حکایتهای کنتربری -کانتربوری هم نوشته شده- مجموعه داستانهایی به قلم جفری چاوسر نویسنده انگلیسی است که در سده چهاردهم میلادی نوشته شده است- دو تا از این حکایات به نثر و مابقی به نظم هستند- این داستانها در مورد افرادی از مشاغل مختلف است که در سفر خود باید تعدادی داستان تعریف کنند که هر داستان ماجرای پندآموزی داشته باشد
ترجمه کاملی از این اثر مهم و کلاسیک ادبیات جهان به فارسی وجود ندارد و ترجمه دو جلدی علیرضا مهدیپور که در سال ۱۳۸۸ توسط نشر چشمه منتشر گردید فقط شامل ۵ حکایت و دیباچه میباشد که حدود یک پنجم از کل کتاب را در بر دارد.
حکایت های کنتربری مجموعه ی بیست و چهار داستان منظوم است که به صورت ده مجلد تنظیم و تا هفتاد و پنج سال پس از مرگ شاعر -سال ۱۴۰۰ میلادی- که صنعت چاپ وارد انگلستان شد به صورت نسخ خطی منتشر شده بود. امروزه بیش از هشتاد نسخه ی خطی از حکایات در موزه های انگلیس موجود است که نشان دهنده ی محبوبیت چاسر در زمان خود و پس از مرگ اوست.

حکایتهای کنتربری
معرفی نویسنده حکایتهای کنتربری
جفری چاسر شاعر- نویسنده- فیلسوف و سیاستمدار انگلیسی بود .جفری چاسر در حدود سال ۱۳۴۰ میلادی در لندن متولد شد . هرچند به طور دقیق محل و زمان تولد او در دست نیست . وی نخستین نویسنده برجسته انگلیسی پس از سلطه نرمنها بود . نام او فرانسوی و به معنی -کفاش- است.
ار چه از وی آثار زیاد نامآوری برجای ماندهاست- اما او را با کتاب سترگش افسانههای کنتربری میشناسند که اثر زیادی بر زبانآوران و سرایندگان پس از وی نهاد.
سیارکی به افتخار چاسر به نام چاسر ۲۹۸۴ نامیده شدهاست.
سر در سال ۱۴۰۰ درگذشت و جسدش در محل مخصوص شعرا در کلیسای وست مینستر مدفون شد.

جفری چاسر
معرفی و بررسی کتاب حکایتهای کنتربری
-حکایتهای کانتربری- معروفترین اثر ادبی انگلیسی در قرن 14 میلادی است که جفری چاسر آن را نوشته و در قصههای آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا میشود. ماجراجویی عاشقانه- داستان زندگی قدیسان- قصه های مذهبی- داستانهای تمثیلی از حیوانات و حتی موعظه. چاسر 15 سال آخر عمرش را صرف نوشتن حکایتهای کانتربری کرد که خودش هم به عنوان زایر در آن حضور دارد. در دیباچه کتاب- او در یک مهمان خانه با 29 شخصیت دیگر رو به رو میشود که آنها هم زایر مقبره تامس بکت قدیس در کلیسای جامع کانتربری هستند. تامس بکت قدیس مردی بود که شوالیههای تحت فرمان پادشاه به اشتباه او را کشته بودند و مزار او در کلیسای جامع کانتربری به زیارتگاه مردم تبدیل شده بود. چاسر از سفر یک گروه از زایران به این محل استفاده میکند تا داستان بگوید و مردم زمانه خودش را هم معرفی کند. صاحب مهمانخانهای که زایران در آن جمع شدهاند پیشنهاد میدهد همه زوار برای گذران وقت در طول راه قصه بگویند و از همین جاست که چاسر توصیف شخصیتها را شروع میکند- از شوالیه گرفته تا شخم زن و آسیابان و کارپرداز- از داروغه گرفته تا راهب و بازرگان و قاضی و البته کشیشها و راهبهای مختلف که یکیشان حتی توبه فروش -کفاره گیر- است.
در واقع در حکایتهای کانتربری مردمی از طبقههای مختلف نقش قصهگویی را به عهده میگیرند و رفتارها و اظهار نظرهای آنها سرنخهای زیادی درباره روش زندگی و خلق و خوی مردم آن زمانه به خواننده میدهد. مثلا حکایت اول را شوالیه -از طبقه اشراف- نقل میکند و قرار بر این میشود که بعد از او هم راهب قصه بگوید اما آسیابان -از طبقه پایین جامعه- خودش را وسط میاندازد تا قصه اش را تعریف کند. اول بودن قصه شوالیه- خواننده را به این صرافت میاندازد که لابد قصهها بر اساس طبقه اجتماعی شخصیتها گفته خواهند شد اما وقتی آسیابان خودش را قاتی ماجرا میکند- معلوم میشود که قرار نیست این طور باشد. چاسر بعد از بازنشستگی از کار- یعنی در اوایل دهه 1390 میلادی- شروع کرد به کار جدی روی حکایتهای کانتربری. او برنامه بزرگی برای نوشتن این حکایتها در ذهن داشت و اگر آن را پیاده میکرد الان حجم حکایتهای موجود خیلی بیشتر بود. برنامه اصلی چاسر این بود که هر کدام از شخصیتهای حاضر در حکایتهای کانتربری چهار داستان بگویند- دو تا در راه رفتن به زیارت و دو تا در راه برگشت. با این حساب باید 120 داستان دراین اثر نوشته میشد اما متن موجود به زبان انگلیسی 24 حکایت بیشتر نیست و این یعنی روز 25 اکتبر سال 14010 میلادی که چاسر از دنیا رفت- احتمالا برنامه خیلی بزرگتری برای ادامه این حکایتها در ذهن داشت اما نتوانست پیاده اش کند.

