صومعه پارم آخرین اثر استاندال نویسنده فرانسوی- که در ۱۸۳۹ انتشار یافت
کتاب صومعه پارم که در سال هزار و سیصد و هفتاد و دو چاپ شده می باشد. این اثر توسط استاندال نوشته شده است.که انتشارات آن جامی می باشد.و با ترجمه اردشیر نیکپور انجام گرفته است. صومعه پارم ار اثرهای آخرین استاندال نگارنده ی فرانسوی می باشد که در سال هزار و هشتصد و سی و نه چاپ شده است. نگارنده در فصل نخست که عنوان آن میلان در هزار و هفتصد و نود و شس می باشد بر پایه ی اعترافهای یک ستوان فرانسوی به اسم روبر ما را با مارکی دل دونگو ی پیر و هواخواهان اتریش و مرتجع ددمنش و علل خصوص دو زن و ماکیز جوان و خواهر مارکی یعنی همان ژینا و جینا آشنا می نماید. نگارنده با اشارات بسیار سریع تلقین کرده که قهرمان جوان قصه مارکی جوان فابریس و دل دونگو ثمره ارتباط روبر و مارکیز می باشند. فابریس در هزار و هشتصد و پانزده با خبر برگشت ناپلیون از جزیره الب از منزل فرار می کند تا به اتفاق وی نبرد کند. بعد از اتفاقات افسانهای عصر روز جنگ واترلو به واترلو رسیده است. بدون آن که مساله ی اساسی بفهمد. شاهد جنگ و بعد دچار سیل عقبنشینی می گردد. در برگشت برای آنکه مارکی دل دونگو او را از قصر رانده است پیش عمه خویش در پارم می رود .
معرفی نویسنده صومعه پارم
هانری بل نویسنده شاهکار جاویدان -سرخ و سیاه- در ماه مه سال ۱۷۸۳ در شهر -گرونوبل- فرانسه متولد شد. هانری بل در طفولیت مادرش را از دست داد- و به ناچار کودک در میان یک مشت اقوام پدری که همه مستبد و خودرای و عبوس و اخمو بودند و به کمترین بهانهای کتکش میزدند- بزرگ شد. استاندال نویسندهای است ریالیست و توانا که سبکی بسیار خشک و عاری از تکلف دارد. رومانتیکهای هم عصر او به هیچ وجه پی به زندگی پر احساسی که در بین آثار او موج میزد نمیبردند و او را نویسندهای بی ارج میدانستند- ولی او علیرغم قضاوت احمقانه و ناشی از تعصب آنان همچنان به نوشتن ادامه میداد .در آثار استاندال اغلب تضاد آرزوهای فردی انسان و روابط غیرعادلانه جامعه بورژوازی و سرمایه داری عمده میشوند. چون او به انتقاد از جامعه و فرد میپردازد- مطالعه آثارش حتی امروزه جذابیت خاصی دارند. به علت جانبداری استاندال از جنبش خردگرایی و روح آزادی خواهی قرن ۱۸ اروپا- آثارش تمایلات ریالیستی دارند.
هانری بل در ۲۴ ماه مه سال ۱۸۴۲ دچار سکته قلبی شد و این عارضه او را از پای درآورد.

استاندال
ماجرای داستان صومعه پارم
نویسنده- در فصل اول که عنوان آن -میلان در ۱۷۹۶- است- بر مبنای اعترافهای یک ستوان فرانسوی- به نام روبر- ما را با مارکی دل دونگو ی پیر- هوادار اتریش و مرتجع ددمنش- و مخصوصا دو زن- ماکیز جوان و خواهر مارکی- یعنی ژینا آشنا میکند. نویسنده با اشارههای سریع- تلقین میکند که قهرمان جوان داستان- -مارکی جوان- فابریس دل دونگو- ثمره رابطهٔ روبر و مارکیز است. این پس در دوره پرهیجان و پرافتخار جنگهای ناپلیون بزرگ میشود.
در قصر گریانتا در ساحل دریاچه کوم- که پدر و برادر بزرگش نماینده ارتجاع و تاریکاندیشیاند- سخت به مادر و عمه ژینای خود -که بیوه یکی از افسران ناپلیون است- دل بسته است. فابریس- در ۱۸۱۵- به شنیدن خبر بازگشت ناپلیون از جزیره الب- از خانه میگریزد تا به اتفاق وی بجنگد. پس از ماجراهای افسانهای- عصر روز نبرد واترلو- به واترلو میرسد- بیآنکه چیز مهمی دریابد. شاهد نبرد و بعد گرفتار سیل عقبنشینی میشود. در بازگشت چون مارکی دل دونگو او را از قصر میراند به نزد عمهاش در پارم پناه میبرد. در واقع- ژینای بسیار زیبا که بیوه مانده است- با نخستوزیر شاهزاده پارم- کنت موسکا- آشنایی پیدا کرده و برای حفظ ظاهر- با دوک دو سانسورینا ی پیر ازدواج کرده است و زینت دربار حاکم ظالم و کوچک پارم است .
