگاهی انسانگرایانه معتقد بود که انسانها عاملانی صاحب اختیار و آزادی کامل نیستند- بلکه موجوداتی وابسته به نیروهای تاریخی و غیرشخصی مبارزه طبقاتی هستند
زندگی لویی آلتوسر
لویی آلتوسر در 16 اکتبر 1918 در الجزایر به دنیا آمد. پس از مرگ پدر- به همراه خواهر و مادرش به مارسی فرانسه مهاجرت کرد. بر طبق زندگینامه ایی که خود به رشته تحریر در آورده- دوران کودکی وی دوران غم انگیزی بود. این دوران بهدلیل ناهمسازی با پدرش که مقتدر و مستبد- و در عینحال گوشهگیر بود و نیز روابطی که با مادر وسواسی خود داشت- مادری که عشق به فرزند را به نحو بسیار شدیدی بروز می داد- دورانی عذاب آور برای او بود. مقطع متوسطه را در دبیرستان -لیسه دو پارک- با موفقیت گذراند. او کاتولیکی متعصب بود که یک جنبش دانشجویی مسیحی را پایهگذاری- و فعالیتهای دینی پیشه کرد. او در سپتامبر 1939 در دانشگاه اکول نرمان سوپریور در پاریس در رشته فلسفه پذیرفته شد. آموزشگاهی که در آن استادان بزرگی تدریس میکردند. موقعیت آموزش او شایسته یک متفکر مهم فرانسوی است- زیرا تحصیلاتش را در موسسات دانشگاهی معتبر پاریس و با کسب تعالیم وسیع فلسفی که زمینه معلومات او را تشکیل میدادند به پایان رساند. با آغاز جنگ دوم جهانی به ارتش فرانسه پیوست و با شکست فرانسه- به دست آلمانها اسیر و در اسارت دچار ناخوشیهای روانی و جسمی شد. پس از اسارت به مارکسیسم گرایش یافت. او در سال ۱۹۴۶ با زنی انقلابی و یهودی – لیتوانیایی به نام هلن ریتمن آشنا شد و تا پایان عمر با او به سر برد. وی در 1948 از رساله دکتری خود درباره -هگل- دفاع کرد و در همین زمان به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد. این در زمانی بود که افرادی چون موریس مرلوپونتی از حزب کمونیست فرانسه جدا میشدند. همان سال وی به تدریس فلسفه در دانشگاه پرداخت. از آن زمان به بعد هم یک چهره سیاسی و هم یک مفسر آثار مارکس بوده است.
لویی آلتوسر در بیشتر عمر خود از چهرههای برجسته روشنفکری حزب کمونیست فرانسه و نیز یکی از شخصیتهای دانشگاهی سرشناس پاریس بود. تاثیر افکار او در آخرین سالهای دهه 1960 که دانشجویان تندرو و اتحادیههای کارگری فعال فرانسه در کانون فعالیتهای سیاستی آن کشور بودند- به اوج رسید. نقش آلتوسر را در شورش دانشجویی 1968 بسیار ناچیز برآورد کردهاند- هرچند بعدها وی- موضع خود را تغییر داد و حتی حزب کمونیست را به از دست دادن ارتباط با تودههای دانشجویی در انقلاب محکوم کرد. آلتوسر با وجود هوش سرشار خود- نه تنها مستعد ابتلا به افسردگی بود- بلکه از نظر ذهنی وضع بیثباتی داشت. او در نوامبر 1980 با لباس منزل به حیاط مدرسهای که سالها در آن درس میداد دوید و فریاد زد که همسرش را چند لحظه پیش کشت. وی به علت شدت مشکلات روانی زندانی نشد و تا سال 1983 روانه بیمارستان روانی -سنت آن- شد. یادداشتهای روزانهاش فاش میکند که اعتماد به نفس ضعیفی داشت و نگران بود ناگهان -فاش شود- که آثار او پوچ است و به منزله یک روشنفکر -تقلبی- مطرح شود. آلتوسر- مارکس را از حوالی سالهای 1845- با گسست معرفتشناسانه به عنوان نظریهپرداز علمی تلقی میکرد و بر این نظر بود که مارکس در این دوران توانست دیدگاه انسانگرایانه اولیه خود را که از هگل اخذ کرده بود رها کند و به دیدگاهی ساختارگرایانه در نظریه تاریخ روی آورد که فاقد فاعل انسانی است. آلتوسر در سال 1984 زندگینامه خود را با ضمیمه کشتن همسرش به نام -آینده تا همیشه باقی است- منتشر کرد. او مینویسد که هرگز آثار -مارکس- را کامل نخوانده و بهترین عقایدش را با گوش ایستادن به صحبتهای دانشجویان در کافههای دانشگاه به دست آورده است. او به گفته بسیاری از جمله -گریگوری الیوت- نظریهپرداز مارکسیست پس از جنگ جهانی دوم بود. او در دهههای 1960 و 1970 فلسفه و جامعه شناسی مارکسیست را بازنگری کرد و این نگاه وی در اروپای غربی که آن روزها غروب نظریهپردازی را شاهد بود و حتی آمریکایلاتین مورد استقبال قرار گرفت.