حکایتهای کنتربری
ظاهرا جفری چاسر میخواسته حکایتهای کانتربری را واقعا برای مردم و برای -خوانده شدن- بنویسد. او در جریان کارش با مردمی از طبقات مختلف اجتماع سر و کار داشت و شاید همین مساله بود که او را به فکر نوشتن شعر و قصه گویی برای مخاطب عام انداخت. چاسر میخواست چیزی بنوسید که از لحاظ زبانی برای همه قابل فهم باشد اما یک مشکل بزرگ در این راه وجود داشت. تا پیش از چاسر- ادبیات در انگلیس صرفا دو شکل داشت- یک شکل از آن به زبان فرانسه نوشته میشد و مختص دربار و درباریان بود و شکل دیگرش هم به لاتین نوشته میشد و مختص کلیسا بود و خلاصه مردم معمولی برای لذت بردن از آثار ادبی هیچ موقعیتی نداشتند. چاسر این وضعیت را عوض کرد و به همان زبان انگلیسی ای نوشت که مردم لندن در کوچه و خیابان استفاده میکردند. این جور استفاده از زبان محلی توسط چاسر شاید تحت تاثیر نوشتههای بو کاچیو- پترارک و دانته در ادبیات ایتالیایی بود اما انگار همه منتظر بودند که یک نفر در انگلیس چنین کاری انجام بدهد و راه را برای بقیه باز کند و همین طور هم شد- چون شاعران انگلیسی بعد از چاسر به نوشتن به زبان ساده و محلی تمایل پیدا کردند. اصل حکایتهای کانتربری به زبان انگلیسی میانه نوشته شده و شباهتهایی با زبان نوشتاری و گفتاری امروز انگلیسی دارد. خواننده ای که با زبان انگلیسی آشناست متن اولیه حکایتهای کانتربری را تا حدی میتواند بخواند- در حالی که بعضی از متون معاصر با این اثر اصلا برای انگلیسی زبانها هم قابل خواندن نیست و باید ترجمه آنها به زبان انگلیسی مدرن را خواند.
فیلم برگرفته از کتاب حکایتهای کنتربری
حکایتهای کنتربری فیلمی ایتالیایی به کارگردانی پیر پایولو پازولینی محصول سال ۱۹۷۲ است. فیلم بر اساس شعر روایی قرون وسطایی حکایتهای کنتربری اثر جفری چاسر میباشد.
منبع :
تبیان
پاتوق کتاب
ویکی پدیا
انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ]...
ما را در سایت انجمن اجتماع اندیشه - تمامی انجمنها ] دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 457
تاريخ: جمعه
9 تير
1396 ساعت: 16:08