فابریس جوان- اکنون که راه افتخار نظامی به رویش بسته شده است- در چنین محیطی- برای معاضدت جاهپرستی عمهاش- آماده پیش گرفتن راه کشیشی میشود و معاون اسقف پیر میگردد. اما- جوانی آتشین او- که هدفی حقیقی ندارد- او را به عشقهای پرحادثه و آسان میکشاند …
نقد و بررسی داستان صومعه پارم
بخش آخر داستان- به عقیده همگان- بیاندازه شتابزده نوشته شده است و اندکی جنبه تصنعی دارد. اما چنین عیبی کافی نیست که به زیبایی این شاهکار لطمه بزند. استاندال در این کتاب- تمام کمال مطلوب خویش را در زمینه هنر و زندگی- سراب دوردست افتخارات ناپلیون- حادثه پردازی- عشق بسیار عمیق به ایتالیای عصر خود و حتی ایتالیای دوره رنسانس به نحو زیبایی تصویر کرده است. در این کتاب استاندل لحن تازهای هست. ماجراهای قهرمانش با نوعی حزن و سودای آمیخته به حسرت و اغماضی عاشقانه نشان داده میشود- و رمان به حلاوت خیالی و غیرواقعی شعری رمانتیک نزدیک میشود. تجزیه و تحلیل روانی بسیار باریکبینانه- اتقان سرسختانه و موجز سبک- ملاحظات فلسفی-اخلاقی- و خلاصه- همه چیز به برکت رویای صادقانه و نادری که در بهترین صفحهها به حد لطافت آهنگهای ترانهای میرسد- تغییر شکل میپذیرد. برخی از واقعههای کتاب همچنان اشتهار دارد: تجسم بسیار بدیع نبرد واترلو و زندگی فابریس در برج- از اینگونه صحنهها و واقعههاست. اما بالاترین ارزش و شایستگی راستین کتاب همچنان در این است که نویسندهای با خصلت و فطرت استاندال- که به نحوی چنان دلنشین اهل تجزیه و تحلیل و اهل اندیشه است- خویشتن را- به وجهی موفق- به دست تخیل رها میکند. این شاهکار- که تقریبا در زمان خودش ناشناخته ماند -و تنها سه چهار آشنا به رموز و اسرار به ارزش آن پی بردند– امروزه به نظر ما یکی از کتابهای کلیدی تمام ادبیات قرن نوزدهم است. و در نیمه نخست آن قرن همان مقامی را دارد که در نیمه دوم قرن مختص به کتاب تربیت احساساتی- اثر گوستاو فلوبر- است. در صومعه پارم روانشناسی باریکبینانه قرن هجدهم وجود دارد -و به خاطر داشته باشیم که استاندال به نظر تحسین به لاکلو مینگریست- در صورتی که ایجاز کلام و حذف مغلقگویی با دقت نظر بیشتری اعمال میشد به استاندال امکان میداد که ثمرههای حقیقیترین ریالیسم نورسته را بچیند و به شدت با آن توصیف وسیع رسوم و اخلاق- که بالزاک بیهوده بررسی نکرده است- رودررو شود. هرچند این شاید یکی از بدیعترین ویژگیهای این کتاب سرشار از حرکت وحرارت باشدکه با بیانی شاعرنه به توصیف اخلاقیات میپردازد و راه حل خویش را در آن میان ارایه میکند.

صومعه پارم
این صفات و محاسن برای یک کتاب بزرگ کافی است. این صفات تنها علت استقبال خوانندگان از آن نیست. خوانندگان علاقهمند به ادبیات همواره صومعه پارم را میخوانند. آیا آنها تصویر خود را در سیمای جبار پارم- در سیمای فابریس بازمییابند؟ ممکن است چنین باشد. و از این گذشته- و بیشتر از این- شاید خودشان را در پرنسنشین پارم- در آن دربار کوچک پر از دسیسه بازمییابند- در حالی که -فرانته پالا-ها کینهها و بغضهایشان را تشدید- و سلاحهایشان را تیز میکنند.
پارم- بیشتر از آنکه تصویر کوچکی از یک امپراتوری باشد- تصویر کوچکی از مجموعه قدرتهاست و برای آنکه همه چیز را گفته باشیم- تصویر کوچک بشریتی دستخوش فتنه و نفاق است. آرزوهای شخصی و منظورهای سیاسی اینجا سخت به هم درمیآمیزند. برج فارنز- زندان بانان پست و و ژنرال کونتیاش- که منحصرا در بند وضع و موقع خویش در دربار است- تصویر کوچکی از کشوری است که به شیوه پلیسی اداره میشود. موسکا که مثل حکیمی ماهر از توطیهها میگذرد- خود نیمه جباری است که دستخوش وحشت است و دنیای کوچکش پر از پلیس مخفی خودش است- توطیهگرانی که مردم را به هیجان میآورند- و در واقع برای رقبای شاهزاده کار میکنند- نفوذهای برونمرزی- و خلاصه همه این چیزها تصویرها و قهرمانها و شخصیتهای بسیار شناختهای به وجود میآورند.
چنانکه دیده میشود این کتاب کلیدی قرن نوزدهم- کتاب کلیدی قرن بیستم نیز هست. استاندال- در اینجا هم- به کمال مطلوب شعار خویش -شعاری که از دانتون گرفته بود -حقیقت- حقیقت تلخ- نایل میآید و یگانه روشنی های این دنیای ددمنش- در نهایت امر- شخصیت غمانگیز سانسورینا- شخصیت دلشکسته کللیا- و شخصیت پرتکبر و در عین حال وارسته و پرحرارت فابریس است که به فراسوی هرگونه کینه و تحقیری میرسد. این شخصیت ها مظهر عشق- جاودانگی- جاهطلبی و دسیسهبازیاند- عشقی که به نظر استاندال مانند آن منظره -والا-یی است که فابریس از برج فارنز تماشا میکرد .
فیلم های برگرفته از کتاب صومعه پارم
صومعه پارم – یک فیلم به کارگردانی کریستین-ژاک در سبک درام است که در سال ۱۹۴۸ منتشر شد.
منبع :
کارا کتاب
وبکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 312
تاريخ: جمعه
9 تير
1396 ساعت: 16:08