نفی -استالین- توسط -خروشچف- در سال 1956 آلتوسر را تحتتاثیر قرار داد. پیروی کورکورانه از -مارکسیسم- دیگر چاره ساز نبود و -هگل– -فویرباخ- و خوانشی جدید از سوسیالیسم و مارکس به میان آمد. -لویی- در دو اثر اصلیاش -خوانش سرمایه- و -دفاع از مارکس- مارکسیسم آن زمان یا روایت هگلگرایی آن را به بوته نقد گذاشت و مارکسیسم سنتی و نوع غربی آن را به ضعف تاریخی متهم کرد.
لویی آلتوسر کوشید با نوسازی مفاهیم اصلی مارکس- زواید -استالینیسم- و -اومانیسم- را جدا و خوانش جدید و ماتریالیستی از مارکسیسم ارایه کند. لویی آلتوسر معتقد بود آثار دوره جوانی مارکس دارای ارزش علمی نیست و نمیتواند به عنوان نظریه علمی مارکسیستی به مثابه سلاحی در خدمت -عمل درست سیاسی- برای تغییر قرار گیرد و با این حکم آثار -مارکس- را دورهبندی کرد و نشان داد تنها آثار و دوره بلوغ مارکس دارای ارزش علمی و سلاحی در خدمت -عمل درست سیاسی- در مبارزات طبقه کارگران است.
لویی آلتوسر با انتقاد از گرایشهای سیاسی اتحاد شوروی سابق از جمله طرح -همزیستی مسالمت آمیز- که فرانسه هم از آن حمایت میکرد عنوان کرد: بهتر است حزب کمونیست فرانسه به جای راه انداختن جنگ طبقاتی در خیابانها- با چپگرایان مسیحی و سوسیال دموکراتها گفتوگو کند!
حزب کمونیست فرانسه میکوشید باب گفت و گو را با -اومانیستها– -اگزیستانسیالیستها- و -سوسیالیستها- و چپگرایان مسیحی باز کند.
این شمایل جدید حزب هم نتوانست مانع پیشروی فرانسه به سوی سرمایهداری شود. در برابر آن راهکار- -ضداومانیسم نظری- آلتوسر مطرح شد که منجر به قرایتی ساختارگرایانه از مارکس شد.
نگاه این فیلسوف به ایدیولوژی تحتتاثیر -ژاک لکان- هم در نوع خود جالب توجه است. وی با بهرهگیری از آرای -لکان- شیوه عمل -ایدیولوژی را در جامعه- معنا میکرد. آلتوسر در این زمینه توانست تعدادی از بزرگان زمان را همچون -اسلاوی ژیژک- و -فردریک جیمسون- را تحتتاثیر خود قرار دهد. به اعتقاد -آلتوسر- ایدیولوژی دارای حیات مادی است و همواره خود را در قالب اعمال خاصی نمایان میسازد. آلتوسر نقش مهمی در فهم جدید از -مارکسیسم- داشت. او را میتوان ساختارگرا- نیواستالینیست- یا آنتیاومانیست خواند. روح سرکش او سببساز تغییر باوری شد که از معرفت میتوان برای ایجاد تغییرات رادیکال بهره گرفت.
لویی آلتوسر سعی دارد که تمامی پدیدههای اجتماعی را به صورت انتزاعی درک کند و این درک انتزاعی است که برداشت علمی از جامعه را میسر میکند. انسان گرایی در اینجا نقطه مقابل ساخت گرایی قرار دارد. انسان گرایی در حقیقت هیچ کوششی جهت برداشت علمی از جامعه نمیکند.

لویی آلتوسر
به مفهوم طبقه خرد مفهومی انتزاعی علمی است که با انسان محقق سروکاری ندارد. طبقه در حقیقت جدا و بیرون از جهان تجربی تشکیل دهنده دنیای افراد است. نکته دیگری که در اندیشه آلتوسر به چشم می خورد- نقد او بر اندیشه های مارکس جوان است. آلتوسر معتقد است که مارکس تا سال ۱۸۴۵ که ایدیولوژی آلمانی را نوشت تحت تاثیر -نسان گرایی نظری- بود. بدین معنا که دست نوشته های ۱۸۴۴ مارکس نیز یک اثر علمی نبوده و مارکس تا هنگام نوشتن -کاپیتال- همچنان تحت تاثیر -انسان گرایی نظری- قرار داشته است.
در واقع سیطره انسان گرایی نظری مانع از آن شد که مارکس بتواند یک دستگاه فلسفی کاملا مستقل برای خود ایجاد کند- لذا مفاهیم به کار گرفته در -مانیفست کمونیست- به عنوان مثال هنوز مفاهیم انسان گرا هستند.
پس می توان گفت- لویی آلتوسر در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یکی از فعالان حزب کمونیست فرانسه- استالین و دولتش را مظهر مارکسیسم در نظر و عمل میدانست اما در همین زمان حزب کمونیست فرانسه به رهبری روژه گارودی با رویکرد -اومانیسم مارکسیستی- میکوشید طیف وسیعی از اومانیستها- اگزیستانسیالیستها و سوسیالیستها را گرد هم آورد که با مخالفت آلتوسر به عنوان یکی از اعضای مهم حزب روبهرو شد. آلتوسر در این زمان قرایتی ساختارگرایانه از مارکس ارایه داد. آلتوسر را از بنیانگذاران گرایشهای ساختارگرایانه در مارکسیسم میدانند که در دهههای 1960 و 1970 و در راستای مارکسیسم فلسفی و اومانیستی- بیشتر در فرانسه رشد نمود که با تاکید بر ساختهای اجتماعی براساس زیرساختهای زبان و اندیشه میباشد. اساسا نظریه مارکسیسم ساختاری تلفیقی است از نظریه مارکس و ساختارگرایی انتزاعی که آلتوسر مهمترین شخصیت این نظریه است. آلتوسر تلاشش را مصروف پاکسازی مفاهیم اصلی مدنظر مارکس از زیر سیطره استالینیسم و اومانیسم و همچنین دیالکتیک هگلی کرد. اهمیت آلتوسر تنها بهدلایل تاریخی و تاثیر آنها بر فلسفه علوم اجتماعی نیست- بلکه جنبه سودمند چارچوب حاصل از نظریه اوست که پیچیدهترین برداشت را از ساختار اجتماعی موجود در علوم اجتماعی به دست میدهد. چون مارکسیسم غالبا متهم به ارایه تبیینهای تکعلتی شده است- آلتوسر امکان تبیینهای پیچیده و چندعلتی را مطرح میکند که در آن فرایندهای علّی اولویتبندی شدهاند- و به فراسوی توصیف آنچه اتفاق میافتد راه میبرند. معرفتشناسی آلتوسر هر عیب و ایرادی که داشته باشد- حداقل میتوان گفت که او در اعتقاد به معرفت و بهرهگیری از آن برای ایجاد تغییرات سیاسی سودمند- مصمم است. بیشترین تلاش آلتوسر بهعنوان مارکسیستی ساختگرا صرف این شد که مارکس را از تفسیر فلاسفه انسانگرا نجات دهد. رویکرد آلتوسر بینشهای معرفتشناسی تاریخی را با میراث ریالیستی و ماتریالیستی سنت مارکسیستی بههم پیوند میدهد.
لویی آلتوسر در 10سال پایانی زندگیاش کوشید تا به نوعی اعترافنامهای از زندگی فلسفی- اجتماعیاش فراهم کند. این اثر که توجه نسل جدیدی از روشنفکران و منتقدان را به خود جلب کرد پس از مرگ وی در 1992با عنوان -آینده جاودانه میماند- منتشر شد. آلتوسر در این اثر علاوه بر تحلیل آدمکشیاش- اعتراف میکند که آثار مارکس را به طور کامل نخوانده و چهبسا برخی از نقل قولها را از خودش ابداع کرده است.

لویی آلتوسر
اندیشه لویی آلتوسر
لویی آلتوسر نماینده عمده نحله ساختارگرایی -اصالت ساخت- در مارکسیسم معاصر بودهاست که در برابر مارکسیسم ارتدکس- مارکسیسم رسمی عصر استالین- و مارکسیسم هگلی و فلسفی مارکسیستهای غرب قرار دارد. اندیشههای او در فرانسه واکنشهای نامساعدی در حزب کمونیست و در بین مارکسیست – لنینیستها ایجاد کرد. آلتوسر تحت تاثیر آرای فیلسوفانی چون گاستون باشلار بود و ادعا میکرد که نظریه مارکسیستی را بر پایه علمی که به نظر او خالی از هرگونه جریان یا عنصر ایدیولوژیک است- برکشیدهاست. آرای او را میتوان زیر عناوین زیر جمعبندی کرد: مسیله گسست معرفت شناختی در اندیشه مارکس- مشاجره با دیگر نحلههای مارکسیستی- ساختگرایی و مباحثی پیرامون دولت و ایدیولوژی. آلتوسر آشکارا از نظام کمونیستی شوروی انتقاد میکرد و استالین را به تحریف کردنهای بسیار اصولی که مارکس سرمایه را بر آنها مبتنی کردهاست متهم میدانست. در سال ۱۹۶۵ کتابهای -دفاع از مارکس- و -قرایت سرمایه- را منتشر کرد. در این کتابها با تلفیق رویکرد تاریخی مارکس با نظریه ساختارگرایی گفتهاست که همه جوامع دارای ساختار بنیادین واحدی هستند و تغییرات آنها بیشتر ناشی از نیروهای اجتماعی گستردهاست تا اعمال فردی. از این نظریه او همچون نظریهای ضدبشری بهشدت انتقاد شدهاست. این منازعه در فلسفه قرن ۲۰ تاثیر بسزایی نهاد و برخی از منتقدان بعدی با حذف مارکس از مباحثه- مفاهیم آلتوسر را در نقد ادبی و انسانشناسی بهکار بردند.
مرگ
لویی آلتوسر پس از چند سال بستری شدن در بیمارستان روانی و گذران زندگی در سالهای پایانی عمرش در آپارتمانی ویران در یکی از محلههای شمالی پاریس در حالی که فقط با معدودی از دوستانش در ارتباط بود- در 22 اکتبر 1990 در اثر حمله قلبی درگذشت.
آثار لویی آلتوسر
برای مارکس -۱۹۶۵- For Marx-
خوانش سرمایه -۱۹۶۵- Reading Capital-
سیاست و تاریخ -۱۹۵۹- Politics and History-
موضعگیریها -۱۹۶۴- positions-
لنین و فلسفه -۱۹۶۸- Lenin and Philosophy and Other Essays-
منبع :
راسخون
مد و مه
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 123
تاريخ: پنجشنبه
14 دی
1396 ساعت: 9:36